داستان علیرضا بیرانوند دیگر تنها به مهار پنالتیها، کلینشیتها و نجات تیمها خلاصه نمیشود. دروازهبان شماره یک فوتبال ایران، علاوه بر درخشش و افتخاراتش، در چندین موقعیت به مرکز حاشیههایی رفته که هر یک میتوانست برای او مشکلاتی با برخی از هواداران یا مدیران باشگاه ایجاد کند. اما ظاهراً در فوتبال ایران، برای برخی از ستارهها همیشه راهی برای غلبه بر بحرانهای عادی وجود دارد؛ حتی زمانی که این بحرانها بهطور مداوم تکرار میشوند.
یک بار دلخوری پرسپولیسیها، یک بار دیگر جدایی پرحاشیه
در تابستان ۱۴۰۲، نام بیرانوند بهطور غیرمنتظرهای در کنار استقلال به گوش رسید؛ وضعیتی که برای هواداران پرسپولیس، به ویژه در شرایطی که او یکی از چهرههای کلیدی تیم قهرمان بود، به هیچوجه قابل قبول نبود. خبر مرتبط با مذاکرات و احتمال انتقال او به رقبای سنتی، میان بخشی از هواداران دو تیم، نگرانی و اعتراضات زیادی برجای گذاشت. هواداران استقلال نیز به این انتقال امیدوار شدند و اوضاع بهگونهای پیش رفت که مدیران و طرفداران دو باشگاه دچار یکی از جنجالیترین پروندههای نقلوانتقالاتی آن تابستان شدند.
در نهایت، بیرانوند به ماندن در پرسپولیس رضایت داد؛ اما نتیجه برای همه راضیکننده نبود. هواداران پرسپولیس از مطرح شدن نام استقلال در میانه مسائل قراردادی و مذاکرات احساس دلخوری کردند و بخشی از هواداران استقلال نیز احساس کردند که نام باشگاه محبوبشان در روندی به کار رفته که به ماندن بیرانوند در پرسپولیس انجامیده است. این برداشت که ماجرا به فعالیتهای بازاریابی برای بهبود شرایط قراردادی مربوط میشود، در میان برخی از هواداران و پیشکسوتان دو تیم در آن زمان مطرح گردید؛ هرچند نمیتوان آن را بهعنوان دلیل قطعی و اثباتشده واکنش بیرانوند تعبیر کرد.
در این زمینه، بخوانید: واکنش تاجرنیا به مذاکره استقلال با بیرانوند/ نامهای که بهمنظور برهم زدن تمرکز تیم ما منتشر شده بود.
یک سال بعد، داستان به شکل دیگری رقم خورد. بیرانوند در تابستان ۱۴۰۳ تصمیم به فسخ یکطرفه قرارداد خود با پرسپولیس گرفت و به تراکتور پیوست؛ انتخابی که بار دیگر خشم بخشی از هواداران سرخپوش را زنده کرد. باشگاه پرسپولیس از او شکایت کرد و پرونده فسخ قرارداد به یکی از طولانیترین و جنجالیترین پروندههای فوتبال ایران بدل شد. در مرداد ۱۴۰۴، کمیته استیناف حکم چهار ماه محرومیت و جریمه مالی را صادر کرد، اما یکسال تعلیق شد.
از پرسپولیس تا تراکتور؛ حاشیهها ادامه دارند
انتقال به تراکتور قرار بود فصل جدیدی از دوران حرفهای بیرانوند باشد؛ فرصتی برای دوری از تنشهای گذشته و دوباره تمرکز بر فوتبال. اما اکنون نام او بهدلیل اختلافات با مدیران باشگاه بار دیگر در خبرها درخشیده است. بیرانوند انتقادات خود را از وضعیت تراکتور مطرح کرده، در مورد مشکلات مالی بازیکنان صحبت کرده و مدیران باشگاه را به واکنش واداشته است. او حتی در اظهارات جدیدش فرموده که ممکن است تصمیم شگرفی در مورد آیندهاش اتخاذ کند.
در همین راستا، جواد نکونام با تأکید بر اینکه «به سلامت بیرانوند اعتماد دارم»، از او بهعنوان عضوی از خانواده تراکتور یاد کرده است. حمایت سرمربی از بازیکنش امری غیرعادی نیست؛ هر مربیای تمایل دارد که سرمایه فنی تیمش را حفظ نماید. اما سؤال این است که حمایت از یک ستاره تا کجا باید ادامه یابد و از چه نقطهای به بعد، ضرورت پاسخگویی و رعایت انضباط تیمی در اولویت قرار بگیرد؟
در مورد مشابهی، فقط بهدلیل یک انتقاد درباره زدن ضربه ایستگاهی سهراب بختیاری زاده، بهراحتی صالح حردانی از تیم کنار گذاشته شد و دو هفته تمام، همه استقلالیها از بزرگ تا کوچک تلاش کردند تا او به تمرینات بازگردد. این جدای از عذرخواهی رسمی حردانی در فضای مجازی و برابر سایر همتیمیهایش که در نهایت هیچ شباهتی به وضعیت بیرانوند نداشت. اینگونه که حجم تخلف انضباطی حردانی نیز به اندازه حملات بیرانوند به مدیران ارشد تراکتور نبود.
