خبرآنلاین: در زمانی که ایران تحت محاصره دریایی از سوی ارتش آمریکا قرار دارد، همکاریهای تجاری با همسایگان مرزی از اهمیت مضاعفی برای دولت برخوردار شده است. در روزهای اخیر، بررسی روابط اقتصادی میان ایران و افغانستان، با کانون توجه رسانهها و افکار عمومی روبرو شده است، بهگونهای که نه تنها برخی ابهامات درخصوص نوع سرمایهگذاری این کشور به وجود آورده، بلکه مجدداً پرونده مطالبه حقآبه ایران از افغانستان نیز در رسانهها باز شد.
تنش ناشی از ادعایی درباره واگذاری زمین به افغانستان
این موضوع از اظهارات محسن زنگنه، نماینده تربتحیدریه، در مصاحبه با شبکه سحر افغانستان آغاز شد؛ جایی که او از توافق اولیه برای اختصاص تقریباً ۱۰ هکتار زمین در نزدیکی آبهای بندر چابهار و همچنین بیش از ۱۰۰ هکتار در منطقه ویژه اقتصادی این بندر برای افغانستان خبر داد و این را یک خبر مثبت دانست.
وی همچنین در این مصاحبه بیان کرده بود: «در یک جلسه با وزیر محترم صنعت، توافقی به عمل آمد. وی پیشنهاد داد که فضای مشخصی در چابهار برای افغانستان فراهم کنیم؛ بهطوریکه افغانستان بتواند در بندر چابهار، در منطقه آزاد، زمینی از خود داشته باشد.» اما اظهارات زنگنه و بهکارگیری عبارت "سرزمین متعلق به خودش" نه تنها باعث ایجاد ابهاماتی عمیقتر درباره این توافق شد، بلکه با واکنشهای منفی هم مواجه گردید، واکنشهایی که باعث شد زنگنه از سخنان خود عقبنشینی کند.
او با رد هرگونه واگذاری زمین به افغانستان تصریح کرد: «موضوع اصلی این است که طبق توافق انجام شده با جمهوری اسلامی ایران، نظر به اینکه بهخصوص با عدم وجود مسیر دریایی برای افغانستان از جنوب، بندر چابهار جمهوری اسلامی ایران، اهمیت ویژهای برای این کشور و همچنین برای اتصال افغانستان به کشورهای آسیای میانه و پذیرش به آبهای خلیج فارس و دریای آزاد از طریق دریای عمان پیدا کرده است، اعلام کردم که طبق توافق به عمل آمده، مقرر شده است ۱۰ هکتار زمین در بندر چابهار و حدود ۱۰۰ هکتار در منطقه آزاد برای جذب سرمایهگذاری کشور افغانستان اختصاص یابد.»
چالش حضور وزارت خارجه
او در واکنش به اظهارات محسن زنگنه به خبرنگاران گفت: «فکر میکنم خود ایشان توضیحات کافی را ارائه دادهاند. در واقع، این مسئله یک سوءتفاهم است که از اظهارات یکی از نمایندگان مجلس برداشت شده است.»
وی افزود: «کاملاً واضح است که به هیچ وجه امکان واگذاری زمین و خاک وجود ندارد. آنچه مطرح شده، رویهای است که در کشورهای مختلف مرسوم است و ما نیز از آن بهرهبرداری کردهایم و در آینده هم خواهیم کرد. به همین دلیل، به کشورهای محصور در خشکی که به آبهای آزاد دسترسی ندارند، امکاناتی در قالب اجاره ارائه میشود تا هم به توسعه تجارت میان دو کشور کمک شود و هم با فراهم کردن دسترسی برای این کشورها به بنادر و آبهای آزاد، شرایط مناسبی برای انجام فعالیتهای تجاری ایجاد گردد.»
