فرارو- محسن صالحیخواه؛ نایبرئیس مجلس از جاری بودن بررسی طرح سهفوریتی خروج ایران از معاهده NPT خبر داد. موضوعی که با واکنشهای داخلی و خارجی روبهرو شد و روسیه، نخستین کشوری بود که به آن واکنش نشان داد و از ایران خواست که در این معاهده باقی بماند.
به گزارش فرارو، خروج ایران از معاهده عدم اشاعه تسلیحات هستهای که به صورت مختصر با مخفف NPT شناخته میشود، یکی از کارتهای قدیمی تهران برای بازی در معادلات مربوط به پرونده هستهای است. کارتی که تاکنون چندبار صحبت بازی کردن آن از تریبونهای رسمی مطرح شده؛ اما این بار با توجه به تمام تحولاتی که در بیش از ۱۵ ماه گذشته رخ داد، در میان تحلیلها و اظهارنظرهای رسمی پررنگتر از قبل دیده میشود.
خروج بر اساس ماده ۱۰ معاهده
تمام کشورهای عضو NPT بر اساس ماده ۱۰ این معاهده میتوانند خروج خود را اعلام کنند. روند حقوقی خروج از NPT در این ماده گنجانده شده اما مانند دیگر ابعاد پرونده هستهای ایران، تحلیلگران میگویند بهرغم وجود حق حاکمیتی کشورها برای خروج از معاهده عدم اشاعه، آنچه در واقع رخ میدهد، برخوردی سیاسی و غیرحقوقی با ایران خواهد بود. وجه دیگر موضوع، این است که طرف مقابل چقدر این تهدید را معتبر میداند.
اعلام خروج ایران از معاهده عدم اشاعه، مانند هر موضوع دیگری در حوزه سیاست خارجی موافقان و مخالفانی جدی دارد. هر کدام از صاحبان موضع نیز تحلیل خود از منظر یک منطق مشخص مطرح میکنند. یکی از زوایایی که در موضع مخالفان دیده میشود، این است که با توجه به تمام تحولات ماههای گذشته و بمباران تأسیسات، مراکز مرتبط و ترور دانشمندان هستهای، آیا به صورت فرضی ایران امکان انجام تست اتمی پس از اعلام خروج از NPT را دارد یا نه. پاسخ مثبت یا منفی به این سؤال، میتواند مسیر متفاوتی را پیش روی ایران بگذارد.
خروج از NPT تقابل امنیتی ایران و آمریکا را گستردهتر میکند
مهرزاد بروجردی، استاد علوم سیاسی دانشگاه علم و فناوری میزوری، درباره ابعاد موضوع خروج ایران از NPT به فرارو گفت: «سود و زیان ناشی از این اقدام، بدهبستان راهبردیِ اصلیِ خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای است. مهمترین منفعت بالقوه از دیدگاه تهران، افزایش آزادی عمل برای حرکت بهسوی ایجاد یک بازدارندگی هستهای یا ایجاد ابهام درباره این است که آیا ایران میتواند در مدت کوتاهی به چنین قابلیتی دست یابد یا خیر. خطر متناظر این است که همان ابهامی که با هدف بازداشتن دشمنان ایجاد میشود، ممکن است در عوض آنها را متقاعد کند که باید پیش از دستیابی ایران به سلاح هستهای دست به اقدام بزنند.»
وی افزود: «این نکته را نیز باید به یاد داشت که خروج از NPT پروندههای پیشین را از بین نمیبرد و لزوماً به تمامی تعهدات پادمانی یا تعهدات مربوط به استفاده صلحآمیز که به مواد و فناوری هستهای تأمینشده در گذشته مرتبط هستند، پایان نمیدهد.»
بروجردی با تأکید بر آثار دوگانه این تصمیم، ادامه داد: «رفع محدودیت NPT در زمینه دستیابی به سلاح هستهای، تأکید بر حاکمیت ملی و استقلال در تصمیمگیری، افزایش ابهام راهبردی، ایجاد مسیری بالقوه بهسوی بازدارندگی هستهای و افزایش اهرم چانهزنی در مذاکرات از جمله مزایای بالقوه خروج ایران از این معاهده هستند.»
