امیر قلعهنویی مقابل دوربین شبکه ۲ صداوسیما نشسته و با برنامه صبحانه ایرانی گفتوگو کرد. انتخاب شبکه، برنامه و زمان پخش آن (ساعت ۷ صبح دیروز) به اندازه کافی سوالبرانگیز بود، با اینحال جایگاه سرمربی تیم ملی و مسائل بعد از فیفادی، آنقدر اهمیت داشت که بخشهای مهم آن توسط رسانههای مختلف منتشر شد.
اما در اتفاقی عجیب و نوبرانه، ظهر دیروز مجری این برنامه بخشهای سانسورشده از گفتوگویی که متعلق به صداوسیما بود را در صفحه شخصی خود منتشر کرد! سوال بزرگ اینجاست که کدام مجری میتواند سرخود و بدون اجازه از سازمان، بخشهایی که به هر دلیل صلاح نبوده روی آنتن برود را منتشر کند؟ اصلا فرض که یک مجری بخواهد به عنوان روز آخر کار در تلویزیون(!) چنین کند، از کجا دسترسی به ویدیو داشته؟ اگر بخشهای سانسورشده به هر شکل و بدون اجازه سازمان به دست هر فردی میرسید و منتشر میشد، چه برخوردی با او میکردند؟ رسانه ملی که هیچ، یک رسانه محلی هم چنین اجازهای به پرسنل خود نمیدهد و در صورت تخلف، شکایت میکند! اما... اما اگر به مجری چنین مجوز و چهبسا پیشنهادی دادهاند، چه برداشتی باید کرد؟
آنچه از تلویزیون پخش نشد، قطعا دلایلی داشت ازجمله اینکه طبق قانون رسانه وقتی به شخصی اتهامی زده شود، رسانه باید به آن فرد به همان اندازه زمان بدهد تا از خود دفاع کند؛ وقتی امیر قلعهنویی در مورد عادل فردوسیپور حرف میزند، مشخص است که صداوسیما نمیتواند به مجری اخراجی خود چنین اجازه و فرصتی بدهد.
اما این ۲٫۵ دقیقه افشاشده سوالات و ابهاماتی ایجاد کرده که کسی پاسخ آنها را ندارد:
۱- بیایند به مردم بگویند مجوزشان را از چه ارگانی گرفتند؛ از اسراییل یا از جمهوری اسلامی؟ اسپانسر آنها از اسرائیل است یا جمهوری اسلامی؟ ... لابد این اشکی که ریختند به خاطر مردم بوده به خاطر چیز دیگری که نبوده. بعد هم گناه من را شستند و گفتند فلانی باعث شده. البته من کارهای قانونی خودم را انجام دادم... سوال من این است: شما چطور باز مجوز گرفتید؟ مردم را ساده نپندارید. شما را در کمد کردند و باز نیاز شد درآوردند. اسپانسرت برای جمهوری اسلامی است، مجوزت برای جمهوری اسلامی است، موقعی هم تعطیلت کردند که فوتبالی نبود و دوباره فوتبال که شروع شد برگشتی. معلوم است که تو ابزار هستی!
در این بخش امیر قلعهنویی ضمن اعلام شکایت قانونی از فردوسیپور، او را ابزاری در اختیار تصمیمگیران خواند که هر وقت بخواهند او را از کمد درآورده و به میدان میفرستند! این حرفها همه را به یاد آن مصاحبه معروف قلعهنویی در سال ۱۴۰۰ انداخت که گفت «در این ۴۰ سال تنها چیزی که نبوده عدالت؛ فقط ظلم بوده و ظلم بوده و ظلم، یک نمونهاش هم فوتبال است»! قلعهنویی با تمام تجربه، نشان داده وقتی عصبانی میشود، حرفهایی میزند که جمع کردن آن کار آسانی نیست و آب رفته به جوی را نمی توان برگرداند.
