بر اساس گزارش ایرنا از روابط عمومی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، بابک نگاهداری به ابعاد کمتر شناخته‌شده جنگ شناختی علیه ایران اشاره کرد و گفت: هرگاه موضوع هدف قرار گرفتن سرمایه‌های انسانی کشور مطرح می‌شود، معمولاً به یاد ترور دانشمندان، فرماندهان و چهره‌های مهم می‌افتیم. اما به جز تهدیدات فیزیکی، نوع دیگری از حمله به این سرمایه‌ها وجود دارد که توجه به جان اشخاص نیست، بلکه به اعتبار، مرجعیت و توان تأثیرگذاری اجتماعی آن‌ها مربوط می‌شود.

وی تصریح کرد: فرض کنید یک دانشمند برجسته یا فرد تأثیرگذار کشور در معرض خطر ترور قرار دارد. آیا عقل حکم می‌کند که او را در معرض این خطر رها کنیم یا تمام امکانات را برای حفاظت از او به کار بگیریم؟ همین منطق درباره شخصیتی که هدف عملیات منظم تخریب اعتبار قرار دارد نیز صدق می‌کند. با این تفاوت که در یک میدان، ابزار حفاظتی فیزیکی لازم است و در میدان دیگر، تسلط بر استراتژی‌های جنگ شناختی و نظارت بر سرمایه اجتماعی و ارتباطات راهبردی ضروری است.

نگاهداری تأکید کرد: دشمن برای حذف یک سرمایه ملی همیشه به حذف فیزیکی او بسنده نمی‌کند. گاهی او تلاش می‌کند که شخصیت را زنده نگه دارد، اما اعتبار و قدرت تأثیر او را از بین ببرد. در این وضعیت، ممکن است فرد در مقام علمی، مدیریتی یا اجتماعی خود فعال باشد، اما قابلیت تأثیرگذاری و بسیج ظرفیت‌های اجتماعی اطرافش به شدت کاهش یافته باشد.

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، با اشاره به اینکه دامنه این تهدید فقط به مسئولان جمهوری اسلامی محدود نیست، خاطرنشان کرد: نکته اساسی این است که هر شخصیت دارای اعتبار اجتماعی می‌تواند در معرض چنین حملاتی قرار گیرد، حتی اگر هیچ جایگاهی در نظام نداشته باشد یا اصولاً با جمهوری اسلامی ارتباط فکری یا سیاسی نداشته باشد. ویژگی‌هایی که او را تبدیل به یک هدف بالقوه می‌کند، تنها مواضع سیاسی‌اش نیست، بلکه اعتماد و اعتباری است که نسبت به او در بخش‌هایی از جامعه ایران وجود دارد.

وی ادامه داد: این اعتبارها نه به عنوان دارایی شخصی یا جناحی، بلکه به عنوان بخشی از ظرفیت ملی ایران محسوب می‌شوند. نباید کتمان کنیم که وقتی اعتبار شخصیتی که با او اختلاف‌نظر داریم به خطر می‌افتد، این به معنای به سود ما نیست.

سرنوشت همگی ما به یکدیگر مرتبط است

نگاهداری بر ضرورت تغییر نگرش به انسجام ملی تأکید کرد و بیان داشت: ممکن است میان ایرانیان تفاوت‌هایی وجود داشته باشد، اما سرنوشت همه ما به یکدیگر مرتبط است. تلاش برای یکدست‌سازی کامل جامعه و دستیابی به اجماع کامل بر سر همه مسائل، همچون سرابی است که نه با واقعیت‌های جامعه و تاریخ ایران سازگاری دارد و نه ضرورتی برای پیشرفت کشور ایجاد می‌کند. آنچه نیاز داریم، توافق بر اصول بنیادی است که امکان زندگی، همکاری و شکل‌گیری آینده مشترک را مهیا می‌سازد.

