ناهید محمدی در گفتگو با ایسنا، به تفاوت‌های بین «لجبازی» که یک مرحله طبیعی از رشد کودکان است و «نافرمانی مکرر» که به‌عنوان یک اختلال رفتاری شناخته می‌شود، اشاره کرد و گفت: اصل تفاوت این دو در شدت، مدت زمان و گستردگی این رفتارها نهفته است. لجبازی‌ها و نافرمانی‌هایی که به شدت بالا بوده و در موقعیت‌های متعددی تکرار می‌شوند و معمولاً دیرتر هم به آرامش می‌رسند، از منظر بالینی به‌عنوان آسیب‌های جدی دسته‌بندی می‌شوند.

این روانشناس افزود: به‌طور طبیعی، بچه‌ها در سنین دو تا چهار سالگی به رفتارهایی معطوف به مخالفت می‌پردازند و در تلاشند تا نظرات خود را به اثبات برسانند. این لجبازی‌ها معمولاً در موقعیت‌های خاصی بروز می‌کنند، مانند زمانی که طفل با ناکامی، خستگی یا گرسنگی مواجه می‌شود. اما نافرمانی به‌صورت مداوم و در تمامی زمان‌ها مشاهده می‌شود. در لجبازی‌های طبیعی، کودکان پس از مدتی به آرامش می‌رسند و دوباره به والدین خود نزدیک می‌شوند تا تعامل موثری را برقرار کنند. کودکان معمولاً بعد از مختصری زمان دوباره قادر به انعطاف‌پذیری و پیدا کردن آرامش هستند، اما در مورد نافرمانی، آنها حتی به تلاش‌های والدین برای آرام کردن خود نیز به‌نوعی واکنش منفی نشان می‌دهند.

نشانه‌ها و تمایز لجبازی‌های طبیعی از نافرمانی اختلالی

به گفته وی، لجبازی به‌طور متناوب و گهگاهی بروز می‌کند، در حالی که نافرمانی به طور مداوم و با شدت بیشتر مشاهده می‌شود. در لجبازی، رفتار کودک معمولاً با سن و مرحله رشد او متناسب است، در حالی که در نافرمانی، این رفتارها با سطح رشدی کودک همخوانی ندارند و حتی ممکن است از او بیشتر توقع برود. برای نمونه، ممکن است رفتار غیرمنتظره‌ای از یک کودک هشت‌ساله سر بزند. لجبازی بیشتر در مواقع خاصی روی می‌دهد، اما نافرمانی در موقعیت‌های متعدد بروز پیدا می‌کند. همچنین در لجبازی‌های رشدی، کودکان انعطاف‌پذیرند و به‌دنبال بهبود روابط هستند، در حالی که در اختلال نافرمانی، این انعطاف‌پذیری به مراتب کمتر است و درگیری‌ها می‌تواند به فرسایش روابط منجر شود. در این اختلال نه تنها مشکلات به رابطه با والدین محدود نمی‌شود بلکه ممکن است در زمینه‌هایی چون تحصیل و ارتباطات اجتماعی با دوستان نیز بروز کند.

بررسی ریشه‌های رفتارهای سرکشانه؛ گم‌کردن کلمات توسط کودک


محمدی با اشاره به اینکه رفتارهای سرکشانه کودک می‌تواند نشانه‌ای از اضطراب یا نیازهای نادیده‌گرفته او باشد که قادر به بیان کلامی آن‌ها نیست، گفت: در مواقعی که کودکان در وضعیت‌های ترسناک قرار می‌گیرند یا نمی‌دانند چه پیش خواهد آمد و احساس می‌کنند که از عهده شرایط برنمی‌آیند، به اضطراب دچار می‌شوند. اگر این کودکان از نظر مهارت‌های ارتباطی دچار کمبود باشند، به‌جای بیان نیازها و احساسات خود به عبارتی مانند «به من کمک کن، در این کار توانایی ندارم» یا «از اینکه وسیله‌ام را گرفتی عصبانی هستم» و یا «نمی‌خواهم کنارم بنشینی» به رفتارهایی چون فریاد زدن، مخالفت، هل دادن یا سرپیچی از دستورات دست می‌زنند.

این روانشناس در ادامه تاکید کرد: در چنین شرایطی ارزیابی‌هایی درباره مهارت‌های زبانی و کلامی ضروری است تا مشخص شود کودک تا چه حد با نام‌گذاری و فهم هیجانات آشناست. یکی از سوالاتی که والدین یا مربیان باید در این زمینه از خود بپرسند این است که به‌جای تمرکز بر اینکه چرا کودک نافرمان است، بررسی کنند که او با این رفتارهای سرکش و لجبازی به‌دنبال چیست؟ باید مشخص شود که کودک از انجام این رفتار چه چیزی می‌خواهد به‌دست آورد یا از چه موقعیتی فرار می‌کند.
 

چرا تنبیه موجب تشدید خشم در کودکان می‌شود؟

به گفته وی، کارهای تنبیهی معمولاً باعث افزایش رفتارهای لجبازانه در کودکان می‌شود. تنبیه نه‌تنها به کودک راه‌حل‌های مناسبی برای رفتار را نمی‌آموزد، بلکه موجب ایجاد ترس از والدین در او می‌شود. افزون بر این، تنبیه چرخه‌ای از خشم را ایجاد می‌کند که وقتی کودک بر ضد دستوری مقاومت می‌کند و والدین او را تنبیه می‌کنند، خشم در او شکل می‌گیرد، اما به سبب سن کم و ضعفش، نمی‌تواند این خشم را به‌صورت مستقیم ابراز کند و ممکن است آن را از طریق نافرمانی یا تخلیه خشم در موقعیت‌های دیگر نشان دهد.

این روانشناس با اشاره به اینکه در فرآیند تنبیه، هیچ آموزشی برای رفتار صحیح و جایگزین داده نمی‌شود، تصریح کرد: والد ممکن است بگوید «اجازه نداری فریاد بزنی»، ولی برای کودک توضیح نمی‌دهد در آن لحظه چه رفتار جایگزینی را باید انجام دهد. همچنین، تنبیه می‌تواند در کودکان اضطراب ایجاد کند و این اضطراب خود می‌تواند به بروز رفتارهای مخرب دیگری منجر شود. اعمال تنبیه به عنوان یک الگوی رفتاری منفی در ذهن بچه‌ها نقش می‌بندد، زیرا کودک می‌آموزد که هر کسی که قدرت بیشتری دارد، می‌تواند دیگران را تنبیه کند و برای حل مشکلاتش از زور استفاده نماید و این امر به‌طور طبیعی موجب بدتر شدن رفتارهای کودک در طول زمان خواهد شد.

وی در خصوص جایگزین‌های مناسب برای تنبیه، بیان کرد: به‌جای اتکا به تنبیه، می‌توان با تعیین مرزهای واضح و پیامدهای منطقی رفتار کودکان را مدیریت نمود. همچنین در صورتی که کودک دچار نقص مهارتی است، آموزش مهارت‌هایی مانند تنظیم هیجانات، برقراری موثر ارتباط، حل مشکلات و تقویت رفتارهای مثبت می‌تواند به‌عنوان جایگزین‌های کارآمد و علمی در مدیریت رفتار کودکان عمل کند.

انتهای پیام