بااینحال، انتقاد از مدیران باشگاه یا بیان مشکلات مالی بهتنهایی نمیتواند مصداق بیانضباطی باشد. نکته اساسی این است که زمانی که اختلافات بارها به بحرانهای عمومی مبدل میشوند، باشگاهها موظفند با معیارهایی روشن و یکسان با تمامی بازیکنان برخورد نمایند؛ نه اینکه نام، سابقه ملی یا محبوبیت یک بازیکن دلیلی باشد برای اینکه از کنار حاشیههای او به سهولت عبور کنند.
در همین زمینه، بخوانید: ملیپوش نامدار، رکورددار خراب کردن پلهای پشت سر/ با وجود خطر کاپیتان تازه پرسپولیس، علی بیرو ترک عادت نکرد!
رونالدو هم ستاره است؛ اما پرونده انضباطی دارد
در همین روزها، کریستیانو رونالدو هم بهعلت ترک اردو تیم ملی پرتغال به دلیل اختلاف با سرمربی، با پرونده انضباطی مواجه شد و فدراسیون فوتبال پرتغال محرومیت موقت او را اعلام کرد. رونالدو با پنج توپ طلا و تاریخسازی در دنیای فوتبال پس از این حادثه از هوادارانش عذرخواهی کرده و آمادگی خود برای پذیرش عواقب رفتار ناپسندش را اعلام کرد. پرونده او هنوز به رأی نهایی نرسیده است، اما واکنش انضباطی فدراسیون نشان میدهد که حتی بزرگترین نامها نیز از مسئولیتپذیری معاف نیستند.
در این نقطه، یک همزمانی جالب داستان بیرانوند را به رونالدو مرتبط میکند. در جام جهانی ۲۰۱۸، بیرانوند پنالتی این ستاره پرتغالی را مهار کرد و به یکی از نمادهای ماندگار فوتبال ایران تبدیل شد. آن روز، دروازهبان ایرانی توانست رونالدو را در میدان متوقف کند؛ اما الان ارتباط این دو از زاویهای متفاوت بررسی میشود: رفتار حرفهای و مسئولیتپذیری نسبت به تیم.
تفاوت اصلی این نیست که رونالدو بزرگتر است یا بیرانوند؛ هر دو بازیکنانی با جایگاه و کارنامهای ارزشمند بهشمار میآیند. تفاوت در این سؤال نهفته است که وقتی رفتار یک ستاره به معضل انضباطی بدل میشود، مؤسسه تحت مسئولیت او چگونه واکنشی را از خود نشان میدهد. رونالدو در حال حاضر با محرومیت موقت روبهرو است و باید منتظر نتیجه پروندهاش باشد؛ بیرانوند نیز در پرونده فسخ قرارداد با پرسپولیس حکم محرومیت دریافت کرده، اما اعمال آن به حالت تعلیق درآمده است. بنابراین این امر بهسادگی «برخورد با رونالدو و بیبرخوردی با بیرانوند» نیست؛ موضوع در ارتباط با تفاوت در نوع واکنشها، مدت زمان رسیدگی و مقدار بازدارندگی مجازاتها میباشد.
با این حال، این پرسش کلیدی برای فوتبال ایران باقی میماند: آیا شهرت و توانایی فنی یک بازیکن باید سبب شود که باشگاهها بارها از حاشیههای او چشمپوشی کنند؟ بیرانوند سالهاست که با پیراهن تیم ملی و باشگاههای معتبر اعتبار کسب کرده و مهار پنالتی رونالدو نیز جزء همین کارنامه محسوب میشود؛ اما هیچ یادگار درخشانی نباید جایگزین معیارهای حرفهای شود. ستاره بودن امتیاز بزرگی است، اما اگر بنا باشد هر بار با حمایت و مدارا به پایان برسد، چه کسی قرار است مرز میان بزرگی و مصونیت را تعیین کند؟
بیشتر بخوانید: جزئیات مهم از جلسه جنجالی در تبریز؛ بازیکنان تراکتور پشت بیرانوند ایستادند/ نکونام: به سلامت بیرو اعتماد دارم
نظرات کاربران