فرارو- گسترش تحرکات نظامی اسرائیل در جنوب سوریه و بهویژه در استان قنیطره، بار دیگر مسئله آینده ترتیبات امنیتی در مرزهای سوریه و اسرائیل را به یکی از موضوعات مهم منطقه تبدیل کرده است. همزمان با ادامه عملیات حفاری، خاکبرداری و ایجاد استحکامات در داخل خاک سوریه، دمشق بر پایبندی به توافق جدایی نیروها در سال ۱۹۷۴ تأکید دارد و تلاش میکند از مسیر دیپلماتیک مانع تثبیت حضور نظامی اسرائیل شود.
به گزارش فرارو، در مقابل، اسرائیل وضعیت بیثبات سوریه را تهدیدی امنیتی میداند و استقرار نیرو و ایجاد مواضع دفاعی در مناطق مرزی را بخشی از راهبرد پیشگیرانه خود معرفی میکند.
مسئله اصلی اما فراتر از اختلاف بر سر چند موضع نظامی است. پرسش تعیینکننده این است که آیا اقدامات اسرائیل صرفاً برای ایجاد یک حاشیه امنیتی موقت انجام میشود یا اینکه تلآویو در حال شکل دادن به واقعیتی جدید در جنوب سوریه است.
اسرائیل و راهبرد انتقال مرزهای امنیتی
تحولات جنوب سوریه را نمیتوان جدا از تغییر رویکرد امنیتی اسرائیل پس از تحولات هفتم اکتبر تحلیل کرد. در سالهای گذشته، اسرائیل بارها تلاش کرده تهدیدهای احتمالی را پیش از رسیدن به مرزهای خود مهار کند. این رویکرد پس از جنگهای منطقهای اخیر اهمیت بیشتری پیدا کرده و باعث شده تلآویو تلاش کند عمق امنیتی خود را گسترش دهد. از این منظر، استقرار نیرو، ایجاد استحکامات و عملیات مهندسی در قنیطره را میتوان بخشی از تلاش اسرائیل برای ایجاد یک منطقه حائل عملیاتی دانست.
با این حال، مشکل زمانی آغاز میشود که یک اقدام امنیتی موقت برای مدت طولانی ادامه پیدا کند. در این شرایط، «موقت بودن» دیگر صرفاً یک توصیف حقوقی یا سیاسی نیست و به مسئلهای مربوط به واقعیت میدانی تبدیل میشود. هرچه زیرساختهای نظامی جدید بیشتر ساخته شود و حضور نیروها طولانیتر شود، بازگرداندن وضعیت به شرایط پیشین دشوارتر خواهد شد.
قنیطره؛ منطقه حائل یا اهرم مذاکراتی؟
یکی از برداشتهای مطرحشده درباره اقدامات اسرائیل این است که تلآویو علاوه بر اهداف امنیتی، به دنبال ایجاد اهرمهای جدید برای مذاکرات آینده با دمشق است. اگر این فرض درست باشد، حضور نظامی اسرائیل در جنوب سوریه صرفاً برای تأمین امنیت مرزی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد مذاکرهای گستردهتر است.
در چنین شرایطی، هرچه اسرائیل کنترل بیشتری بر مناطق نزدیک به مرز پیدا کند، در مذاکرات احتمالی آینده میتواند از وضعیت میدانی بهعنوان ابزار فشار استفاده کند. به عبارت دیگر، آنچه امروز بهعنوان یک اقدام امنیتی توصیف میشود، ممکن است فردا به یکی از موضوعات اصلی چانهزنی میان دو طرف تبدیل شود.
این مسئله اهمیت توافق سال ۱۹۷۴ را نیز افزایش میدهد. آن توافق چارچوبی برای جدایی نیروها و ایجاد منطقه حائل میان دو طرف فراهم کرده بود. هرگونه تغییر پایدار در وضعیت میدانی جنوب سوریه، عملاً به معنای ایجاد فشار برای بازتعریف ترتیبات امنیتی پیشین خواهد بود.
