به نقل از ایرنا و طبق اطلاعات مندرج در پایگاه رسمی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، بابک نگاهداری در خصوص کارکرد روایتسازی در زمانهای بحرانی گفت: یکی از درسهایی که باید از وقایع اخیر بیاموزیم این است که در جنگ شناختی، دشمن همواره نیازی ندارد که یک روایت را از پایه بسازد. در مواردی، ما ناخواسته و بدون قصد، مواد اولیه یک روایت منفی را در اختیار او قرار میدهیم.
وی اضافه کرد: ممکن است گوینده سخنی، دلسوز کشور باشد و حتی هدفش اصلاح یک وضعیت موجود باشد، اما آنچه در نهایت اهمیت مییابد، تصویری است که این سخن در ذهن جامعه ایجاد میکند. به همین دلیل، در شرایط جنگی، وظیفه نخبگان، رسانهها و افرادی که تریبون در اختیار دارند، بسیار سنگینتر است.
سخنانی درباره تعطیلی مجلس؛ روایتی با واقعیت متفاوت
نگاهداری در اشاره به مباحث مطرح شده پیرامون فعالیتهای مجلس در ماههای اخیر خاطرنشان کرد: یکی از نمونههای قابل توجه، تعبیر تعطیلی مجلس بود. تکرار این تعبیر، صرفنظر از نیت گویندگان، به تدریج فرضیهای را ایجاد کرد که گویا مجلس برای مدتی چند ماه اساساً از عرصه حکمرانی کشور منفک شده است؛ در حالی که این فرض نادرست بود.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس تاکید کرد: کمیسیونهای تخصصی مجلس در این مدت به فعالیت خود ادامه دادند، و نمایندگان وظایف نظارتی و پیگیری مسائل حوزههای انتخابیه را به خوبی انجام دادند و جلسات متعددی نیز به صورت مجازی برگزار شده است. آنچه با محدودیت رو به رو شده، اصل تجمع نمایندگان در صحن مجلس بود. و این موضوع نه به خاطر تصمیم مجلس، بلکه بر اساس ملاحظات و تدابیر امنیتی کشور بهوجود آمد.
چرا جمع آوری ۲۹۰ نماینده در یک مکان ممکن نبود؟
وی ادامه داد: باید واقعبینانه به شرایط نگریست. ما با جنگی واقعی و دشمنی مواجه بودیم که به وضوح نشان داده بود برای هدف قرار دادن مسئولان و مراکز حساس کشور، هیچ نوع ملاحظهای ندارد. در چنین وضعیتی، آیا منطقی بود که نزدیک به ۳۰۰ نماینده ملت در زمان و مکانی مشخص در زیر یک سقف جمع شوند؟ اگر دشمن به طرزی موفق میشد خسارت سنگینی به مجلس وارد کند، این تنها به شهادت تعدادی از مسئولان محدود نمیشد؛ بلکه ممکن بود استمرار یکی از ارکان اصلی نظام و پروسه قانونگذاری کشور را به مخاطره بیندازد.
نگاهداری با قاطعیت بیان کرد: مجلس در نظام جمهوری اسلامی به هیچ عنوان نهادی تشریفاتی نیست که وجود و عدم آن تفاوتی نداشته باشد. مجلس جزئی از ساختار اداره کشور است و به همین علت، حفاظت از استمرار آن در شرایط جنگی از اهمیت فراوانی برخوردار بود. پراکندگی فعالیتها، تغییر شکل جلسات یا به کارگیری روشهای غیرحضوری را نباید با «تعطیلی» یکسان انگاشت.
نه تنها مجلس، بلکه مرکز پژوهشها نیز در جنگ خاموش نشدند
وی با اشاره به تجربیات مرکز پژوهشهای مجلس خاطرنشان کرد: ما خود هم در مرکز این موضوع را شاهد بودیم. فعالیت مرکز از همان روزهای ابتدایی جنگ متوقف نشد. طبیعی بود که در برخی مقاطع نتوانیم همه همکاران را به صورت عادی در یک ساختمان و اتاقهای مشخص گرد هم بیاوریم. گاهی محل کار تغییر یافت و گاهی جلساتی که قبلاً با حضور تمامی مدیران تشکیل میشد به شکل گروههای کوچکتر یا نشستهای جداگانه برگزار شد و بسیاری از سازوکارهای کاری با توجه به وضعیت جنگی دگرگون گردید؛ اما آیا تغییر محل و شکل کار به معنای تعطیلی کار است؟
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس افزود: در واقع، تجربه مرکز نشان داد که یک سازمان میتواند بدون حضور فیزیکی متعارف نه تنها فعالیت خود را استمرار بخشد، بلکه با توجه به شرایط کشور، حجم و تنوع کارهای کارشناسی خود را نیز افزایش دهد. پژوهشگران مرکز از روز اول جنگ به کار خود ادامه دادند و تقریباً تمام ظرفیت مرکز به مسائل جدیدی معطوف شد که جنگ پیش روی نظام حکمرانی قرار داده بود.
پیامد یک روایت نادرست برای اعتماد عمومی
نگاهداری در ادامه به عواقب اجتماعی روایت تعطیلی مجلس پرداخت و گفت: مسئله صرفاً تصویری نبود که دشمن از این روایت بهرهبرداری میکرد. بخشی از جامعه و حتی نیروهای دلسوز و انقلابی نیز تحت تأثیر تکرار همین تعبیر قرار گرفتند. هنگامی که چند ماه به مردم اعلام شود مجلس تعطیل است، طبیعی است که در نهایت این پرسش در ذهن آنها شکل بگیرد که اگر مجلس میتواند چند ماه غیرفعال باشد و کشور همچنان اداره شود، پس حقیقتاً مجلس چه کارکردی دارد؟
وی همچنین افزود: در اینجا یک نقد ناخواسته از موضوع اصلی فراتر میرود و به تضعیف اعتبار اجتماعی یک نهاد کلیدی کشور میانجامد. در حالی که من به وضوح دیدم که در همین دوره، بسیاری از نمایندگان برای مسائل کشور، حوزههای انتخابیه، دستگاههای اجرایی و چالشهای ناشی از جنگ، چه مقدار پیگیری و نقشآفرینی داشتند.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس یادآور شد: در شرایطی که دشمن نه تنها در میدان نظامی، بلکه در عرصه ذهن و تصورات جامعه ایرانی نیز سرمایهگذاری کرده است، همه ما باید پیش از بیان هر گزارهای این سؤال را از خود بپرسیم که این سخن، فارغ از نیت من، چه تصویری از ایران و حاکمیت آن در ذهن مردم ایجاد میکند؟ ممکن است انتقاد ما درست باشد، اما روایتی که ساخته میشود ممکن است نادرست باشد. حفظ این مرز، به معنای متوقف کردن انتقاد نیست؛ بلکه به معنای انتقاد مسئولانهتر در میانه یک نبرد حقیقی بر سر ادراک و اعتماد مردم است.
نظرات کاربران