«سیدمرتضی کامل‌نواب» در مصاحبه‌ای با خبرنگار سیاسی ایرنا در مورد مصادیق بارز «جنگ شناختی» علیه جامعه ایران در شرایط کنونی اظهار داشت: طی یک سال گذشته، دولت آمریکا به‌وضوح مواضع خصمانه و مستحکم خود را در برابر جمهوری اسلامی و مردم شریف ایران اعلام کرده است؛ از حمایت و تأمین تجهیزات رژیم صهیونیستی در خلال عملیات نظامی ۱۲ روزه گرفته تا تسلیح گروه‌های ضدانقلاب بواسطه سلاح‌های مختلف در فاصله میان دو جنگ.

این فعال اصولگرا همچنین بیان کرد: علاوه بر این، رئیس‌جمهور آمریکا به‌صراحت به توزیع تسلیحات در منطقه به‌منظور نفوذ به خاک ایران اشاره کرده است و در نهایت این رفتار خصمانه در زمان جنگ ۴۰ روزه به وضوح به چشم آمد، به‌ویژه در مورد حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی.

ایران قدرتمند تهدیدی برای منافع آمریکا محسوب می‌شود

وی تصریح کرد: خصومت آمریکا نسبت به ایران قوی و جمهوری اسلامی ثابت شده و موضوع تنها به نظام سیاسی محدود نیست؛ بلکه آمریکا به نمایندگی از رژیم صهیونیستی درصدد جلوگیری از قدرت‌گیری ایران است؛ زیرا یک ایران مستحکم می‌تواند به‌عنوان تهدیدی جدی برای منافع آمریکا و امنیت رژیم صهیونیستی به شمار رود.

کامل‌نواب ادامه داد: پیش‌تر آمریکا این سناریو را در سوریه پیاده‌سازی کرد و با تخریب زیرساخت‌های نظامی، آن کشور را به آستانه تجزیه نزدیک کرد.

دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت تأکید کرد: بنابراین، در یک سال گذشته، آمریکا به‌طور جدی به دنبال شکل‌دهی میدان‌های نظامی و مبارزاتی علیه کشورمان بوده و آخرین مرحله این سیاست‌ها، اعمال فشار اقتصادی و تشدید تحریم‌هاست.

راهبرد دشمن در جنگ شناختی ایجاد خطای محاسباتی برای القای شکست ملی است

وی عنوان کرد: در عرصه جنگ شناختی، دشمن سعی دارد با ایجاد خطای محاسباتی، چنین القا کند که کشور با افت و بن‌بست مواجه شده است؛ به‌منظور ترغیب مردم به عدم حمایت از نظام و حاکمیتی که توانسته در مقابل آمریکا ایستادگی کند و آن را به عقب براند.

کامل‌نواب تصریح کرد: وقتی آمریکا می‌بیند که شکست‌هایش در جنگ ۴۰ روزه ناشی از حضور و حمایت قاطع مردم بوده است، به‌صورت طبیعی برای تضعیف این پشتوانه مردمی کوشش می‌کند.

هدف جنگ شناختی دشمن، قطع ارتباط مردم با حاکمیت است

وی ادامه داد: به همین دلیل، جنگ شناختی با هدف ایجاد خطای محاسباتی در افکار عمومی، فضاسازی در شبکه‌های تلویزیونی ضدانقلاب و استفاده از ابزارهای نرم دنبال می‌شود تا فاصله‌ای میان مردم و اقدامات نظام ایجاد کند و بدین ترتیب، دشمن بتواند از طریق عملیات نظامی یا دیگر روش‌ها به اهداف خود برسد. برداشت من این است که هدف اصلی جنگ شناختی دشمن، آماده‌سازی زمینه‌ها برای دستیابی به همین اهداف است.

این فعال اصولگرا درباره تهدیدات آمریکا در راستای تحمیل خواسته‌هایش در میدان و عرصه دیپلماسی، گفت: دشمن تمامی این ابزارها را مد نظر داشته و از آن‌ها استفاده می‌کند؛ تحریم‌ها، فشار اقتصادی و تحمیل شرایط معیشتی دشوار به مردم، بخشی از این راهبرد است. دشمن همچنین گزینه نظامی را نیز آزمایش کرده و هر زمانی که احساس کند این مسیر می‌تواند به نتایج بهتری منتهی شود، آن را دنبال خواهد کرد.

دیپلماسی؛ میدان نبردی با ابزار مذاکره

کامل‌نواب بیان داشت: دیپلماسی و مذاکره نیز می‌تواند به عنوان میدانی برای نبرد تلقی شود که ما نیز با همین رویکرد از ابزار مذاکرات بهره می‌گیریم؛ بنابراین تمام این مؤلفه‌ها، چه به‌طور نرم و چه سخت‌افزاری و نظامی، برای دشمن می‌تواند ابزار جنگی محسوب شود. جمهوری اسلامی هم در برابر، همین رویکرد را مد نظر دارد. ما نباید مذاکره را صرفاً راهی برای حل‌وفصل مسائل با دشمن به حساب آوریم؛ بلکه باید به مذاکره به‌عنوان ابزاری برای تثبیت موفقیت‌هایی که در میدان نظامی به دست آورده‌ایم، بنگریم.

دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت تأکید کرد: در سایر حوزه‌ها نیز باید این رویکرد ابزاری حفظ شود؛ به‌گونه‌ای که صرفاً اصل مذاکره برای ما موضوعیت نداشته باشد. هدف نهایی ما در جنگ، روی میز مذاکره و در اقدامات دیپلماتیک به منظور کسب اقتدار، باید همیشه احقاق حق ملت و تأمین امنیت ملی باشد.

در دولت آمریکا اختلافات دیدگاه واقعی حضور دارد

کامل‌نواب در پاسخ به این سوال که آیا تناقض در مواضع مقامات آمریکایی ناشی از اختلافات داخلی است یا یک راهبرد مشخص، گفت: این موضوع به سطوح مورد بررسی بستگی دارد. اگر منظور نمایندگان کنگره و سطح عمومی آمریکا باشد، به نظر می‌رسد این مواضع چندان راهبردی نیست؛ زیرا ممکن است نمایندگان بدون هم‌سویی با دیدگاه غالب دولت، اظهارات شخصی خود را (چه جنگ‌طلبانه و چه دیپلماتیک) مطرح کنند و این سخنان لزوماً بنیاد دقیق یا برنامه‌ریزی‌شده‌ای نداشته باشد.

این فعال اصولگرا تأکید کرد: اما در خصوص بدنه دولت آمریکا، اختلاف دیدگاه‌های واقعی وجود دارد که بخشی از آن در رسانه‌ها منعکس می‌شود. در واقع، دو جریان اصلی در دولت آمریکا مشاهده می‌شود: جریانی که به رژیم صهیونیستی نزدیک بوده و مواضع جنگ‌طلبانه‌ای دارد و گروه دیگر که به منافع داخلی آمریکا اهمیت بیشتری می‌دهد و بیشتر به‌دنبال رویکرد دیپلماتیک است.

هدف متناقض‌گویی مقامات آمریکایی، انحراف محاسباتی تصمیم‌گیران ایران است

کامل‌نواب ادامه داد: در رابطه با مواضع خارجی مقامات دولت آمریکا، نباید به آن‌ها وزن زیادی داد؛ زیرا این موضع‌گیری‌ها طبق یک برنامه هماهنگ صورت می‌گیرد. ممکن است گاهی به‌طور عمدی برای فریب یا ایجاد توهم در تصمیم‌گیران جمهوری اسلامی، مواضع متناقضی از سوی مقام‌های این کشور بیان شود اما در واقعیت، این رویکرد در یک مدار معین پیش می‌رود.

مواضع ترامپ به موجب تغییرات ناگهانی او از نظر سیاسی معتبر نیست

دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت گفت: در مورد شخص رئیس‌جمهور آمریکا، باید اشاره کرد که با توجه به ویژگی‌های شخصیتی‌اش، مواضعش چندان ارزشمندی ندارد؛ به‌طوری که تاریخ جنگ نشان می‌دهد او گاه در یک روز، بیش از ۱۰ بار به‌طور غیرواقعی صحبت کرده است. ترامپ بیشتر از هر چیز به‌دنبال پیروزی رسانه‌ای و روایت‌سازی عملکرد خود به‌منظور اقناع افکار عمومی داخلی آمریکاست. لذا، بدون توجه به تناقض‌های گفتاری شخص رئیس‌جمهور، بر این باورم که اختلاف نظرهای سایر مقامات دولت آمریکا نیز نهایتاً در چارچوبی راهبردی و هماهنگ پیگیری می‌شود.

کامل‌نواب در پاسخ به این پرسش که آیا تقویت آمادگی نظامی می‌تواند قدرت چانه‌زنی ایران را افزایش دهد، گفت: این موضوع بی‌شک درست است؛ زیرا تمام مولفه‌ها، چه نظامی، چه دیپلماتیک و چه درونزایی اقتصادی، در مقابل دشمن به‌عنوان ابزارهای راهبردی عمل می‌نمایند و تقویت هر یک از آن‌ها به‌تنهایی، قدرت‌مان را در این مواجهه افزایش خواهد داد.

دست برتر دیپلماسی ایران با اقتدار نظامی

وی تصریح کرد: ارتقاء چند برابری قدرت نظامی جمهوری اسلامی از زمان آغاز عملیات وعده صادق تا کنون، به‌ویژه در عرصه پدافند، گواهی روشن بر این موضوع است. این پیشرفت‌ها نشان می‌دهند که تقویت حوزه نظامی می‌تواند در مواجهات دیپلماتیک و عملیاتی، دست برتر را برای ما به ارمغان آورد و موضع‌مان را در برابر دشمن مستحکم‌تر نماید.