چرا اظهارات زنگنه واکنشها را برانگیخت؟
بندر چابهار بهعنوان یکی از داراییهای حیاتی و استراتژیک ایران، در سواحل دریای عمان واقع شده و بهتنهایی تنها بندر اقیانوسی ایران است که خارج از خلیج فارس و تنگه هرمز، امکان دسترسی مستقیم ایران به آبهای آزاد را فراهم میآورد. چابهار همچنین ظرفیت بالایی برای توسعه تجارت خارجی ایران و اتصال مسیرهای تجاری به آبهای آزاد دارد. به دلیل موقعیت استراتژیک، این بندر نقش پررنگی در تسهیل دسترسی کشورهای محصور در خشکی آسیای میانه (ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان) به آبهای آزاد ایفا میکند و در حال حاضر شاهد حجم بزرگی از ساختوساز و سرمایهگذاری در آن هستیم. با توجه به شرایط موجود در ایران، این بندر میتواند به عنوان یک پل ارتباطی مؤثر در تجارت تبدیل گردد.
با این حال، جدا از استفاده از عبارت «سرزمین متعلق به خودش» توسط این نماینده، این اظهارات سؤالات فراوانی را به همراه داشت. این سؤالات شامل این میشود که: زمینهایی که برای سرمایهگذاری و فعالیتهای تجاری افغانستان تعیینشده، چگونه و بر مبنای چه معیارهایی به آن کشور تخصیص خواهد یافت؟ آیا دولت طالبان مسئولیت مدیریت این زمینها را بر عهده خواهد داشت یا سرمایهگذاران افغانستانی؟ با وجود اینکه این سؤالات پس از تکذیب مربوط به واگذاری زمین به حاشیه رفتهاند، اما همچنان به دلیل تفاهم اقتصادی بین دو کشور بدون پاسخ ماندهاند.
چرا ایران برای حقآبه خود تضمینی نمیطلبد؟
از سوی دیگر، آنچه که موجب اعتراضات رسانهها و افکار عمومی به این تفاهمنامه شده، مطالبه حقآبه ایران از دولت طالبان است. منتقدان معتقدند که در شرایطی که تصفیه حقآبه ایران از افغانستان یکی از مطالبات اساسی تهران است، آیا در راستای تقویت همکاریهای اقتصادی و فراهم آوردن دسترسی افغانستان به مسیرهای تجاری، تدابیر و تضمینهای لازم برای پیگیری حقوق آبی ایران نیز لحاظ گردیده است؟
روزنامه جمهوری اسلامی، با اشاره به این مسأله و انتقاد از نوع تعامل دستگاه دیپلماسی با دولت طالبان، نوشت: «مسئله اصلی این است که سیاستگذاران دیپلماسی، امتیازات سیاسی و اقتصادی را از مفاوضات استراتژیک جدا کردهاند. ما شاهد هستیم که بهرغم فرش قرمز برای طالبان و فراهم کردن امکانات دیپلماتیک، هیچ فشاری برای اخذ حقآبه از رودخانههای هیرمند و هریرود از این امتیازات برداشت نشده است.»
این مطالبه در حالی مطرح شده است که دولت بارها بر پیگیری حقآبه هیرمند تأکید ورزیده، اما خبرگزاری فارس در گزارشی به سال پرآبی افغانستان اشاره کرده و نوشت: «افغانستان یکی از پربارانترین دورههای خود را در قرن اخیر سپری میکند، اما هنوز تنها نیمی از حقآبه ایران از رودخانه هیرمند پرداخت شده است.»
بهواقع، علیرغم تأکیدات مکرر مقامات بر پیگیری حقآبه ایران از هیرمند، ادامه اختلافات در خصوص میزان آب تحویلی نشان میدهد که این مطالبه همچنان با چالشهای جدی مواجه است. در این شرایط، موضوع تنها تأکید بر حق قانونی ایران نیست، بلکه نحوه تبدیل این مطالبه به نتایج ملموس در مناسبات تهران و کابل نیز بهطور جدی مورد توجه قرار دارد؛ موضوعی که میتواند معیاری برای ارزیابی کارآیی دیپلماسی ایران در دفاع از منافع ملی باشد.
29215
نظرات کاربران