این استاد دانشگاه اظهار داشت: «کاهش اعتماد بینالمللی و تضعیف سازوکارهای راستیآزمایی، افزایش خطر حمله نظامی، تشدید تحریمها و انزوای دیپلماتیک، احتمال ایجاد زنجیرهای از اشاعه هستهای در خاورمیانه، احتمال از دست دادن برخی مزایا، در حالی که بعضی از تعهدات همچنان پابرجا میمانند، از جمله خطرات بالقوه این اقدام محسوب میشوند. باید به این موضوع توجه داشته باشیم که خروج از NPT به معنای دستیابی فوری به سلاح هستهای نیست.»
معاون رئیس دانشگاه علم و فناوری میزوری، در پاسخ به این سؤال که آیا «طرف آمریکایی، تهدید ایران به خروج از NPT را معتبر ارزیابی میکند؟» اظهار داشت: «تا سپتامبر ۲۰۲۶، شواهد موجود نشان میدهد که واشنگتن احتمال خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای را یک مسئله جدی در زمینه اشاعه هستهای و امنیت تلقی میکند؛ هرچند این امر لزوماً به این معنا نیست که مقامهای آمریکایی معتقدند خروج ایران از این پیمان قریبالوقوع است.»
بروجردی تأکید کرد: «شرایط کنونی باعث شده است که این تهدید نسبت به شرایط عادی پیامدهای جدیتری داشته باشد. روابط ایران و آمریکا در حال حاضر بهشدت تقابلی است و حتی شامل درگیریهای نظامی جاری نیز شده است. همزمان، واشنگتن ایران را برای همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و پایبندی به تعهدات هستهای خود تحت فشار قرار داده است. در چنین فضایی، اعلام خروج ایران از NPT احتمالاً در واشنگتن نه صرفاً بهعنوان یک اعتراض دیپلماتیک، بلکه در چارچوب گستردهتر تقابل هستهای و امنیتی میان دو کشور تفسیر خواهد شد.»
رئیس کالج هنر، علوم و آموزش دانشگاه علم و فناوری میزوری تأکید کرد: «جدی گرفتن این تهدید از سوی واشنگتن به این معنا نیست که واشنگتن فرض میکند ایران حتماً از NPT خارج خواهد شد. مقامهای ایرانی میتوانند از احتمال خروج بهعنوان اهرمی در مذاکرات و چانهزنی دیپلماتیک استفاده کنند، بدون آنکه در نهایت آن را عملی کنند.»
این تصمیم به معنی اراده ایران برای ساخت بمب تفسیر خواهد شد
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک، در مخالفت با طرح موضوع خروج ایران از NPT به فرارو گفت: «در وضعیتی که ما با آن مواجه هستیم، طرح بحث خروج از NPT مشکلاتی را که داریم مضاعف میکند. برای آمریکا، خارج شدن از مسیر مذاکره و منتفی کردن یک راهحل صلحآمیز و مبتنی بر مذاکره آسانتر میشود؛ چون خروج ایران از NPT این معنا را دارد که ایران ارادهای برای ساخت بمب اتم دارد.»
احمدی تأکید کرد: «خروج از NPT میتواند به این معنا هم باشد که ایران همکاری خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را متوقف کند؛ بازرسان آژانس را که در ایران هستند اخراج کند یا اجازه ورود آنها را ندهد و ارتباط با سایتهای هستهای را بهصورت قطعی و نهایی با آژانس قطع کند. با این حال، از این اقدام در نگاه دیگران معنای دیگری جز اینکه ایران قصد ساخت بمب اتم دارد، برداشت نخواهد شد.»
وی با اشاره به فتوای رهبر پیشین انقلاب و ارتباط مستقیم این موضوع با فتوای رهبر جدید انقلاب، ادامه داد: «این موضوع بستگی دارد که موضع رهبری جدید در این مورد چیست. رهبری پیشین، ساخت، نگهداری و استفاده از بمب اتمی را حرام میدانست. اما رهبری جدید تاکنون درباره این موضوع اظهارنظر مشخصی نکرده است. اگر خروج از NPT با اعلام موضع جدیدی درباره سلاح هستهای همراه شود، معنای آن میتواند این باشد که ایران تصمیم به ساخت بمب گرفته است. این نخستین و فوریترین مشکلی است که میتواند روند مذاکرات را دشوارتر کند.»
