بر اساس گزارش "ورزش سه"، محمدامین رضایی پس از باز شدن پنجره نقلوانتقالات تیم استقلال خوزستان به جمع بازیکنان این تیم پیوست و در چهار بازی ابتدایی خود موفق به ثبت دو کلینشیت شد. او در پیروزی مهم آبیپوشان خوزستان در برابر تراکتور نیز دروازهاش را بسته نگه داشت و یکی از بازیکنان کلیدی تیم امیر خلیفهاصل به شمار میرود.
رضایی که در کارنامه خود ۱۸۶ بازی و ۸۵ کلینشیت در لیگ برتر و لیگ یک را دارد، در سالهای اخیر به تیمهای مختلفی همچون نساجی، ماشینسازی، مس شهربابک، شهرداری آستارا، مس کرمان، شمسآذر، شهرداری نوشهر، هوادار و صنعت نفت ملحق شده است. این دروازهبان ۳۰ ساله، در گفتوگویی با "ورزش سه" در مورد شروع فصل، تجربه مصدومیتهای سخت، جابهجاییهای مکرر و آرزوی پدر مرحومش صحبت کرد.
* دو کلینشیت در چهار بازی به ثبت رساندهای. ارزیابیات از شروع فصل و عملکردت چیست؟
خدا را شکر که از عملکردم نسبتا راضیام، اما احساس میکنم قادر به ارائه عملکرد بهتری هستم. سرمربی و سایر اعضای تیم نیز این عقیده را دارند. برای به تحقق رساندن اهدافم باید به مراتب بهتر عمل کنم. داشتن دو کلینشیت در این چهار مسابقه قابل توجه است، اما قطعاً میتوانم این آمار را بهبود ببخشم.
* با توجه به سابقه ۱۸۶ بازی و ۸۵ کلینشیت، چرا نام محمدامین رضایی در فوتبال ایران دیرتر به گوش میرسد؟
متأسفانه در دوران ورزشیام دو مصدومیت بسیار جدی را تجربه کردم. یکی از این مصدومیتها در تیم نساجی و دیگری در شمسآذر قزوین اتفاق افتاد که مجبور شدم در حین مسابقه زمین را ترک کنم. این دو حادثه فشار روحی و روانی زیادی به من وارد کرد. مدت زمان سختی را سپری کردم تا خودم را دوباره سر و سامان دهم و به قله بازگردم. فوتبال برای همه میتواند با مصدومیت و چالش همراه باشد. اکنون به خوبی درک میکنم که چه احساساتی به بازیکنانی که دچار مصدومیت میشوند، دست میدهد. این دو اتفاق بسیار دشوار بودند، اما سپاسگزارم که دوباره توانستم به میادین برگردم.
* آیا جا به جاییهای مکرر در سالهای اخیر به دلیل همین مصدومیتها بوده است؟
بله، اصلیترین دلیل تغییرات مداوم تیمی من همین دو مصدومیت بود. اگر در نساجی باقی میماندم، اکنون وارد سال ششم حضورم در این تیم میشدم. قراردادم با شمسآذر هم دو ساله بود و اگر مصدوم نمیشدم، احتمالاً ادامه حضورم در آنجا به همین شکل میبود و به این میزان جابهجایی نمیکردم. البته این سفرها از جهاتی برایم جذابیت داشت. تقریباً در اکثر شهرهای ایران بازی کردم و به نظر میرسد تنها اصفهان باقی مانده است. تجربه حضور در تیمها و شهرهای گوناگون نکات زیادی به من آموخته است.
* دروازهبانان معمولاً در حدود ۳۰ سالگی به بلوغ و پختگی میرسند. آیا فکر میکنی الآن در بهترین دوره حرفهای زندگیات قرار داری؟
به اعتقاد من، یک دروازهبان در ۳۰ سالگی از لحاظ بدنی، ذهنی و تجربی به اوج پختگی میرسد. البته این سن زمان حساسی است و نیاز به زندگی حرفهای دارد. من اکنون بسیار حرفهایتر از قبل زندگی میکنم و بیشتر به سلامتی بدنی و سبک زندگیام توجه میکنم تا بتوانم شش سال آینده موفقیتآمیزی را داشته باشم. تا سن ۳۶ سالگی اهداف بلندی را برای خود تعریف کردهام. امیدوارم به تیمهای بزرگ لیگ برتر ملحق شوم و حتی پیراهن تیم ملی را بپوشم. به این اهداف میتوانم دست پیدا کنم.