هر چقدر درک سانسور این بخش به خاطر اشاره مستقیم به عادل فردوسیپور آسان است، پخش آن در صفحه شخصی مجری -که نمیتوانسته بدون اجازه باشد- این سوال را ایجاد میکند که پروژه عبور از قلعهنویی کلید خورده؟ به خصوص وقتی به نزدیکی این اتفاق با تغییر موضع شبکههای تلویزیونی -ازجمله فوتبال برتر محمدحسین میثاقی- نگاه کنیم که مثل قطعات یک پازل هستند. سازمان که تا پیش از این تمامقد پشت سر امیر قلعهنویی بود و حتی انتقادات فنی از او مثل دعوت از نفرات، سیستم و تعویضها را نیز بر نمیتابید، چه توجیهی برای حملات اخیر در شبکههای مختلف -از برنامههای تخصصی گرفته تا برنامههای صبحگاهی!- دارد؟
۲- مبلغ قرارداد قلعهنویی را گفتید، برای خودتان را هم برای مردم شفافسازی کنید؛ در جام جهانی یک ماه برنامه داشتید، چقدر درآمد داشتید؟
این بخش از حرفهای قلعهنویی آنقدر بدون منطق است که هر کسی جای مدیران تلویزیون بود ترجیح میداد آن را روی آنتن نبرد! چطور امیر قلعهنویی با کوهی از تجربه نمیداند فردی که از بیتالمال دستمزد میگیرد قابل مقایسه با یک گزارشگر، برنامهساز یا هر شهروندی که تجارت شخصی دارد، نیست؟ حتی بر فرض محال، اگر کسی در دنیای رسانه با پول کثیف و اسپانسر مسئلهدار برنامه بسازد، این موضوع مربوط به قوه قضاییه و مدعیالعموم است که ورود کنند، تازه آن هم با داشتن سند و مدرک! اصلا حقوق عادل یا هر فعال دیگر رسانهای برای چه کسی مهم است؟ چرا باید کسی یک فرد رسانهای را با سرمربی تیم ملی مقایسه کند؟ ارزش یک رسانه به مخاطبانش است و به قول قلعهنویی، مردم به درستی از همه چیز آگاهند؛ اگر کسی پایش را کج بگذارد و خلاف باور اکثریت رفتار کند دیگر آن فرد را دنبال نمیکنند و آن رسانه مخاطب ندارد. اما سرمربی تیم ملی که از بیتالمال و بودجه فدراسیون حقوق میگیرد، در قبال صاحبان آن تیم -که خودش ادعا میکند متعلق به ۹۰میلیون ایرانی است- مسئولیت دارد و باید پاسخگو باشد.
۳- شنیدهام بعضیها رقصشان هم خوب است...
حرفهای امیر قلعهنویی با زشتی آن بخش مربوط به رقصیدن کامل شد؛ آنجا که او نه شأن کسوت خود و اعتبار چهاردههای در فوتبال را نگه داشت و نه جایگاه حقوقی سرمربی تیم ملی. و البته که مدیران تلویزیون حرمت آنتن رسانه ملی را حفظ و آن را سانسور کردند. قلعهنویی که خود مدعی است به او تهمت بدون سند و مدرک -بابت بستن سایت عادل- زدهاند، چه سند قابلارائهای دارد که وقتی گل ایران به مصر مردود اعلام شد عادل فردوسیپور بلند شده و رقصیده است؟
۴- بعد هم گفته خوب شد تیم ملی صعود نکرد وگرنه ما بیچاره میشدیم
و در نهایت این جمله که... چقدر جمله آشنایی برای همه ماست! اگر آقای قلعهنویی دنبال گوینده آن میگردد، کافی است کمی در خیابانها قدم بزند؛ آنوقت خواهد دید چند درصد از مردم چنین فکری میکنند. همانها که خلاف نظر ایشان، بازیکنان و سخنگوهایشان، حذف از جام جهانی را حماسه ندیده اما طلبکاری، ادعای ایثارگری، توقع ساخت مجسمه و حالا هم حملات تخریبشخصیتی را دیده و شنیدهاند.
در همین ارتباط: ویدیوی بخش سانسورشده مصاحبه قلعهنویی علیه عادل فردوسیپور
نظرات کاربران