احمدی افزود: «از سوی دیگر، ممکن است آمریکاییها تصور کنند که با این اقدام، توجیه بیشتری برای متقاعد کردن جامعه بینالمللی دارند که راهی جز برخورد نظامی با ایران وجود ندارد. در چنین شرایطی، تهدید علیه امنیت ملی ایران میتواند افزایش پیدا کند.»
این دیپلمات بازنشسته درباره احیای بازدارندگی ایران در صورت خروج از NPT اظهار داشت: «ایران در حوزه موشکی و شهرهای موشکی قدرت خود را نشان داده و ثابت کرده که در این حوزه تواناییهایی دارد، اما در حوزه پدافند هوایی عملاً مشخص شده که با مشکل مواجه است. البته جغرافیا به نفع ایران است. موضوع تنگه هرمز مطرح است و در صورت حمله به زیرساختهای ایران، بحث حمله به زیرساختهای کشورهای منطقه و زیرساختهای انرژی آنها هم میتواند مطرح باشد. اینها همگی عواملی بازدارنده هستند.»
وی افزود: «اما در مقابل، بحث محاصره دریایی وجود دارد که در صورت خروج از NPT، ممکن است برداشتن آن بسیار دشوارتر شود. حداقل اگر تصمیمی برای برخورد نظامی گرفته نشود، ممکن است بحث محاصره دریایی ادامه پیدا کند.»
احمدی در پاسخ به طرح این استدلال که «خروج از NPT میتواند بهعنوان یک اهرم فشار جدید، غرب را به مذاکره منطقیتر و منصفانهتر وادار کند»، اظهار داشت: «این مسئله به موضع ایران بستگی دارد. اگر ما همچنان دنبال آتشبس در همه جبههها، از جمله لبنان و غزه و سایر جبههها باشیم و همزمان بر حاکمیت خود بر تنگه هرمز و عدم بازگشت وضعیت این تنگه به شرایط پیش از جنگ تأکید کنیم، ترکیب این خواستهها با خروج از NPT میتواند مسئلهساز شود.
این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی ادامه داد: «در شرایط مشخصی که مجموعهای از خواستههای دیگر هم وجود دارد، خروج از NPT میتواند به جای اینکه صرفاً یک اهرم مذاکراتی باشد، به یک عامل تشدیدکننده بحران تبدیل شود. اگر شرایط متفاوت بود و ایران مجموعهای از خواستههای دیگر را مطرح نمیکرد، شاید خروج از NPT میتوانست بهعنوان یک اهرم مذاکراتی مورد استفاده قرار بگیرد.»
وی افزود: «اما مسئله دیگری هم وجود دارد. آنچه ما بهعنوان اهرم مذاکراتی در نظر میگیریم، ممکن است بعداً خودش به یک موضع حیثیتی تبدیل شود و در آن صورت، عبور از آن اهرم و عقبنشینی از آن دشوار خواهد شد. ممکن است عدهای بعداً عدول از آن را بهعنوان عقبنشینی، سازشکاری یا مصالحه تلقی کنند. مثلاً درباره غنیسازی ۶۰ درصد، این سطح از غنیسازی در ابتدا میتوانست بهعنوان یک اهرم مذاکراتی در نظر گرفته شود، اما بعد از مدتی به یک مسئله حیثیتی تبدیل شد. مجموعهای از این عوامل در کنار خروج از NPT میتواند شرایط را مسئلهساز کند.»
این دیپلمات پیشین در پاسخ به این سؤال که «با توجه به مجموع اتفاقات رخ داده برای پروژه و سایتهای هستهای ایران، طرف مقابل چقدر تهدید به خروج از NPT را معتبر میداند»، اظهار داشت: «اینکه سایتهای فردو، نطنز، اصفهان و نقاط دیگر مورد حمله قرار گرفتهاند، اولاً به این معنا نیست که این سایتها کاملاً نابود شدهاند؛ مشخص نیست میزان واقعی آسیب به آنها چقدر بوده است. دوم اینکه ممکن است این تصور وجود داشته باشد که ایران سایتهای محرمانه یا مخفی دیگری هم داشته است.»
