به گزارش ایلنا، عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب در سرمقاله روزنامه فرامنطقهای «رای الیوم» نوشت: تأیید روزنامه «نیویورکتایمز» درباره چراغ سبز دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای ارائه حمایت نظامی و اطلاعاتی به عربستان و متحدانش در جنگ علیه جنبش «انصارالله» یمن، در صورت صحت، میتواند به تشدید مستقیم رویارویی میان ایران و آمریکا منجر شود.
نشانههای میدانی نیز این احتمال را تقویت کرده است. طی روزهای اخیر گزارشهایی درباره پیشروی نیروهای وابسته به دولت مورد حمایت عربستان در سواحل غربی یمن منتشر شده و از بازپسگیری مناطق راهبردی از جمله جزیره میون در ورودی تنگه بابالمندب و بندر المخا خبر داده شده است؛ پیشرویهایی که طبق این گزارشها، با استفاده از اطلاعات ماهوارهای آمریکا انجام شده است.
انصارالله این ادعاها را رد کرده، اما حمایت واشنگتن از ریاض در جنگ یمن اکنون آشکارتر از گذشته است؛ بهویژه پس از اعلام آمریکا درباره وجود یک توافق دفاعی مشترک و الزامآور با عربستان و نقش احتمالی فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا در پشتیبانی از این کشور در جنگ یمن.
در این شرایط، یک پرسش اساسی مطرح میشود: آیا هدف بعدی آمریکا و عربستان، تثبیت کنترل بر بابالمندب و تأمین مسیر عبور از این تنگه است تا پس از آن، نوبت به رویارویی بزرگتر بر سر تنگه هرمز و در نهایت، هدف قرار دادن توان نظامی ایران برسد؟
اگر چنین سناریویی در دستور کار باشد، واکنش تهران چه خواهد بود؟
همزمان، تغییر رویکرد آمریکا در قبال ایران و بازگشت دوباره پرونده هستهای به محور فشارهای واشنگتن نیز قابل توجه است. آمریکا خواستار توقف کامل غنیسازی اورانیوم ایران، تحویل بیش از ۵۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا و دسترسی فوری بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به مراکز غنیسازی شده است؛ مطالباتی که با مواضع اعلامشده تهران درباره محدودیت بازرسیها و عدم مذاکره درباره برنامه هستهای در تضاد قرار دارد.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، وضعیت کنونی ترامپ را اینگونه توصیف کرده است: «در باتلاقی گرفتار شده که نه میتواند جنگ کند و نه مذاکره.»
در همین حال، ترامپ و بنیامین نتانیاهو حدود سه هفته دیگر با انتخاباتی سرنوشتساز مواجه هستند؛ انتخاباتی که نتیجه آن میتواند آینده سیاسی آنها را تحت تأثیر قرار دهد و شکست، تبعات سنگینی برای هر دو داشته باشد.
از سوی دیگر، اعزام ۳ هزار نظامی آمریکایی به سرزمینهای اشغالی، انتقال جنگندهها و بمبافکنهای بیشتر، استقرار سامانههای پیشرفته پدافند هوایی و اعلام وضعیت فوقالعاده در ارتش اسرائیل، از نگاه عطوان نشانههایی از احتمال نزدیک شدن اقدام نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران است.
این تحولات در شرایطی رخ داده که ترامپ ابتکار دیپلماتیک هفتبندی برای بازگشایی تنگه هرمز را رد کرده و به این ترتیب، به گفته عطوان، مسیر مذاکرات عملا بسته شده است.
عطوان در مقابل معتقد است تهران از رویکرد واشنگتن و تلآویو به سمت گزینه نظامی آگاه است و خود را برای چنین احتمالی آماده کرده است.
به نوشته او، ایران در صورت وقوع جنگ میتواند ناوهای هواپیمابر آمریکا و بیش از ۲۰ کشتی جنگی این کشور را در دریای عرب، اقیانوس هند و دریای سرخ هدف قرار دهد و با افزایش برد موشکهای خود به بیش از هزار کیلومتر، دامنه حملات متقابل را گسترش دهد.
این تحلیلگر همچنین گفته است که ایران شمار نیروهای آماده عملیات خود را افزایش داده و بیش از ۳۳ میلیون «جانفدا» را بسیج کرده است؛ نیروهایی که به گفته او، زنان آموزشدیده برای جنگ نیز در میان آنها حضور دارند.
از نگاه عطوان، سه هفته آینده میتواند دورهای تعیینکننده برای منطقه و حتی جهان باشد؛ چرا که تحولات این بازه زمانی ممکن است موازنه قدرت در غرب آسیا را تغییر دهد و پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد.
اکنون باید دید تحولات جاری به سمت یک رویارویی گستردهتر پیش خواهد رفت یا بار دیگر راه دیپلماسی و مذاکره باز خواهد شد.
نظرات کاربران