وی افزود: همه ایرانیان قرار نیست شبیه به یکدیگر بیندیشند تا بتوانند در کنار یکدیگر از ایران حمایت کنند. اختلاف نظر درباره سیاست، اقتصاد، فرهنگ و مسائل دیگر طبیعی است، اما می‌توانیم بر سر حفظ ایران، استقلال کشور، امنیت مردم و ضرورت پاسداری از سرمایه‌های ملی به توافق برسیم. چنین توافقی به معنای از بین رفتن اختلافات نیست، بلکه نشان‌دهنده مسئولیت مشترک نسبت به سرنوشت کشور است.

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، تأکید کرد: یکی از اشتباهات بزرگ این است که رقابت‌های سیاسی ما نسبت به اهمیت سرمایه‌های اجتماعی یکدیگر را نادیده بگیرد. در عرصه سیاست ممکن است رقیب هم باشیم، اما در حوزه حفاظت از ایران، نباید نظاره‌گر فروپاشی سرمایه‌های یکدیگر باشیم. اگر ملتی را نتوان در میدان نبرد مغلوب کرد، می‌توان به تضعیف اعتماد، زوال مرجعیت‌های اجتماعی و وارد کردن مردم به نزاع‌های داخلی پرداخته و قدرت آن ملت را از درون تضعیف کرد.

نگاهداری با تأکید بر اهمیت اعتبار مقامات و نهادهای کشور اظهار داشت: این موضوع به ویژه در مورد شخصیت‌هایی که مسئولیت‌های رسمی در فرایند حکمرانی دارند، اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند، زیرا آسیب به اعتبار یک شخصیت سیاسی یا مدیریتی تنها به موقعیت فردی او محدود نمی‌شود و همچنین بر اعتماد عمومی به نهادی که نماینده آن است، پذیرش تصمیمات آن نهاد و حتی تصویر عمومی از قابلیت‌های کشور در اداره امور تأثیر دارد.

وی تأکید کرد: هنگامی که یک شخصیت ملی به هدف عملیات شناختی قرار گیرد، نباید منتظر بمانیم تا اعتبار او سقوط کند و سپس به فکر بازسازی آن بیفتیم. همچنان که محافظت امنیتی بر اساس شناسایی پیشاپیش تهدیدات انجام می‌شود، حفظ اعتبار نیز نیازمند پایش مستمر، شناسایی نقاط آسیب‌پذیر، تشخیص حملات هدفمند و آمادگی برای واکنش به‌موقع است.

وی با تأکید بر اهمیت ورود نهادهای علمی و سیاست‌پژوهی به این حوزه افزود: جنگ شناختی را نمی‌توان صرفاً با صدور بیانیه‌های تکذیبی و واکنش‌های رسانه‌ای مقطعی مدیریت کرد. کشور با نیاز به ایجاد سازوکارهایی برای شناسایی سرمایه‌های اعتباری، پایش تهدیدات شناختی، پیش‌بینی بحران‌های شهرت و تدوین الگوهای حرفه‌ای حفاظتی برای شخصیت‌ها و نهادهای ملی مواجه است. این چالش باید فراتر از اقدامات پراکنده رسانه‌ای رفته و به موضوعی جدی در دستور کار سیاست‌گذاران کشور تبدیل شود.

نگاهداری همچنین بر مسئولیت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: در مرکز پژوهش‌های مجلس، صیانت از سرمایه اجتماعی و اعتبار شخصیت‌های مؤثر کشور را به عنوان بخشی از مسئولیت خود در تقویت توان حکمرانی و انسجام ملی می‌دانیم و با بهره‌گیری از ظرفیت‌های علمی و تخصصی، در تلاشیم بسته‌های سیاستی و راهکارهای اجرایی مناسبی را تدوین کنیم تا سهمی در حفاظت از این سرمایه‌ها داشته باشیم.

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، در پایان خاطرنشان کرد: ایران فقط به حفاظتی از مرزها، تأسیسات و زیرساخت‌های خود نیاز ندارد، بلکه باید از افرادی که می‌توانند امید، اعتماد و قدرت را برای کشور فراهم بیاورند نیز دفاع شود. هر کسی که ایران را دوست دارد، باید دقت کند که در جنگ شناختی بی‌رحمانه امروز، هیچ سرمایه اجتماعی ارزشمندی بدون حمایت باقی نماند.