موافقان چه میگویند؟
اعلام خروج ایران از معاهده عدم اشاعه در داخل کشور موافقان جدی نیز دارد. موافقان این تصمیم از لحاظ دستهبندی سیاسی، در زمره اصولگرایان تندرو قرار میگیرند. هرچند در میان آنان نیز افرادی هستند که بهرغم نظر غالب در میان این طیف سیاسی، معتقدند خروج از NPT الزاماً کارکردی در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ندارد.
سیدنظامالدین موسوی، فعال سیاسی اصولگرا و نماینده سابق مجلس چندی پیش در گفتوگویی با سایت انصاف، درباره تغییر دکترین هستهای ایران گفت: «همان طور که بستن تنگه هرمز بعد از تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران، به اجماع جهانی علیه کشورمان منجر نشد، خروج از NPT هم میتواند یکی از ابزارهای بازدارندگی ایران باشد. الان و پس از تحولات ناشی از تجاوز ۹ اسفند ۱۴۰۴، خروج ایران از NPT در افکار عمومی جهان خریدار دارد.»
روز ششم مهر نیز جمعی از مدیران سابق دولتی با عنوان «دولتمردان ولایی» با صدور بیانیهای خواستار خروج ایران از این معاهده شدند. در بخشی از این بیانیه آمده است: «خروج از NPT با واکنشهای تبلیغاتی، برخی فشارهای سیاسی و احتمالاً تحریمهای تازه همراه شود، اما این هزینهها در مقایسه با وضعیتی که امروز بر ایران تحمیل شده است، نه تنها قابل مدیریت است، بلکه از ادامه مسیر کنونی که به بمباران، ترور و تحقیر منتهی شده، کمهزینهتر است؛ و منفعت خروج از NPT پایان نظارت یکطرفه، جاسوسی، بهانهتراشی برای تجاوز از یک طرف و بازسازی بازدارندگی، حفاظت از تأسیسات و دانشمندان و استقلال کامل هستهای در چارچوب استفاده صلحآمیز از طرف دیگر است.»
در ادامه این بیانیه تأکید شده است: «مسئولان دیپلماسی کشور باید از طریق رایزنی با کشورهای جهان بهویژه چین و روسیه، بستر سیاسی این اقدام مهم و راهبردی را فراهم سازند تا ضمن اقدام مقتدرانه، زمینههای سوءاستفاده دشمن را مسدود نمایند. ما جمعی از دولتمردان ولایی، با تأکید بر اینکه همچنان خواهان استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای هستیم از دولت و بهویژه مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی میخواهیم، ضمن توقف همکاریها، فرآیند قانونی خروج از NPT را در کوتاهترین زمان ممکن در دستور کار و اقدام قرار دهند و از این طریق با بازگشودن مسیر اعتلای فناوریهای هستهای صلحآمیز، راه تسلط و شرارت دشمن خبیث نسبت به دانشمندان و نخبگان هستهای کشور را مسدود نمایند.»
محمدرضا میرتاجالدینی (معاون رئیسجمهور در دولت احمدینژاد)، مسعود زریبافان (معاون رئیسجمهور در دولت احمدینژاد)، محمد ناظمی اردکانی (وزیر تعاون دولت احمدینژاد)، حیدر مصلحی (وزیر اطلاعات دولت احمدینژاد)، سیدمحمد حسینی (معاون رئیسجمهور دولت سیزدهم)، امیرحسین قاضیزاده هاشمی (معاون رئیسجمهور دولت سیزدهم)، انسیه خزعلی (معاون رئیسجمهور دولت سیزدهم)، غلامحسین الهام (وزیر دادگستری، مشاور و معاون دولت احمدینژاد)، فداحسین مالکی (عضو کمیسیون امنیت ملی)، حجتالله عبدالملکی (وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت سیزدهم)، بهرام عیناللهی (وزیر بهداشت دولت سیزدهم)، میثم لطیفی (معاون رئیسجمهور دولت سیزدهم)، لطفالله فروزنده (معاون رئیسجمهور در دولت احمدینژاد) و علی سعیدلو (معاون رئیسجمهور در دولت احمدینژاد) از جمله شاخصترین امضاکنندگان این بیانیه هستند.
نظرات کاربران