* آیا فکر میکنی هنوز شانس دستیابی به تیم ملی را داری؟
اختلاف سطح میان بازیکنان فوتبال ایران قابل توجه نیست و یک بازیکن با چند نمایش درخشان میتواند نظر کادر فنی تیم ملی را جلب کند. میلاد سورگی به تیم ملی دعوت شد، همچنین بازیکنانی مانند احمدی از خیبر، حسین ابرقویی و محمد خلیفه نیز همین مسیر را پیمودند. مثالهای زیادی وجود دارد و من هم مطمئن هستم که با ارائه عملکرد مناسب میتوانم به این هدف دست یابم.
* پیشتر بیان کرده بودی مایلی به حضور در استقلال و برآورده کردن آرزوی پدر مرحوم خود هستی. ماجرای این آرزو چیست؟
پدرم هوادار استقلال بود. من در سنین نوجوانی وارد دنیای فوتبال شدم و سابقه بازی در تیم نوجوانان استقلال تهران تحت نظر آقای جمشید مظلومی را دارم. شروع فوتبال من از همین دوره شکل گرفت. خودم، پدرم و همسرم همگی هوادار استقلال هستیم و پدرم همیشه آرزو داشت که روزی برای تیم استقلال بازی کنم. از دوران کودکی عاشق سیدمهدی رحمتی بودم و وجود او یکی از دلایل اصلی استقلالی شدن من است. البته در مقطعی نیز در تیمهای پایه پرسپولیس بازی کردهام، اما مانند برخی افراد نیستم که هر روز رنگ خود را عوض کنند. من واقعاً استقلالی هستم و میخواهم آرزوی پدرم را محقق کنم.
* بازی برای استقلال خوزستان و پوشیدن پیراهن تیمی با نام استقلال چه احساسی به تو میدهد؟
بازی کردن برای استقلال خوزستان برای من بسیار افتخارآمیز است. این باشگاه تاریخ و قدمت زیادی دارد و مردم خوزستان نیز همیشه مهربان و مهماننواز بودهاند. در دو سال اخیر چه در آبادان و چه در اهواز، محبتهای مردم خوزستان را به وضوح حس کردم. اکنون وظیفه من این است که ابتدا جایی برای خودم در استقلال خوزستان پیدا کنم و به کادر فنی تیم اثبات کنم که لیاقت این پیراهن را دارم. چهار مسابقه تعداد زیادی نیست و باید در طول ۲۰، ۲۵ یا حتی ۳۰ بازی خوب برای استقلال خوزستان عملکرد مثبت داشته باشم تا بتوانم به فکر انتقال به تیمهای بزرگتر باشم.
* هدف شخصی تو در این فصل چیست؟
هدفم بسیار جدی است و میخواهم کارهای بزرگی انجام داده و خودم را بیشتر در دنیای فوتبال ایران معرفی کنم. به این باور رسیدهام که این مسئله ممکن است. هدف اول من این است که در کنار همتیمیهایم به استقلال خوزستان کمک کنم تا یک تیم قدرتمند بسازیم. احساس میکنم تیم خوبی داریم و از نظر فردی نیز هدفم این است که بیش از ۱۲ یا ۱۳ کلینشیت ثبت کنم. قصد دارم فصل را در جمع پنج دروازهبان برتر لیگ از نظر کلینشیت به پایان برسانم. امیدوارم در پایان فصل شرایطی فراهم شود که بتوانم به یکی از تیمهای بالایی جدول بپیوندم، اما در حال حاضر تمام تمرکزم روی موفقیت استقلال خوزستان و تثبیت جایگاهم در این تیم است.
نظرات کاربران