این فعال اصولگرا ادامه داد: این استراتژی تنها به حیطه نظامی محدود نمی‌شود؛ در عرصه دیپلماسی نیز باید از موضع قدرت عمل کرد. نگرش ما نسبت به دیپلماسی نباید اصالت داشته باشد، بلکه باید به‌عنوان ابزاری برای تأمین منافع ملی محسوب شود. هرچه تعریف دقیق‌تری از این ابزار داشته باشیم و با دست پر و موضع برتر به صحنه بین‌المللی حاضر شویم، موفق‌تر خواهیم بود.

کامل‌نواب بر این عقیده است که با تقویت تمامی این ابزارها، دولت، نیروهای مسلح و دستگاه دیپلماسی کشور می‌توانند به بهترین نحو ممکن منافع و امنیت ملی را تأمین کنند.

زمانی که ابزار نظارتی به کارکرد سیاسی می‌رسد

دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت درباره مرز بین «استیضاح به عنوان ابزار قانونی نظارت» و «استیضاح به عنوان ابزار فشار سیاسی» تأکید کرد: قانون اساسی ابزارهای مشخص نظارتی را در اختیار مجلس قرار داده است تا نمایندگان از این فرصت برای طرح دیدگاه‌ها و دغدغه‌های کشوری و انتخاباتی خود بهره‌برداری کنند.

وی افزود: اما بدون تردید، این ابزارها نباید به‌عنوان وسیله‌ای برای اعمال فشار به‌کار رود، بلکه باید ماموریت نظارتی خود را دنبال کنند. این قاعده باید مستقل از نوع دولت و مجلس رعایت شود؛ زیرا اگر ابزارهای نظارتی بر اساس کارکرد حقیقی استفاده نشوند، به تدریج از معنا تهی شده و صرفاً به ابزاری سیاسی برای اعمال فشار تبدیل خواهند شد؛ در این صورت، این ابزارها دیگر بر اساس شأن خود اثرگذار نخواهند بود.

کامل نواب تصریح کرد: به‌نظر می‌رسد مجلس باید در بهره‌برداری از ابزارهای نظارتی، به‌ویژه در شرایط حساس، احتیاط لازم را لحاظ کند. نمایندگان طبیعتاً می‌توانند از این اختیار برخوردار باشند، مشروط بر اینکه این اقدام به‌درستی، به‌موقع و مبتنی بر ملاحظات باشد تا ضمن حفظ تأثیرگذاری، از ایجاد سوءتفاهم میان دولت و مجلس جلوگیری شود.

دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت خاطرنشان کرد: واقعیت آن است که هدف از استیضاح، طرح سوال و دیگر ابزارهای نظارتی مجلس، باید کمک به دولت و تقویت آن باشد. اگر این رویکرد در روابط میان مجلس و دولت حاکم شود، سوءتفاهم‌ها و برداشت‌های نادرست نسبت به ابزارهای نظارتی به حداقل خواهد رسید.

کامل‌نواب با اشاره به تأثیر اظهارات برخی نمایندگان بر انتظارات اقتصادی جامعه و رفتار بازار گفت: اوضاع جنگی و تنش‌های جاری میان دشمن و کشورمان به همراه شرایط تحریمی، دست دولت را در مدیریت اوضاع محدود کرده است. با این حال، به‌نظر می‌رسد عملکرد دولت در شرایط جنگی به‌منظور تأمین کالاها مثبت بوده است؛ اما چالش جدی امروز، تورم شدید و بالایی است که به‌ویژه در محصولات اساسی احساس می‌شود.

کامل نواب گفت: در حال حاضر، ما به همدلی و همکاری نیاز داریم و باید دولت را در این مسیر یاری دهیم. بدون تردید دولت ممکن است در ساختار خود حائز اشکالاتی باشد اما این مسائل باید با رویکرد حل مسئله و به نفع دولت مطرح شود.

این فعال اصولگرا بر این نکته تأکید کرد: مدیریت مجدد و اصلاح در تصمیم‌گیری یا اقدام، زمانی محقق می‌شود که مسیرهای پیشنهادی از طریق تعامل و گفت وگو به دولت منتقل گردد؛ اما هنگامی که فضای داخلی به سمت تنش پیش می‌رود و یا با رویکردی سیاسی با دولت مواجه می‌شویم، بدون توجه به اینکه کدام دولت در قدرت است، آن را به حالت انفعال سوق می‌دهیم. اگر حقیقتاً به کشور و بهبود معیشت مردم اهمیت می‌دهیم، باید پیشنهادات خود را در قالب تعامل و حل مسائل بیان کنیم.