«محمدعلی امانی» در گفتوگو با خبرنگار سیاسی ایرنا در پاسخ به اینکه رئیس مجلس اخیرا از «جنگ شناختی» و تلاش آمریکا برای ایجاد سردرگمی در جامعه ایران سخن گفته است؛ مهمترین مصادیق این جنگ شناختی در شرایط فعلی چیست؟ گفت: جنگ شناختی، یک مفهوم کلان و در عین حال کاربردی در تفسیر الگوهای راهبردی و رفتاری دشمن در تقابل مطلق با نظام و ملت ما محسوب می شود.
دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی افزود: از این رو باید جنگ شناختی را هم به لحاظ مفهومی درک کرد و هم مصادیق گوناگون آن را احصاء کرد. جنگ شناختی، باورها را هدف قرار میدهد که اصلیترین لایه ذهن انسان را شامل میشود. در برهه حساس و سرنوشتساز کنونی، انحراف اذهان از اتحاد و انسجام ملی، مهمترین مصداق جنگ شناختی محسوب میشود.
در برهه سرنوشتساز کنونی، انحراف اذهان از اتحاد و انسجام ملی، مهمترین مصداق جنگ شناختی محسوب میشودآمریکا قصد بازتعریف و گسترش شکافهای ایران را دارد
امانی تصریح کرد: بیدلیل نیست که رهبر انقلاب اسلامی چندین بار به صورت خاص، بر روی حفظ انسجام اجتماعی تاکید فرمودهاند و حتی نسبت به هر حرکتی که این انسجام و اتحاد را مخدوش کند، هشدار دادهاند. یقین داریم که آمریکا قصد خلق، بازتعریف و گسترش عمق شکافهای اجتماعی و داخلی در ایران را دارد زیرا به وضوح آثار بعثت امت اسلامی را در شکست اخیر خود در جنگ رمضان مشاهده کرده است.
این فعال سیاسی اصولگرا در ارزیابی هدف تهدیدهای اخیر آمریکا و اینکه آیا هدف از آن تغییر محاسبات ایران از طریق جنگ روانی است یا سران این کشور به دنبال آزمودن واکنش ایران از طریق ترکیب مذاکره، تهدید و میانجیگری هستند؟ تصریح کرد: ما با ترکیبی از همه این موارد مواجه هستیم. آمریکا درصدد دستکاری افکار عمومی ایران است و این اقدام را در ساحات گوناگون صورت میدهد. دشمن از هر مجرایی اعم از مذاکره، میانجیگری و تهدید به مثابه ظرفیتی برای ایجاد و گسترش اختلافات داخلی استفاده میکند.
ترامپ بارها تلاش کرده است با تصاعد سطح تهدیدات خود، ذهنیتهای کلان، راهبردها و محاسبات رفتاری ما را مخدوش کنددبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی ادامه داد: بنابراین، تهدید یکی از ابزارهای اصلی دشمن در این معادله پیچیده محسوب می شود. ترامپ بارها تلاش کرده است با تصاعد سطح تهدیدات خود، ذهنیتهای کلان، راهبردها و محاسبات رفتاری و حتی گفتاری ما را مخدوش کند اما هر بار در رسیدن به این هدف شوم، بیش از پیش ناکام مانده است.
ترامپ طعم شکستی در جنگ ۴۰ روزه را چشید و قدرت ریسک اندکی دارد
امانی افزود: ترامپ طعم شکستی سهمگین را در جنگ ۴۰ روزه در برابر ایران چشیده و اکنون قدرت ریسک بسیار اندکی دارد. در چنین شرایطی باید در مواجهه با تهدیدات وی، کماکان استوار بر روی اصول و مبانی خود ایستاده و تسلیم اخم و خشم وی نشویم.
وی در ارزیابی تاثیر آمادگی توان نظامی کشور بر قدرت چانهزنی در مجامع بینالمللی گفت: قطعا این مساله در عرصه دیپلماسی تاثیر دارد و این همان تاثیر شگرفی است که میدان و قدرت سخت بر قدرت نرم و عرصه دیپلماسی و چانه زنی ما دارد. خصوصا زمانی که با سیاستمدارانی متوحش و تروریست مانند ترامپ و هگست مواجه هستیم، این موضوع ملموستر است.
هر اندازه آمادگی دفاعی و نظامی و قدرت استفاده از فناوریهای سخت از سوی ما بیشتر باشد، قدرت مانور دشمن کمتر خواهد شد
این فعال سیاسی اصولگرا ادامه داد: هر اندازه آمادگی دفاعی و نظامی و قدرت استفاده از فناوریهای سخت از سوی ما بیشتر باشد، قدرت مانور دشمن در برابر ما کمتر خواهد شد. به عبارت دیگر، این آمادگی، تنفس دشمن را سخت میسازد و این همان رمز پیروزی ما در برابر دشمن بوده، هست و خواهد بود.
تناقض مواضع مقامات آمریکایی علاوه بر تاکتیک چماق و هویج ناشی از شکست است
امانی در پاسخ به این پرسش که آیا تعدد و تناقض مواضع مقامات آمریکایی واقعا بخشی از یک راهبرد مشخص است یا میتواند ناشی از اختلافات داخلی در آمریکا باشد؟ اظهار داشت: هر دو مورد درست است؛ از یک سو، ارسال سیگنالها و پیامهای متناقض در یک برهه زمانی واحد از سوی سردمداران کاخ سفید حکم یک تاکتیک طولانی مدت و مسبوق به سابقه را در قبال پرونده های گوناگون حوزه سیاست خارجی این کشور داشته است، از بوش پدر و ریگان گرفته تا ترامپ و حتی اوباما و بایدن بارها این تاکتیک نخنما را پیادهسازی کردهاند. نام این تاکتیک، همان چماق و هویج است اما در دوران ریاست جمهوری ترامپ ماجرا تا اندازه ای با قبل متفاوت است.
دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی در پایان تاکید کرد: قطعا بخشی از تناقض و تعارضی که در مواضع آمریکاییها و در برهه کنونی مشاهده میشویم، مدیریت شده نیست و ناشی از شکست آنها در میدان جنگ و فرامتن آن است. در این خصوص تعبیری وجود دارد که میتواند گویا باشد؛ اینکه ترامپ و همراهانش حتی قدرت ترسیم مختصات نقطهای که در آن قرار گرفتهاند را نیز از دست دادهاند. وقتی بازیگری به دلیل شدت شکست، قدرت کشف جایگاه و موقعیت خود را ندارد، در ترسیم راهکارهای خروج از آن نیز سردرگم و آسیبپذیر خواهد بود.
نظرات کاربران