پس از هیاهوی مربوط به فیفادی و نزدیک شدن به شروع مجدد لیگ، دیگر کسی به ناکامی تیم امید در مسابقات آسیایی توجهی نمی‌کند و دیگر حواشی هم به فراموشی سپرده شده است! این ویژگی خاص فوتبال است و مسؤولان فدراسیون نشان داده‌اند که در شناخت زمان و موقعیت علی‌رغم نداشتن برخی دانش‌ها و مهارت‌ها، توانایی چشمگیری دارند. یکی از نمونه‌های این موضوع، عکسی از یک مراسم بود که در برخی رسانه‌ها به نمایش درآمد؛ بازگشت محمدرضا ساکت به فدراسیون فوتبال!

اعتبار و نام برخی شخصیت‌ها -در تمامی حوزه‌ها- هیچ ارتباطی به موقعیت و مقام آن‌ها ندارد، و ارج و مسوولیتی که بر عهده دارند، در شأن و منزلت آن‌ها تغییری ایجاد نمی‌کند. این افراد حتی در غیاب سمت رسمی خود، به لطف سوابق و تجربه‌شان، مقام و نفوذشان را حفظ کرده و در خارج از گود نیز تأثیرگذار باقی می‌مانند. نظیر رئیس‌جمهورهای سابق که رسانه‌ها بدون نیاز به عناوین و مسوولیت‌های رسمی آن‌ها به انتشار اخبارشان می‌پردازند، فقط نامشان کافی و آشنا است!

محمدرضا ساکت در فوتبال ایران طی دو دهه اخیر، چنین شأنی داشته و هیچ‌گاه از فرآیند تصمیم‌گیری و مدیریت در سطوح بالای این ورزش محبوب دور نبوده است. او از آن شخصیت‌هاست که با نامی شناخته‌شده و کاریزمای برجسته‌ای که نسبت به سایر مدیران حاضر در عرصه دارد، همیشه بر دیگران سایه می‌افکند و وجودش به تنهایی کافی است! به عنوان نمونه، در سپاهان و در دورانی که ساکت به فدراسیون پیوسته بود، هر مدیری که به عنوان رئیس یا مدیر هیئت‌مدیره منصوب می‌شد، نمی‌توانست از زیر سایه نام او خارج شود و در فدراسیون فوتبال نیز، او همواره در مقام مرد شماره ۲، بعد از همشهری‌اش مهدی تاج، قرار داشته است. مثلثی که حالا دوباره پیرامون محمودرضا اسلامیان شکل گرفته است.

محمدرضا ساکت پس از افزایش به سمت دبیرکلی که به عنوان جایگاه رسمی مرد شماره ۲ فوتبال در دنیا شناخته می‌شود، مجبور به کناره‌گیری از فدراسیون به خاطر قوانین بازنشستگی شد. پس از مدتی به سپاهان برگشت، اما مجدد به دلیل همان قانون از مقام مدیرعاملی خود کناره‌گیری کرد. در این سال‌ها در پس‌زمینه فعالیت می‌کرد و اکنون به عنوان رئیس کمیته صدور مجوز حرفه‌ای به فدراسیون فوتبال بازگشته است. اینکه چرا در برخی از بخش‌های فدراسیون قانون بازنشستگی اعمال می‌شود و برای برخی دیگر این موضوع مانع محسوب نمی‌شود، موضوع دیگری‌ست و به طور قطع مهدی تاج از ابعاد این قوانین بیشتر از ما آگاهی دارد. اما نکته حائز اهمیت این است که با حضور محمدرضا ساکت در فدراسیون -که اصلاً رتبه و عنوان رسمی او مهم نیست- دیگر چه کسی می‌تواند در تصمیم‌گیری‌ها و اجرای امور قدرت داشته باشد؟ مردی که مهم‌ترین سمت‌ها را در این ساختمان داشته و بسیاری از مدیران فعلی مدیون او هستند، به طور حتم مشاوره‌دهنده اصلی تمام کمیته‌ها و دپارتمان‌ها خواهد بود. آیا مدیر فعلی فدراسیون را می‌شناسید که جرات داشته باشد به ساکت «نه» بگوید؟

نکته جالب در مورد زمان صدور این حکم برای ساکت نیز حائز اهمیت است؛ علاوه بر توجه عمومی به تیم ملی، تیم امید و لیگ، باید به یاد داشته باشیم که به تازگی هدایت ممبینی از سمت دبیرکلی برکنار شده و حامد مومنی به شکل موقت به عنوان سرپرست دبیرکلی منصوب گشته است، که از لحاظ قانونی زمان معینی می‌تواند در این سمت باقی بماند. دبیرکلی که در تمامی فدراسیون‌ها مقام اول در امور اجرایی فوتبال محسوب می‌شود و هیچ بخشنامه یا قانونی بدون امضای او اعتبار ندارد!

در همین راستا: رئیس جدید کمیته مجوز حرفه‌ای فوتبال معرفی شد