دمشق و انتخاب میان دیپلماسی و رویارویی
دمشق نیز با محدودیتهای جدی روبهرو است. سوریه در شرایطی قرار ندارد که بتواند یک رویارویی نظامی گسترده با اسرائیل را بهعنوان گزینه اصلی خود انتخاب کند. به همین دلیل، مسیر دیپلماتیک و استفاده از حمایت کشورهای عربی، غربی و سایر بازیگران منطقهای برای ایجاد فشار بر اسرائیل، گزینهای مهمتر برای دمشق محسوب میشود.
منطق این رویکرد آن است که سوریه تلاش کند مسئله جنوب را از یک اختلاف دوجانبه به مسئلهای منطقهای و بینالمللی تبدیل کند. در این چارچوب، هرچه ثبات سوریه برای کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی اهمیت بیشتری پیدا کند، هزینه سیاسی تداوم حضور نظامی اسرائیل نیز میتواند افزایش یابد. اما موفقیت این راهبرد به یک عامل اساسی وابسته است: توانایی دولت سوریه برای ایجاد یک ساختار امنیتی منسجم و قابل اعتماد. اگر دمشق نتواند امنیت مرزهای خود را تضمین کند، اسرائیل میتواند همچنان بیثباتی داخلی سوریه را بهعنوان مبنای اقدامات پیشگیرانه خود مطرح کند.
یکی از پیامدهای مهم ایجاد یک منطقه امنیتی در جنوب سوریه، احتمال شکلگیری چرخهای از مداخلات خارجی است. اگر اسرائیل حضور نظامی خود را با نگرانی از حزبالله توجیه کند و همزمان ترکیه یا سایر بازیگران نیز حضور و نفوذ خود را با استدلالهای امنیتی توجیه کنند، سوریه ممکن است بار دیگر به صحنه رقابت چند بازیگر خارجی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی برای دمشق فقط پایان حضور اسرائیل نیست؛ بلکه ایجاد یک ساختار دولتی است که بتواند کنترل مؤثر بر قلمرو خود داشته باشد و مانع تبدیل شدن مناطق مرزی به خلأهای امنیتی شود. از همین رو، ایجاد یک منطقه خالی از نیروهای نظامی سوریه در جنوب، اگر بدون جایگزین امنیتی معتبر انجام شود، میتواند پیامدهای متناقضی داشته باشد. چنین وضعیتی از یک سو ممکن است نگرانیهای کوتاهمدت اسرائیل را کاهش دهد، اما از سوی دیگر میتواند زمینه ظهور بازیگران مسلح غیردولتی را فراهم کند؛ همان مسئلهای که اسرائیل خود از آن بهعنوان تهدید یاد میکند.
مسئله جولان و خطر تثبیت واقعیت میدانی
در کنار تحولات قنیطره، مواضع سیاسی اسرائیل درباره جولان نیز اهمیت دارد. تأکید بنیامین نتانیاهو بر پیوندهای تاریخی یهودیان با این منطقه نشان میدهد که مسئله جولان صرفاً یک موضوع امنیتی نیست و ابعاد تاریخی و سیاسی نیز دارد. البته میان ایجاد یک منطقه امنیتی در جنوب سوریه و ادعای حاکمیت دائمی بر سرزمین تفاوت اساسی وجود دارد. اما تداوم حضور نظامی و ایجاد زیرساختهای دائمی میتواند در طول زمان این مرز را کمرنگ کند. به همین دلیل، نگرانی اصلی دمشق آن است که اقدامات موقت به تدریج به واقعیتهای تثبیتشده تبدیل شوند و سپس همین واقعیتها مبنای مذاکرات آینده قرار گیرند.
اگر ترتیبات امنیتی جدیدی ایجاد نشود، حضور نظامی اسرائیل ممکن است به بخشی از وضعیت عادیشده جنوب سوریه تبدیل شود.
نظرات کاربران