برانکو ایوانکوویچ در یک مصاحبه، از دوران همکاری خود با تیم ملی ایران به نیکی یاد کرده و صعود به جام جهانی ۲۰۰۶ را دستاوردی بینظیر دانسته است. او همچنین به قهرمانی در بازیهای آسیایی و پیروزی مقابل کره جنوبی، تیمی که تنها چند ماه پیش از آن در رتبه چهارم جهان قرار داشت، اشاره کرده است.
بخش عمدهای از نظرات برانکو حائز صحت است. او نتایج قابل قبولی به دست آورد و موفقیتی را برای ایران به ارمغان آورد که میروسلاو بلاژویچ، مربی پیشینش، در سال ۲۰۰۲ قادر به تحقق آن نبوده است. با این حال، نمیتوان صعود به جام جهانی ۲۰۰۶ را بهطور قطع حماسیتر از صعود تاریخی ایران در سال ۱۹۹۸ قلمداد کرد؛ بهخصوص با توجه به اینکه سهمیه آسیا از ۳٫۵ تیم در سال ۱۹۹۸ به ۴٫۵ تیم در سال ۲۰۰۶ افزایش یافته بود.
اما نکته اصلی به اوضاعی برمیگردد که پس از صعود و در آستانه جام جهانی به وقوع پیوست. تنشهای بیپایان بین سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال جو تیم ملی را متشنج کرده بود.
محمد دادکان با انتقادات رسانهای خود این تنشها را تشدید میکرد و برانکو، بهجای آنکه با خویشتنداری از درگیریهای مدیریتی دور بماند، در بطن این چالشها قرار گرفت. به تبع آن، منتقدان در روزنامههای ورزشی به نقدهای تند و گزندهای علیه او پرداخته و حواشی بسیاری بر تیم ملی حاکم شد.
در مدیریت تیم ملی برای حضور در جام جهانی نیز برانکو بدون خطا نبود. بدترین روزهای علی دایی در عرصه ملی در آلمان رقم خورد و ماجرای نیمکتنشینی او به یکی از مسائلی تبدیل شد که جنجالآفرین بود.
رفتار غیر عادی یکی از ملیپوشان و لگد زدن به کیف تجهیزات پزشکی تیم، نشانه دیگری از فضای بحرانی تیم ملی بود؛ حوادثی که سوالات جدی درباره نحوه مدیریت رختکن و کنترل بحران به وجود آورد.
با این وجود، نمیتوان برانکو را به عنوان سرمربی ناموفق تلقی کرد. دستاوردهای او در تیم ملی و همچنین قهرمانیهای متعددش با پرسپولیس، اعتبار ویژهای را در کارنامهاش ایجاد کرده است. اما موفقیتهای بعدی، نمیتواند کمبودها و اشتباهات او در جام جهانی ۲۰۰۶ را توجیه کند.
بیشتر بخوانید: چون رشوه ندادم، از تیم ملی خط خوردم/ گفتند پول بده و به بازیهای آسیایی برو!
نظرات کاربران