به گزارش خبرآنلاین، در تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۰۱ (۱۵ مهر ۱۳۸۰)، جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا آغاز عملیات نظامی موسوم به «آزادی پایدار» را با هدف انهدام شبکه القاعده و سرنگونی رژیم طالبان اعلام کرد.

این حمله که پاسخی به حملات ۱۱ سپتامبر بود، آغازی شد بر کارزاری بیست‌ساله که جان ده‌ها هزار شهروند افغان، بیش از ۲ هزار و ۵۰۰ نظامی آمریکایی و صدها امدادگر و روزنامه‌نگار را گرفت.

امروز، ربع قرن پس از آن بمباران‌ها و پنج سال پس از خروج پر هرج‌ومرج نیروهای آمریکایی در مرداد ۱۴۰۰ (اوت ۲۰۲۱)، طالبان بار دیگر زمام امور کابل را به دست دارد.

گرچه امنیت فیزیکی عمومی با پایان یافتن بمب‌گذاری‌های دو دهه گذشته بهبود یافته، اما احیای قوانین سخت‌گیرانه، به‌ویژه مسدود شدن درهای مکاتب و دانشگاه‌ها به روی دختران و زنان، نسلی را که در دوره پیشین امید به پیشرفت داشت با شوکی سهمگین مواجه کرده است.

هم‌زمان، گزارش‌های نهادهای بین‌المللی نشان می‌دهد که عدالت برای آسیب‌دیدگان ناشی از شکنجه‌ها و تلفات غیرنظامی همچنان محقق نشده است.

دموکراسی با چاشنی شکنجه و ظهور ماشین پهپادی

طولانی‌ترین جنگ آمریکا رکوردهای نظامی تلخی را در تاریخ بر جای گذاشت؛ از جمله تبدیل افغانستان به پرتکرارترین صحنه حملات پهپادی جهان.

نخستین حمله ثبت‌شده یک پهپاد مسلح آمریکایی در همان روزهای نخستین مهرماه ۱۳۸۰ با هدف ترور ملا محمد عمر، رهبر پیشین طالبان در قندهار انجام شد؛ حمله‌ای که به هدف نرسید اما جان افراد ناشناسی را گرفت که هرگز به عنوان شهروند یا کشته‌شده ثبت نشدند.

این سبک نبرد هوایی طی دو دهه به راهبردی تبدیل شد که طبق مشاهدات ناظران محلی، تلفات پرشمار غیرنظامی آن نه‌تنها به فروپاشی حریف نینجامید، بلکه عزاداری خانواده‌ها را به نیروی محرکه‌ای برای پیوستن نسل جوان به صفوف جنگاوران طالبان بدل ساخت.

در بعد حقوقی و انسانی نیز، میراث پایگاه‌هایی نظیر زندان بگرام همچنان زنده است.

شیوه‌های بازجویی همراه با شکنجه، شامل غرق مصنوعی، ضرب‌وجرح با قنداق سلاح، محرومیت طولانی‌مدت از خواب و تحقیر زندانیان، شکافی عمیق میان ادعای دموکراسی‌خواهی غرب و واقعیت میدانی ایجاد کرد.

بسیاری از بازداشت‌شدگان پس از سال‌ها حبس بدون محاکمه، آزاد شدند و بعدها بخشی از پیکره مدیریتی حکومت طالبان را تشکیل دادند.

دادخواهی نافرجام و مصونیت متهمان به جنایات جنگی

با گذشت ۲۵ سال از آغاز نبرد، سازمان دیده‌بان حقوق بشر در ارزیابی تازه خود تاکید کرد که ایالات متحده و اعضای ائتلاف هیچ مسیر واقعی و شفافی برای جبران خسارت یا محاکمه عاملان جرایم جنگی ایجاد نکرده‌اند.

اگرچه شمار انگشت‌شماری از سربازان آمریکایی نظیر عاملان کشتار غیرنظامیان در قندهار در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۲ با احکام قضایی روبه‌رو شدند، اما پرونده‌های متعدد دیگر از جمله کشتار سال ۲۰۱۴ در ولایت میدان‌وردک مسکوت ماند.

همچنین فرمان‌های عفو صادره از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در پایان دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش برای متهمانی نظیر متیو گلستاین، هرگونه امید به پاسخگویی در ساختار قضایی نظامی واشنگتن را کمرنگ کرد.

این مصونیت در تحقیقات مرتبط با نیروهای ویژه بریتانیا و استرالیا نیز تکرار شد؛ به طوری که علیرغم انتشار گزارش‌های موثق، محاکمه‌ها متوقف یا محدود ماند.

از سوی دیگر، دادگاه کیفری بین‌المللی نیز تحت فشارهای سیاسی و تحریم‌های واشنگتن، رسیدگی به اقدامات نیروهای آمریکایی را به حاشیه برد و تمرکز خود را صرفاً به نیروهای طالبان و داعش محدود ساخت.

جامعه‌ای در برزخ؛ دستاوردهای بربادرفته و آینده نامعلوم

برای جامعه شهری افغانستان، سقوط جمهوری تحت حمایت غرب و خروج آشفته سال ۲۰۲۱، ضربه‌ای ساختاری بود.

زنان که در جریان دو دهه گذشته در رسانه‌ها، بیمارستان‌ها و بخش آموزش پیشرفت‌های ملموسی به دست آورده بودند، اکنون با ممنوعیت‌های آموزشی گسترده‌ای مواجه شده‌اند که طبق هشدار کارشناسان سلامت، کادر درمانی و آموزشی آینده کشور را با فروپاشی مواجه می‌سازد.

علاوه بر این، ترکش‌های ناامنی پس از ربع قرن هنوز در مرزها خاموش نشده است؛ حملات هوایی ارتش پاکستان به مناطقی در هلمند و کنر با توجیه مبارزه با شبه‌نظامیان تحریک طالبان پاکستان، نشان می‌دهد که منطق جنگ بی‌پایان به کشورهای همسایه نیز تسری یافته است.

تاریخ‌نگاران و تحلیلگران نظامی معتقدند ورود به افغانستان در پاییز ۲۰۰۱، شکستی هم‌سطح با جنگ ویتنام در کارنامه نظامی و دیپلماتیک آمریکا ثبت کرد؛ کارزاری که پس از صرف میلیاردها دلار و برجای گذاشتن سرزمینی ویران، در نهایت بدون تحقق اهداف بنیادینش، کشور را در نقطه آغاز تحویل همان نیروهایی داد که برای حذف آنان وارد کارزار شده بود.

۴۲/۴۲