علیرضا بیرانوند، دروازهبان ملیپوش تراکتور، این روزها بار دیگر در کانون توجهات قرار دارد. نه بهخاطر عملکرد چشمگیرش در میدان فوتبال، بلکه به دلیل مصاحبهای جنجالی که پس از دیدار تیمش با استقلال در میکسدزون ورزشگاه تبریز ایفا کرد. در این گفتوگو، او با چند محور مشخص به مصاحبهکنندگان پاسخ داد و در نهایت، اظهاراتش برایش دردسرساز شد؛ به گونهای که مسئولان باشگاه تراکتور تصمیم به اخراج او از تیم و ارجاعش به کمیته انضباطی گرفتند. تازه این ماجرا تنها گوشهای از مشکلاتش در خصوص خدمت سربازیاش است که هنوز مشخص نیست آیا او توانایی ادامه حضور در تراکتور را دارد یا خیر. با وجود تمام گمانهزنیهای درباره آیندهاش، عملکرد اخیر بیرانوند به سادگی قابل تحلیل و بررسی است؛ بهنظر میرسد او به دو دلیل واضح، این وضعیت پرتنش را برای خود و باشگاه تراکتور در آستانه رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا به وجود آورده است.
اول پول
بیرانوند به عنوان یک دروازهبان شایسته، توانمندیهای خود را بارها به نمایش گذاشته اما باوجود این، نامش همواره با اتهامات پولپرستی و توجه بیش از حد به مسائل مالی گره خورده است. پرسپولیسیها به خاطر جدایی او به دلیل دریافت پیشنهادات مالی بیشتر از تراکتور دل خوشی ندارند و همچنین بخش عمدهای از هواداران تراکتور نیز از او راضی نیستند؛ بهویژه بعد از اینکه صدای نارضایتیاش از پرداختیهای کم در تیم دوم نیز به گوش رسید. اینکه او به خاطر مسائل مالی ممکن است هزینههایی را برای آینده حرفهای خود بپردازد، مسالهای نگرانکننده است. جالب اینکه پس از اعتراض او نسبت به مبلغ دریافتیاش در تراکتور، منابعی از مدیریت باشگاه اعلام کردند که او در فصل گذشته تمام حقوقش را گرفته و در این فصل نیز بیش از دو برابر دیگر بازیکنان دریافتی داشته است. اینکه چه تفکری در پس این رفتار بیرانوند نهفته است که با چنین مدیریت باشگاهی به مقابله برخاسته، موضوعی است که احتمالاً در آینده به آن پاسخ داده خواهد شد. با این حال، تاریخ نشان میدهد که وقتی به مسائل مالی برمیگردیم، اولویت بیرانوند بهوضوح پیداست؛ هرچند از لحاظ حرفهای، این امر طبیعی به نظر میرسد ولی برای بازیکنی که از عشق و علاقه به باشگاههایش میگوید، این رفتار حاکی از تناقض است.
دوم قلعهنویی
علیرضا بیرانوند به شدت طرفدار امیر قلعهنویی است و این موضوع فکت غیرقابل انکاری است. او پیش از این تقاضا کرده بود که مجسمهای به افتخار امیر قلعهنویی به پاس کسب سه امتیاز در جام جهانی 48 تیمی ساخته شود، و به خاطر همین مسأله، به علي دایی حمله ور شده و او را با بدترین عبارات خطاب نموده است. در حال حاضر نیز بهطور قاطع از کادر فنی تیم ملی حمایت میکند و اعلام میکند که قطعاً قلعهنویی در جام ملتها روی نیمکت خواهد بود. برای روشنتر شدن وضعیت بیرانوند از این منظر، لازم است به اوضاع کنونی امیر قلعهنویی و حامیان او نگاهی بیندازیم. سرمربی تیم ملی در موقعیت ضعیفی قرار دارد و به تازگی مشخص شده که اعضای هیئترئیسه نیز با او همنظر نیستند؛ جالب آنکه یکی از این اعضا، حجت کریمی، مدیرعامل باشگاه تراکتور است.
مرور گفتوگوی اخیر بیرانوند و کنایهای که او به حجت کریمی میزند، ابعاد جدیدی از این موضوع را روشن میسازد. بیرانوند به کریمی توصیه میکند که به جای دخالت در امور دیگران در تلویزیون، به فکر تیم خودش باشد! این نکته به وضوح به اختلافات بین حجت کریمی - که مخالف قلعهنویی است - و علی خطیر - که حامی اوست - اشاره دارد. چه کسی میتواند تصور کند که بیرانوند بهطور ناخودآگاه درگیر این جنجال تلویزیونی شده باشد؟
نظرات کاربران