والیبال مردان، به عنوان بهترین تیم در میان رشته‌های گروهی ما، در مسابقات آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا درخشید. این تیم با قدرتی مثال‌زدنی، حریف خود یعنی ژاپن را در خانه‌اش شکست داد؛ تیمی که در سال‌های اخیر ما را با نتایج بدون چون و چرا سه بر صفر کنار زده بود! در این بازی، نمایندگان ژاپن با تمام قوا به میدان آمده بودند تا طلای والیبال را از آن خود کنند، همان والیبالی که باید الگوی تمام رشته‌های تیمی ما در آینده باشد.

یادآوری می‌کنیم که مسیر پیشرفت والیبال از کجا آغاز شد. با کمک یک مربی خارجی به نام خولیو ولاسکو، این رشته به سطح قهرمانان جهانی صعود کرد. او که به‌طور ناگهانی و در یک پرواز، همراه با کارلوس کیروش به تیم ملی فوتبال ایران وارد شد، نقش شگرفی در این تغییر ایفا کرد!

تاثیر ولاسکو بر والیبال ایران به حدی بود که ما دیگر به قهرمانی آسیا و مدال طلای بازی‌های آسیایی به چشم یک هدف دور دست نگاه نکردیم و حتی در المپیک نیز به دنبال سکو و مدال بودیم. ایران به عنوان نماینده همیشگی آسیا در لیگ جهانی والیبال به‌حساب می‌آمد و تیم‌های جوان‌تر نیز با الهام از آموزه‌های او توانستند قهرمان دنیا شوند.

تا جایی که مسئولان ورزشی و فدراسیون به این نتیجه رسیدند که دیگر نیازی به مربی خارجی نیست و با بکارگیری یک مربی ایرانی، اعتبار والیبال همچنان در سطح بالا خواهد ماند و می‌توانیم مدال طلا را به‌راحتی در آسیا حفظ کنیم. اما این انتظار به واقعیت نپیوست و والیبال دچار افت شد. البته نمی‌توان تمامی مشکلات را به عدم موفقیت مربی ایرانی نسبت داد، اما نزول ناگهانی تمامی رشته‌های گروهی زنگ خطری جدی بود که متاسفانه نادیده گرفته شد.

بالاخره، فدراسیون والیبال به خود آمد و یک مربی ایتالیایی برگزید. فردی که در ابتدا، مشابه ولاسکو نتایج ناامیدکننده‌ای را کسب می‌کرد اما به مانند همه مربیان خارجی -هم در فوتبال و هم در سایر رشته‌ها- از تغییر نسل آغاز کرد و به انتخاب‌هایش پایبند ماند. این انتخاب‌ها بر پایه شایستگی و نه بر اساس روابط یا سوابق شکل گرفت و فدراسیون نیز از او حمایت کرد تا پیاتزا بتواند در بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا کارهای شگفت‌انگیزی انجام دهد!

نقش مربی خارجی و ارزش پیاتزا به عنوان نماد علمی و مدرن مربیگری نمایانگر پیشرفت است و جالب اینکه در همین مسابقات، ما لیگ را تعلیق و تیم بزرگسالان را ضعیف کردیم، از آن جهت که به‌دنبال کسب مدال فوتبال بودیم! اما افسوس که حسرت ۲۰ ساله ما اکنون به ۲۴ سال رسیده و این نوع مدیریت -که همواره چرخه‌ای تکراری به خود می‌گیرد- دیگر هیچ امیدی برای کسی به وجود نمی‌آورد!

البته همانند والیبال، در فوتبال نیز نمی‌توان تمام ناکامی‌ها را به گردن حسین عبدی و تنها مربی گذاشت. اما امیدواریم که از این پس، مربیان امید از سرنوشت حسین عبدی درس بگیرند. ای کاش خود او به پیش‌بینی‌اش عمل کرده و از رفتن به بازی‌های آسیایی صرف‌نظر می‌کرد تا این‌گونه کارنامه‌اش خدشه‌دار نشود!

تیم امید که به ناکامی عادت کرده و فدراسیون فوتبال نیز به عدم پاسخگویی مشهور است! دودی که از این تورنمنت برخاست بیشتر به چشم حسین عبدی رفت، در حالی که دیگر بازیکنان، همراهان و مدیران به سفرهای خارجی رفتند و پاداش دلار دریافت کردند و کسی با آنها معذرت‌خواهی نکرد! حسین عبدی به عنوان یک مربی ایرانی و با سابقه‌اش باید منطق و احساسی که قبل از اعزام داشت را ثابت می‌کرد و نمی‌بایست در شرایطی که اردو لغو شده و بازیکن به تیمش اختصاص نیافته بود، برخلاف عقل و منطق عمل می‌کرد. او باید همان زمان که به فرودگاه بازگشت و مجبور به انجام کاری بود، این تصمیم را می‌گرفت!

عبدی در حالی با بیانیه فدراسیون فوتبال -در حالی که هنوز در ژاپن بود- استعفایش برداشت شد که پیش از اعزام در یک برنامه زنده تلویزیونی صراحتاً اعلام کرده بود که به نتیجه‌گیری این تیم امید هیچ امیدی ندارد و اگر به او باشد، بهتر است این تیم اصلاً اعزام نشود! چگونه مربی‌ای که خود به تیم امیدش امیدی ندارد، حاضر می‌شود به مسابقات برود؟ ای کاش مربیان آینده برخلاف عبدی عمل کنند!

بیشتر بخوانید: کارنامه کشتی در بازی‌های آسیایی؛ یک سوم طلاهای ایران و نیمی از طلاهای کشتی/ موفقیت و نگرانی دو روی سکه ورزش اول ایران