مدتهاست که زمان و تلخیهای تجربه شده برای برخی افراد به عنوان درس عبرتی عمل نمیکند. علیرضا بیرانوند با وجود همه دستاوردها و افتخاراتش در عرصه ملی و فوتبال باشگاهی، تنها یک شیوه برای ترک هر تیمی میشناسد که همواره از آن استفاده کرده و با زیر پا گذاشتن روابط و تخریب پیوندهایش با هواداران، رنج حوادث آینده را به جان میخرد.
به محض اینکه مشخص شد به دلیل خدمت سربازی، بیرانوند مجبور است زودتر از آنچه که انتظار داشت -یعنی پایان این فصل- تراکتور را ترک کند، برخی تحلیلگران پیشبینی کردند که با توجه به شخصیتش، این بار نیز با تنش و مشکلات ترک خواهد کرد و در بازیهای آتی در تبریز دچار دردسر خواهد شد!
پس از سوت پایان بازی میان تراکتور و استقلال، اشاره کردیم که بیرانوند در گل دریافت شده مقصر بود و دلیل آن کاملاً مشهود بود؛ او در ماههای اخیر تمرکزی روی تمرینات نداشت و روند نزولیاش در یک سال اخیر، به طرز چشمگیری جایگاهش در تیم ملی را تحت تهدید قرار داده است. او که در برابر ازبکستان در همین فیفادی دو اشتباه fatal داشت و برابر روسیه، هرچند حسینی در نیمه اول مرتکب اشتباهاتی شد، نیازمند در نیمه دوم درخشش زیادی داشت که خطر را بیش از همیشه برای بیرانوند به همراه داشت. به ویژه که او در آن بازی، بازوبند پرسپولیس را به بازو داشت!
از هنگامی که مورد توجه قرار گرفت، بیرانوند هیچ تیمی را بدون درگیری و کشمکش ترک نکرده و به نظر میرسد او نمیتواند بهخوبی و بدون حاشیه از تیمی جدا شود. اولین بار که قراردادش با پرسپولیس را فسخ کرد، با اشاره به استقلال و مذاکراتش با حجت کریمی -مدیرعامل وقت استقلال- خط قرمزی را رد کرد که بسیاری از هواداران پرسپولیس را دچار ناراحتی ساخت. او سپس به تیم برگشت و با رفتارهای افراطی تلاش کرد تا محبوبیتش را بازپس گیرد، اما اشاره به استقلال، شبههای کوچک نبود!
به همین دلیل زمانی که دومین بار همین روند را تکرار کرد و به تراکتور پیوست، نتیجهای به دنبال داشت که همگان طی سالها آن را شاهد بودهایم. او که حتی قراردادش با بلژیکیها را به مسائل غیر ورزشی ربط میداد و از پرتغال نیز گریخت زیرا به قوانین در ایران عادت کرده بود! مشاهده کردیم که پرونده شکایتش از فسخ قرارداد بیش از ۴۰۸ روز به طول انجامید و محرومیت ۴ ماههاش هم خیلی زود پایان یافت!
هرچند محرومیت او به حالت تعلیق درآمد، اما در بازگشت، دیگر آن بازیکن سابق به حساب نمیآمد و به وضوح به حاشیهها و عدم تمرکز در تمرینات دچار شده بود. به نظر میرسید او مسیر ماندن در اوج را نه در تمرین و تمرکز، بلکه در مسیری دیگر یافته است. از پس هر اشتباه در زمین، مصاحبه به نفع مالک تراکتور به وظایف بیرانوند اضافه میشد و ردپایش در هر حاشیهای به وضوح قابل مشاهده بود. به ویژه که داستان سربازی نیز بر عدم تمرکز او اثر گذاشته بود.
پس از پایان دیدار با استقلال، بیرانوند مقابل خبرنگاران ایستاد و اظهاراتی را مطرح کرد که همه از آن مطلع شدند. به سرعت حجت کریمی نیز با مصاحبهای به آن پاسخ داد و شجاع خلیلزاده و خداداد عزیزی به عنوان نمایندگان رسمی زنوزی در فضای مجازی علیه بیرانوند اقدام کردند و در نهایت با نزدیک شدن به نیمه شب، باشگاه بیرانوند را کنار گذاشت!
کیست که نداند کمیته انضباطی در فدراسیون فوتبال نیز نمایش است، چه رسد به باشگاهها! آن هم با مدیریت زنوزی! او ابتدا با خشم و تهدید به شکایت از مدیرعامل وارد عمل شد، اما به یاد آورد که رقابتی در لیگ نخبگان در انتظارش است. بنابراین، استوری عذرخواهی منتشر کرد که آن هم ثمری نداشت. چه دلیلی داشت که این روش موفق قبلی دیگر کارساز نباشد؟
در همان مصاحبه اولیه اعلام کرده بود که نیم فصل از تراکتور خواهد رفت و مقصدش برای فصل بعد، که تقریباً همه علاقهمندان به فوتبال از آن آگاهند، استقلال است! آرزویی که قرار بود یک دهه پیش محقق شود! به نظر میرسد این بار زنوزی دیگر به او امیدی نداشت! قطعاً رابطه خوب حجت کریمی با نکونام از دوران استقلال نیز تأثیر مهمی در این تغییرات داشت.
بیرانوند با آن جایگاه، پس از بازگشت به تمرینات بعد از جام جهانی، آشتینامههای عمومی و استوریهای خندهدار در حمایت از حجت کریمی منتشر کرد، مانند اینکه مردم فراموش کردهاند چه ماجراهایی درباره چادر و مصاحبههای رد و بدل شده وجود داشت! همه از دعوای او به دلیل نرفتن به استقلال مطلع بودند و کار به دادگاه هم کشید و این واضح بود که با نشستن کریمی بر صندلی مدیریت تراکتور، رابطهاش با بیرانوند به خوبی پیش نمیرود!
و حالا سوالاتی وجود دارد که بیرانوند باید در مقابل آینه از خود بپرسد و پاسخ دهد. چرا باید ترک هر تیمی با مشاجره و توهین و حاشیه همراه باشد؟ چرا در ادعای دوستی و آشتی به حدی افراط کند که با کوچکترین مشکل، به ریاکاری متهم شود؟ چگونه ممکن است در حالی که دخترش مقابل میلیونها نفر اعلام کرد آرزوی او از کودکی پوشیدن پیراهن استقلال بوده، تا این اندازه در نقش طرفدار پرسپولیس و تعصب نمایان شود؟ اشتباهی که در تراکتور نیز تکرار شد!
چرا هنگامی که همه بر این باورند که او به دلیل عدم تمرکز عملکردش دچار افت شده و این احساس از سوی تیم، خبرنگاران، تحلیلگران و مربیان هم مطرح است، او این واقعیت را نادیده میگیرد و بر اصرار بر اینکه دیگران اشتباه میکنند، پافشاری میکند؟
بیشتر بخوانید: بیرانوند و تراکتور به بنبست رسیدند؛ آیا دعوا بر سر قلعهنویی بالا گرفته است؟!
نظرات کاربران