بر اساس گزارش خبرآنلاین، روزنامه خراسان اشاره کرده است:
حضور مردم در معابر، نیرویی است که توانایی و قدرت تصمیمگیریهای هوشمندانه در عرصهی جنگ و دیپلماسی را تقویت میکند و به این نوع اقدامات، پشتوانهای اجتماعی ارائه میدهد. در این چارچوب، خیابان به عنوان مکملی برای میدان معنا پیدا کرده و عمق آن را افزایش میدهد. این نوع خوشحالی جمعی، یک دارایی استراتژیک به شمار میرود. سرمایهای که میبایست پایدار بماند و در کشمکشهای روزمره خرج و فرسوده نشود. این واقعیت باید به عنوان یک حقیقت ادامه یابد. اما... این "اما" باید با دقت بررسی شود. برخی از تجمعات، از مباحث ملی به موضوعات جناحی و در نهایت به مسائل فردی تقلیل یافتهاند.
حضور مردم در معابر، نیرویی است که توانایی و قدرت تصمیمگیریهای هوشمندانه در عرصهی جنگ و دیپلماسی را تقویت میکند و به این نوع اقدامات، پشتوانهای اجتماعی ارائه میدهد. در این چارچوب، خیابان به عنوان مکملی برای میدان معنا پیدا کرده و عمق آن را افزایش میدهد. این نوع خوشحالی جمعی، یک دارایی استراتژیک به شمار میرود. سرمایهای که میبایست پایدار بماند و در کشمکشهای روزمره خرج و فرسوده نشود. این واقعیت باید به عنوان یک حقیقت ادامه یابد. اما... این "اما" باید با دقت بررسی شود. برخی از تجمعات، از مباحث ملی به موضوعات جناحی و در نهایت به مسائل فردی تقلیل یافتهاند.
در چنین شرایطی، گاهی صداها به انتقاد و حمله به نهادها و سران قوای کشور مبدل میشود. تخریب پلهایی که برای برقراری گفتوگو و حل و فصل اختلافات ضروری هستند و ویران کردن دیوارهایی که باید سرپناه مشترک ما باشد. متاسفانه، آن دسته از افرادی که خود را اهل حق و حقیقت میپندارند، هیچ حرکتی در راستای اخلاقی و منطقی از خود نشان نمیدهند. نتیجه آن میشود که امروزه در برخی از تجمعات، شاهد کاهش یک موضوع ملی به سطحی شخصی هستیم. فردی به علت اتهام مشخص و در چهارچوب قانون کشور، مجرم شناخته و به حبس منتقل شده است. دوستان او به جای پذیرفتن قانون، به شورش علیه قانون و قانونگذاران میپردازند و ظرفیت تجمعات ملی را به میتینگ حمایت از فرد متهم تبدیل میکنند. گویی خیابان نه محلی برای اعلام همبستگی با ایران، بلکه تریبونی برای یک جریان خاص و دفاع از یک فرد مجرم شده است. در این حال، کلمات به جای آنکه به گفتوگو و تبادل نظر بپردازند، به سختی سنگین شده و به سمت همه پرتاب میشوند.
خویشاوندان و دوستان فکری یک فرد ممکن است خشمگین یا معترض باشند؛ اما هیچ پیوند و نسبتی اجازه نمیدهد که سرمایهای ملی و انقلابی به آتش کشیده شود. این دارایی متعلق به یک جناح یا یک حلقه خاص نیست، چه برسد به یک شخص. این سرمایهی ملی متعلق به مردمی است که با وجود اختلافات، در برابر تهدیدها برای حفظ ایران یکپارچه ایستادهاند. آتش زدن آن هیچ کمکی به مردم نمیکند و نه به کشور. جالب است که افرادی خود را «هسته سخت نظام» میخوانند اما در عین حال به نقاط مرکزی و ارکان قانونی نظام حمله میکنند و هر آنچه را که بتوانند ویران میسازند.
این گونه اقدامات قطعاً به کاهش اعتماد عمومی و تضعیف پیوندهای ملی منجر میشود. بله، خیابان باید همچنان وجود داشته باشد. اما به عنوان صدای ملت، نه به عنوان تریبون منازعات فردی. باید خیابان به عنوان پشتیبانی برای تصمیمات ملی و خردمندانه باقی بماند، بدون آنکه در سیطرهی جناحها قرار گیرد. قدرت استراتژیک از پیوند میدان، دیپلماسی و جامعه تشکیل میشود. اگر خیابان با حفظ احترام به اختلافات، به خانهای مشترک برای مردم تبدیل شود، میتواند کانون این قدرت گردآوری گردد، اما...
17302
نظرات کاربران