فرارو– آدولفو فرانکو، کارشناس سیاسی از حزب جمهوری‌خواه، متخصص در تحلیل سیاست خارجی و نماینده سابق کارزارهای انتخاباتی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۲۴.

به گزارش فرارو به نقل از الجزیره، تنگه هرمز همچنان به عنوان یکی از پرچالش‌ترین گلوگاه‌های استراتژیک جهان عمل می‌کند و ادامه تسلط ایران و حمله به کشتی‌هایی که آنها را غیرقانونی می‌داند، امنیت جریان انرژی و تجارت بین‌الملل را تهدید می‌کند. در این شرایط، پیشنهاد اخیر جمهوری اسلامی برای بازگشایی تنگه به مدت هفت روز می‌توانست فرصتی برای بهبود وضعیت عادی ایجاد کند، اما دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا این پیشنهاد را رد کرد.

قضاوت درباره تصمیم ترامپ نمی‌توان تنها به تغییرات تاکتیکی در تنگه هرمز یا نگرانی‌های فوری حول قیمت انرژی محصور کرد؛ بلکه باید آن را بخشی از استراتژی بازدارندگی و تلاش‌های واشنگتن برای حفظ فشار بر تهران در نظر گرفت.

تلاش برای بازگشایی موقت هرمز و مفهوم قدرت بازدارنده

پیشنهاد ایران برای بازگشایی هفت‌روزه تنگه، به نوعی دیپلماسی نامتقارن بازمی‌گردد؛ به این معنا که تهران در ازای یک مدت کوتاه از ثبات، خواهان کاهش واقعی فشار آمریکا بود. از این زاویه، پذیرش این پیشنهاد می‌توانست به معنای تأیید این گزاره باشد که ایران می‌تواند هر زمان که بخواهد جریان تجارت جهانی را متوقف یا مجدداً فعال کند.

انتخابات میان‌دوره‌ای و آزمایش اراده واشنگتن

زمان‌بندی ارائه پیشنهاد ایران در این تحلیل حائز اهمیت خاصی است. انتخابات میان‌دوره‌ای در ایالات متحده در آستانه برگزار شدن است و افزایش نفت و هزینه سوخت می‌تواند برای دولت آمریکا بار سیاسی سنگینی به همراه داشته باشد. مخالفان ترامپ بر این عقیده‌اند که پذیرش یک توافق موقت می‌توانست از تشدید بحران انرژی جلوگیری کند، اما این نظر از محاسبات هوشمندانه ایران غافل است.

بر اساس این تحلیل، ایران به خوبی از حساسیت عمومی نسبت به قیمت سوخت در آمریکا آگاه بوده و ممکن بود امیدوار باشد که دولت ترامپ به خاطر تبعات اقتصادی و سیاسی، پیشنهاد بازگشایی تنگه را بپذیرد. در چنین تعاملاتی، پذیرش توافق می‌توانست پیامدهایی را بازتاب دهد که نشان می‌دهد سیاست خارجی آمریکا در برابر فشارهای انتخاباتی آسیب‌پذیر است. به همین دلیل رد پیشنهاد می‌تواند از منظری بازدارنده دارای اهمیت باشد؛ زیرا نشان می‌دهد واشنگتن تمایل ندارد استراتژی‌های کلان خود را تنها بر اساس تقویم انتخاباتی تنظیم کند.

بازدارندگی فراتر از عواملی مانند قدرت نظامی

یکی از ارکان اصلی این تحلیل، مفهوم «بازدارندگی» می‌باشد. بازدارندگی صرفاً به تعداد نیروها، کشتی‌های جنگی یا حجم سلاح‌ها وابسته نیست، بلکه به درک طرف مقابل از اراده سیاسی یک کشور نیز بستگی دارد.

اگر رقیبی به این نتیجه برسد که طرف مقابل به دلیل ترس از انتخابات، فشار اقتصادی یا افزایش قیمت انرژی حاضر به دفاع از منافع کلیدی خود نیست، احتمالاً هزینه اتخاذ اقدامات تهاجمی را برای خود کمتر ارزیابی خواهد کرد. در این راستا، تصمیم ترامپ مبنی بر رد پیشنهاد هفت‌روزه ایران می‌تواند به عنوان تلاشی برای جلوگیری از شکل‌گیری چنین تصوری تلقی شود.

نگرانی نسبت به تبدیل آتش‌بس موقت به الگویی دائمی

یکی دیگر از دلایل عمده این تحلیل این است که توافقات موقت به‌طور حتم به صلحی پایدار منجر نمی‌شود. با نگاهی به تاریخ درگیری‌ها می‌توان دید که دوره‌های آتش‌بس کوتاه ممکن است به طرفین فرصتی برای بازسازی نیروهای خود، تغییر استراتژی‌ها و ورود دوباره به رویارویی در زمان مناسب بدهد. از این جهت، بازگشایی هرمز به مدت هفت روز، بدون حل و فصل اختلافات بنیادین میان ایران و آمریکا، ممکن بود به سادگی یک قطعنامه موقتی در بحران باشد.

در نهایت، این تحلیل تنگه هرمز را به‌عنوان بیشتر از یک مسیر حیاتی برای انتقال انرژی، به نوعی آزمایش برای اعتبار سیاست بازدارندگی آمریکا تبدیل می‌کند. بدین‌سان، تصمیم ترامپ برای رد پیشنهاد ایران پیام خاصی به همراه دارد: واشنگتن نمی‌خواهد باز و بسته شدن یک مسیر کلیدی تجارت جهانی به ابزاری برای فشار سیاسی تبدیل گردد.

در عوض، ادامه این استراتژی به معنی پذیرش هزینه‌های اقتصادی و سیاسی قابل‌توجه است. هزینه انرژی، فشار بر خانواده‌های آمریکایی، احتمال تشدید درگیری و نزدیکی انتخابات میان‌دوره‌ای، همگی عواملی هستند که تصمیم واشنگتن را پرهزینه‌تر می‌سازند.

بنابراین، مسئله اصلی در بحران هرمز تنها بازگشایی یک راه دریایی نیست؛ بلکه کشمکش دو نگرش در مورد نحوه مدیریت فشار است. تهران در تلاش است تا کنترل یا اختلال در یکی از مهم‌ترین مسیرهای انرژی جهان را به ابزار مذاکره تبدیل کند، در حالی که واشنگتن در تلاش است تا نشان دهد این ابزار نمی‌تواند بر سیاست ایالات متحده فشار وارد کند. نتیجه این تقابل، هرچه باشد، به ما خواهد آموخت که در شرایط افزایش فشارهای اقتصادی و سیاسی، بازدارندگی تا چه میزان قادر است بر منطق سازش‌های موقتی غلبه کند.

نویسنده : آدولفو فرانکو