اعلام خبر عدم ادامه همکاری علیرضا بیرانوند با باشگاه تراکتور در شب گذشته، تنها رویداد مهم در آن تاریخ نبود. این دروازهبان ملیپوش، علاوه بر تنشهایش با مدیریت باشگاه، اظهاراتی درباره تیم ملی ایراد کرد که میتواند حاکی از یک حقیقت ناخوشایند در فوتبال ایران باشد.
بیرانوند که به نظر میرسید در جایگاه نماینده تیم ملی قرار گرفته، در ابتدا بیان کرد: «من جزو بازیکنان تیم ملی هستم و بابت وقایع اخیر و عدم انجام مصاحبه توسط بازیکنان از مردم پوزش میطلبم. زمانی که به ایران رسیدیم، به ما اطلاع داده شد که ممکن است یک بازی دیگر برگزار کنیم. به همین سبب، تمام توجهمان را بر روی مسابقه نهایی متمرکز کردیم و به همین دلیل، بازیکنان هیچ مصاحبهای انجام ندادند.»
با این توضیحات، او مسئولیت عدم مصاحبه بازیکنان را به دوش گرفت؛ اما این سؤال مطرح میشود که آیا پشت این موضع، هماهنگی با دیگر اعضای تیم ملی وجود داشته است؟ بیرانوند صرفاً یکی از بازیکنان تیم ملی است، نه سخنگوی رسمی آن تیم. همچنین اگر تصمیم به عدم مصاحبه، بهطور هماهنگ و با مشورت کادر فنی اتخاذ شده، باید توضیحات لازم درباره آن از سوی مسئولان ذیربط ارائه گردد. با این حال، معمولاً مسئولان تیم ملی خود را ملزم به پاسخگویی نمیدانند!
اما بخش اساسی سخنان بیرانوند، اعترافی تلخ درباره سرنوشت آینده تیم ملی بود؛ جایی که بیان کرد: «در فضای تیم ملی همگی این احساس را داریم که ممکن است این آخرین دوره مسابقات ملتهای ما باشد.» او همچنین بر این نکته تأکید کرد که به اعتقاد او، ۸۰ درصد بازیکنان حاضر در تیم ملی، جام ملتهای آینده را بهعنوان پایانی بر حضور خود در این رقابتها تجربه خواهند کرد.
این اظهار نظر بار دیگر موضوعی را به میان میآورد که منتقدان فوتبال ایران بهمدت طولانی درباره آن هشدار دادهاند: چگونه و کجا تغییر نسل در تیم ملی باید اتفاق بیفتد؟
سالهاست که درباره اهمیت جوانگرایی در فوتبال صحبت میشود، اما هر بار که انتقادی نسبت به ترکیب تیم ملی و میانگین سنی بازیکنان مطرح شده، مخالفان این دیدگاه با دلایل متنوع به دفاع از وضع موجود پرداختهاند. حال اینکه خود یکی از بازیکنان با تجربه تیم ملی از احتمال پایان حضور بسیاری از اعضای این گروه در جام ملتهای آینده صحبت میکند، دیگر نمیتوان پرسشهایی درباره تربیت جانشین و ایجاد نسل آینده را نادیده گرفت.
اگر قرار است بسیاری از بازیکنان فعلی بعد از جام ملتها از چرخه رقابت برای پیوستن به تیم ملی خارج شوند، در این سالها چه برنامهای برای شکلگیری نسلهای جدید داشتهایم؟ آیا جوانترها فرصت کافی برای حضور در میدان و کسب تجربه یافتهاند؟ آیا کادر فنی برنامهای روشن برای گذر از این نسل و تشکیل یک تیم جدید در دست دارد؟
مسئله تنها سن بازیکنان نیست؛ بلکه این است که چرا فوتبال ملی ما تا این حد در برابر تغییر مانعتراشی میکند و برای آیندهاش چه تدابیری اندیشیده است.
اگر هشدارهای مرتبط با تغییر نسل بهطور جدی مورد توجه قرار نگیرد، روزی خواهد رسید که برای آمادهسازی تدریجی جانشینان، فرصتی باقی نخواهد ماند. در آن زمان، نه میتوان تمام مشکلات را به سن بازیکنان مرتبط دانست و نه میتوان از غافلگیری سخن گفت؛ زیرا نشانههای این وضعیت، سالهاست که نمایان شده است.
اینجا ببینید: انتقاد علنی بیرانوند از قلعهنویی و کادر تیم ملی!
نظرات کاربران