بر اساس گزارش "ورزش سه"، امیرمحمد رزاقی‌نیا، هافبک جوان تیم استقلال، شب گذشته در برنامه «فوتبال برتر» به بیان خاطراتش از روزهای دشوار آغازین دوران فوتبال خود پرداخت. این ایام مربوط به زمانی بود که او در ۱۳ سالگی از یزد به تهران مهاجرت کرد، برای مدت طولانی نتوانست به میدان برود و حتی به مرز بازگشت به زادگاهش رسید. او در این روند به تأثیر مثبت محمد سیانکی، یکی از مربیانش در آکادمی کیا و از گزارشگران مشهور فوتبال، اشاره کرد و تأکید کرد که حمایت‌های او در روند پیشرفت حرفه‌ای‌اش بسیار مؤثر بوده است.

رزاقی‌نیا در آغاز درباره روند آغازین مسیرش گفت: «من چهار سال در فولاد یزد فعالیت کردم؛ از ۹ تا ۱۳ سالگی. سپس در ۱۳ سالگی به‌تنهایی به تهران آمدم و به آکادمی کیا ملحق شدم. روزی که به تهران وارد شدم، به همراه خانواده‌ام بودم، اما وقتی مرا به خوابگاه انتقال دادند، آن‌ها به یزد برگشتند. زندگی تنها در سن ۱۳ سالگی برای من بسیار چالش‌برانگیز بود.»

او در ادامه گفت: «در ابتدای کار برای تست به آکادمی کیا رفتم. آقای مهدی مهدوی‌کیا به من گفتند که به تیم نیاز دارند و باید به جمع آنان ملحق شوم. برای من آسان نبود که از یک شهر دیگر به تهران بیایم. پدرم من را به تهران آورده و سپس بازگشت و من تنها ماندم.»

رزاقی‌نیا شرایط خود را در آکادمی کیا این‌گونه توصیف کرد: «در یک مقطع زمانی نفر بیستم تیم بودم و حتی به‌عنوان بازیکن تعویضی نیز به زمین نمی‌رفتم. کادر فنی اطمینان چندانی به من نداشت و در بسیاری از تمرین‌ها و مسابقات در پشت دروازه می‌ایستادم. به‌طوری‌که شرایط به حدی رسید که به فکر بازگشت به یزد افتادم.»

او سپس به حضور محمد سیانکی در آکادمی کیا به‌عنوان نقطه عطف زندگی‌اش اشاره کرد: «یک سال آقای سیانکی مربی ما بودند. در همان سال تصمیم به تلاش بیشتر گرفتم. متعهد شدم هر روز تقریباً شش ساعت تمرین کنم و به خودم می‌گفتم که باید حقم را بگیرم و برای بازی در تیم تلاش کنم.»

رزاقی‌نیا در خصوص برنامه تمرینی فشرده‌اش بیان کرد: «ساعت ۹ شب به خواب می‌رفتم و ساعت ۷ صبح بیدار می‌شدم. از ساعت ۸ تا ۱۱ تمرین می‌کردم و بعد با مترو به محل تمرین می‌رفتم. مدت زمان رفت‌وبرگشت حدود چهار ساعت به طول می‌انجامید و بخش عمده‌ای از روزم را صرف سفر و تمرین می‌کردم.»

هافبک تیم استقلال در ادامه به چالش‌های مالی خانواده‌اش اشاره کرد: «پس از مدتی، والدینم نیز به تهران منتقل شدند. پدرم برای اینکه بتواند از حق بازنشستگی خود بهره‌مند شود، به زودی بازنشسته شد و وضعیت مالی خانواده ما دشوارتر شد. برادرم در یزد فوتبال بازی می‌کرد و ما در تهران بودیم. با کاهش درآمد، تأمین زندگی برای ما بسیار دشوار شده بود. حتی مجبور به فروش خودرویمان شدیم و با موتور به رفت‌وآمد می‌پرداختیم.»

او همچنین افزود: «فشار زیادی بر دوشم بود، هم از لحاظ شرایط زندگی و هم از منظر فوتبال. گاهی از احساس گناه رنج می‌بردم زیرا خانواده‌ام به خاطر من با مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کردند، در حالی که من در آکادمی کیا بازی نمی‌کردم.»

رزاقی‌نیا درباره تمرین‌های فردی‌اش نیز گفت: «در یک حیاط کوچک هر روز به روپایی زدن مشغول بودم. یک روز رکورد ۲۶۰۰ روپایی زدم که این کار تقریباً چهار ساعت به طول انجامید. آرزو داشتم آنقدر تلاش کنم که بتوانم جایگاهم را به دست آورم.»

او در پایان درباره تداوم مسیرش گفت: «پس از دو سال، آقای حسین عبدی من را به تیم دعوت کردند و در آکادمی کیا به یک بازیکن ثابت تبدیل شدم. آغاز کارم حدود ۳۰ دقیقه بازی بود و به‌تدریج زمان بازی‌ام به ۹۰ دقیقه افزایش یافت. در طول پنج سال در رده‌های ملی فعالیت داشتم و در ۱۷ سالگی از آکادمی کیا به گل‌گهر ملحق شدم.»