ترامپ سپس تحریم‌های گسترده‌ای علیه کسب‌وکارها و فعالیت‌ها و نهادهای ایران اعلام کرد. وی در بازگشت به کاخ سفید خواستار همزیستی مسالمت‌آمیز با جمهوری اسلامی همانطورکه او می‌خواهد، شد.

این طرح آمریکا با واکنش تند ایرانیان روبه‌رو شده است. مقام‌های ارشد جمهوری‌اسلامی باور دارند تحریم اقتصادی اعمال‌شده بر اقتصاد ایران را باید در راستای جنگ آمریکا و جمهوری‌اسلامی دانست و این رفتار را با نام «جنگ اقتصادی» به شهروندان ارائه کردند.

به این ترتیب جنگ اقتصادی علیه جمهوری اسلامی 9سال است ادامه دارد. مهم‌ترین رخداد در بستر انواع تحریم‌ها، تحریم صادرات نفت بوده و هست به‌طوری‌که این اتفاق با ادامه محاصره دریایی میزان صادرات نفت را به کمترین میزان رسانده است.

 سدبندی همه‌سویه در راه بازگشت دلارهایی که می‌شد از مسیر همان میزان صادرات به‌دست آورد نیز گام بلندی بوده که برداشته شده است. با این همه و به‌دلیل اینکه جمهوری‌اسلامی توانست هزینه‌های تحریم را بر دوش میلیون‌ها شهروند بیندازد و از بردباری مردم بهره ببرد به نوعی مقاومت بدل شد.

 اما از خرداد1404 و با حمله گسترده نظامی آمریکا و اسرائیل و ویرانی‌های نظامی و اقتصادی و نیز ترور شماری از بالاترین رهبران نظامی، تنش جمهوری‌اسلامی و آمریکا دگرگونی واقعی را تجربه کرد.

 اکنون نزدیک به 15ماه است جنگ تبلیغانی، نظامی، روانی و اقتصادی بین دونظام سیاسی برقرار است. مقام‌های جمهوری‌اسلامی در رسانه‌های داخلی یورش بزرگی را با دومحور «شکست‌های پرشمار و همه‌سویه آمریکا در جنگ» و همچنین بی‌اثر‌بودن تخریب‌های نظامی بر اقتصاد کشور و نیز تحریم‌های گسترده بر اقتصاد ایران را دنبال کرده و می‌کند.

 اگر فردی بدون داشتن بینش و دانش به پیامدهای جنگ 14ماهه بر زندگی و کسب‌وکار مردم ایران، خبرهای رسانه‌های رسمی و بسیار نزدیک به نهادهای حاکمیتی را دنبال کند، تصور می‌کند همین روزها و ماه‌های به‌زودی از راه‌رسیده به نابودی و هیچی می‌رسد و شهروندان آمریکایی زیر بار تورم لجام‌گسیخته به‌زودی علیه دولت موجود، به انقلاب دست خواهند زد.

 در سوی دیگر داستان اما خبرهایی که از درون سرزمین آماده و منتشر می‌شود گونه‌ای است که گویا نه تورمی دیده می‌شود و نه رکودی. به این ترتیب است که در اوج وضعیت ناراحت‌کننده مردم و دولت، اداره‌کنندگان کشور از سر ناچاری یا از سر اراده‌گرایی برپایه محاسبات خود، بدشان نمی‌آید جنگ دیگری با آمریکا راه بیفتد.

واقعیت اما این است که شهروندان ایرانی هرگز دلشان جنگ نمی‌خواهد و تمایل دارند دوکشور به‌سوی جنگ نروند. مردم ایران از نهادهای حاکمیتی انتظار دارند، هر روزنه‌ای که روی صلح باز می‌شود ر ا نبندند و از جنگ دوری کنند. جنگ جز ویرانی، افسردگی بیشتر و نابودی آرایش و آسایش، بازتابی ندارد.