واقعیت تلخ این است که به هر دلیلی ازجمله ناتوانی دولت چهاردهم که ورد زبان منتقدان تندرو است یا محاصره اقتصادی که اکنون وارد چهارمین‌ماه شده و نیز ادامه و تشدید تحریم‌ها، کسب‌وکار و روزی مردم در پیچ‌وخم و شیب تند سرازیری قرار دارد. ب

رخی پژوهش‌های انجام‌شده نشان می‌دهند به دلیل کاهش قدرت خرید شهروندان، الگوی مصرف آنها دگرگون شده است. به‌طور مثال آمارها نشان می‌دهد ایرانیان مصرف ماست و شیر را با شتاب کاهش داده و به‌جایش پنیر بیشتری مصرف می‌کنند.

 کارشناسان می‌گویند پنیر می‌تواند یک وعده‌غذایی به‌ویژه صبحانه را با اندکی نان تامین کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند پس از نیست‌شدن گوشت قرمز در سفره ایرانیان حالا مصرف مرغ و تخم‌مرغ با شتاب، افزایش را تجربه می‌کند و همچنین گفته می‌شود میزان خرید از فروشگاه‌های بزرگ و به میزان قابل اعتنا مثلا مصرف یک فصل، جایش را به خریدهای کوچک‌تر از سوپرمارکت‌ها داده است.

ایرانیان نمی‌توانند همانند همیشه برای یک فصل یا بیشتر برنج و حبوبات و نیز روغن خریداری کنند. نرخ تورم شتابان موادغذایی مردم را سردرگم و ناامید کرده است.

حالا در چنین وضعیت دشواری شهرداری تهران با سروصدا و نیز با هواداری رسانه‌های هوادار اصولگرا از شهردار موجود، در بوق و کرنا کرده‌اند که منتقدان شهردار چشم دیدن ارائه این طرح را ندارند.

هواداران شهردار تهران با منطق هرچه مخالفان بگویند از سر رشک و ناتوانی خودشان است راه را بر انتقاد کارشناسانه بسته‌اند. کارشناسان و اقتصاددانان نیز انگار کرخت شده یا طرح را دارای اهمیت نمی‌دانند که نقد آن را در دستورکار قرار دهند.

در همین‌باره یک رسانه حکومتی نوشته است: «شهرداری تهران می‌گوید می‌خواهد قیمت برخی کالاها را برای چندماه ثابت نگه دارد؛ الگویی که پیشتر غول‌های خرده‌فروشی جهان مانند کاستلو به‌کار برده‌اند. شهرداری تهران می‌خواهد ثابت کند برای پایین نگه‌داشتن قیمت‌ها لازم نیست از بودجه عمومی خرج کند.

طرحی که «تورم صفر» نام گرفته، یارانه نمی‌دهد و قرار نیست مابه‌التفاوت افزایش قیمت را از بودجه شهر بپردازد.» در صورتی که مزیت طرح یادشده را از استدلال یادشده بدانیم پرسش این است که آیا مالک کاستلو به مثابه غول خرده‌فروشی در آمریکا مقام شهردار را داشته است؟ هوش‌مصنوعی می‌گوید: کاستلو دقیقا چیست؟ کاستلو یک خرده‌فروش آمریکایی است که برخلاف فروشگاه‌های معمولی، مشتری را وادار می‌کند عضو باشگاه شود و حق عضویت سالانه بپردازد. سپس کالاها را در انبارهای بسیار بزرگ، با تعداد نسبتا محدودی از برندها اما در حجم بالا و قیمت پایین عرضه می‌کند.

در آمریکا حق عضویت معمولی Gold Star در حال حاضر ۶۵دلار در سال است. پرسش این است که شهرداری تهران با کدام سازوکار اجرایی و لجستیک می‌خواهد خرید عمده از مبدا تولید انجام دهد؟

به‌طور مثال آیا شهرداری تهران می‌خواهد به مزرعه برنج‌کاران رفته و از همان جا برنج را خریداری کند؟ آیا قرار است به‌طور مثال شهرداری تهران به مزرعه‌های چای در هند و سریلانکا و… برود و چای خریداری کند؟ آیا کارخانه‌های لبنیات، مازاد تولید برای فروش ویژه به شهرداری تهران را دارند؟

نکته مهم‌تر این است که منابع مالی برای خرید در مقیاس بزرگ با کدام منابع مالی انجام خواهد شد؟ آیا شهرداری تهران قرار است این میزان خرید کالا برای مصرف شش‌ماه ۱۰‌میلیون تهران‌نشین را نسیه بخرد؟ یا قرار است به هر شکل این اتفاق بیفتد؟

می‌دانید که لجستیک این رخداد احتمالی اعم از حمل‌ونقل و جابه‌جایی کالاها چقدر امکانات تازه می‌خواهد و سرانجام اینکه قیمت «تثبیتی» انواع کالاها را چه‌کسی یا کدام نهاد تعیین می‌کند. هم‌اکنون در بازار ده‌ها نوع برنج وجود دارد و هر فروشنده‌ای با توضیح درباره برنجی که می‌فروشد‌، قیمتی را اعلام می‌کند.

 همچنین روغن و چای و… نیز قیمت‌های متفاوت دارند و باید یک نهاد ناظر با مهارت بالا و نیز قدرت نظارت فراوان این قیمت تثبیتی را تعیین و مراقب تخلف‌های احتمالی از نظر کیفیت و مرغوبیت باشد.