«عبدالله گنجی» در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی ایرنا، درباره گزافه‌گویی وزیر خارجه آمریکا درباره حمله سپاه خشایارشا به یونان، گفت: برای درک دقیق این موضوع، باید کمی عمیق‌تر به آن نگاه کنیم. متاسفانه در ایران، این موضوع تا حدی سطحی و جدلی مورد بحث قرار گرفت.

هدف روبیو، به تصویر کشیدن جنگ به‌عنوان تقابل تمدنی و نمایش یکپارچگی غرب بود

وی افزود: هدف اصلی مارکو روبیو از طرح این موضوع، که متن آن به نظر می‌رسید با دقت و از پیش تنظیم شده بود و محتوای آن فی‌البداهه نبود، این بود که جنگ را در چارچوب یک تقابل تمدنی به تصویر بکشد و غرب را به‌عنوان مجموعه‌ای یکپارچه نشان دهد.

این استاد دانشگاه عنوان کرد: این پرسش مطرح است که چرا روبیو این سخنان را در یونان بیان کرد در حالی که می‌توانست همین مطالب را در آمریکا نیز مطرح کند. به نظر می‌رسد او در پی تقویت انسجام تمدنی غرب در برابر ایران است؛ آن هم در شرایطی که فاصله میان اروپا و آمریکا افزایش یافته است. دلیل این فاصله، اختلاف بر سر استفاده از سوخت روسیه توسط امریکا و عدم همراهی اروپا در جنگ علیه ایران است.

روایتگری روبیو برای پیوند زدن ریشه‌های تمدنی خود با اروپا است

گنجی بیان کرد: روبیو تلاش می‌کند با تکیه بر یک هویت تمدنی مشترک، کشورهای غربی را برابر ایران به یکدیگر نزدیک کند. از آنجا که آمریکا به دلیل سابقه تاریخی حدود ۲۵۰ ساله خود، پیشینه تمدنی مستقلی به معنای تمدن‌های کهن ندارد، ریشه‌های تمدنی خود را به اروپا پیوند می‌زند و برای تبیین پیشینه تاریخی و تمدنی غرب، به یونان باستان ارجاع می‌دهد؛ تمدنی که چهره‌هایی مانند افلاطون و ارسطو از برجسته‌ترین نمایندگان آن هستند و ما نیز اهمیت تاریخی و فلسفی آن را می‌پذیریم.

وی با تاکید بر اینکه اصل موضوع، به تصویر کشیدن جنگ به‌عنوان یک تقابل تمدنی است، اظهار کرد: برای اثبات این موضوع می‌توان به اظهارات دیگر شخصیت‌های آمریکایی نیز اشاره کرد که مکمل این رویکرد هستند.

این فعال رسانه‌ای ادامه داد: برای مثال، دونالد ترامپ در مقطعی اعلام کرد که ۵۲ نقطه فرهنگی ایران را هدف قرار خواهد داد؛ او در این اظهارات از اهداف هسته‌ای، اقتصادی یا نظامی سخن نگفت، بلکه به نقاط فرهنگی اشاره کرد. این موضوع می‌تواند در چارچوب برداشت از جنگ به‌عنوان یک تقابل تمدنی مورد توجه قرار گیرد.

جنگ آمریکا با ما تقابل تمدنی است

گنجی افزود: ترامپ همچنین در دو نوبت از ملت ایران با عنوان «تروریست» یاد کرده است؛ در حالی که موضع ما این است که با مردم آمریکا مشکلی نداریم. در اظهارنظر دیگری نیز یکی از شخصیت‌های آمریکایی، که رهبر شهید ما چندین بار به سخنان او اشاره کرده بودند، گفته بود که باید ریشه ملت ایران را خشکاند.

وی خاطرنشان کرد: بنابراین، اگر بخواهیم این نزاع را از دریچه تقابل تمدنی و جنگ تمدنی بررسی کنیم، باید به مجموعه این اظهارات و مواضع توجه داشته باشیم. به نظر می‌رسد یکی از اهداف این رویکرد، ایجاد انسجام در میان کشورهای غربی و سازمان‌دهی آنها برابر ایران باشد؛ به‌گونه‌ای که تقابل میان ایران و غرب به شکل‌گیری قطب‌بندی گسترده‌تری در عرصه بین‌المللی منجر شود.

این استاد دانشگاه درباره روایت فرهنگی مارکو روبیو از غارتگری و دشمنی تاریخی با ایرانیان گفت: اینکه ایرانیان در آن دوره چگونه مناطق مورد نظر را تصرف کردند پس از گذشت دو تا سه هزار سال، به‌سادگی قابل اثبات نیست؛ همان‌طور که نمی‌توان این ادعاها را به‌طور قطعی رد کرد.

تلاش روبیو برای ترسیم چهره‌ای منفی و غیرتمدنی از ایرانیان در برابر غرب است

گنجی افزود: با این حال، مساله اصلی در اظهارات روبیو، استفاده از دو واژه «غارت» و «ویرانی» است. به نظر می‌رسد هدف از به کارگیری این واژه‌ها، متهم کردن ایرانیان به فقر فرهنگی، توحش و ترسیم تصویری منفی از پیشینه تمدنی آنها در مقابل غرب باشد؛ گویی ایرانیان مردمانی غارتگر و وحشی بوده‌اند.

وی ادامه داد: در حالی که جنگ، ماهیت خاص خود را دارد و تصرف مناطق، تلفات انسانی و تخریب، از پیامدهای آن در دوره‌های مختلف تاریخی بوده است، روبیو به جای استفاده از تعابیری مانند تصرف مناطق یا اشاره به شمار کشته‌شدگان در جنگ‌های ایران و یونان، بر واژه‌هایی مانند «غارت» و «ویرانگری» تاکید می‌کند.

این فعال رسانه‌ای معتقد است:‌ این نوع روایت‌سازی با هدف تحقیر پیشینه تمدنی ایران صورت می‌گیرد؛ به این معنا که ایرانیان مردمانی فاقد تمدن یا برخوردار از فرهنگی مبتنی بر بربریت معرفی شوند و در مقابل، غرب به‌عنوان نماد تمدن و پیشرفت به تصویر کشیده شود.

روایت‌سازی روبیو، تحقیر پیشینه تمدنی ایرانیان است

گنجی خاطرنشان کرد: در چنین روایتی، گویی تمدن صرفا با ظواهر امروزی مانند پوشیدن کت‌وشلوار، استفاده از کراوات و ادکلن تعریف می‌شود؛ در حالی که این ظواهر به‌تنهایی معیار تمدن نیستند. به اعتقاد من، هدف چنین تصویری، کم‌رنگ کردن جایگاه تاریخی و فرهنگی ایران و ارائه روایتی تحقیرآمیز از هویت تمدنی ایرانیان است.

وی با اشاره به ارتباط روایت مارکو روبیو با پروژه ایران‌هراسی گفت: با توجه به تمدن و پیشینه تاریخی ۲۵۰۰ ساله ایرانیان، نمی‌توان به‌سادگی در شرایط کنونی تصویری هراس‌آلود از ایران ارائه کرد؛ همانطور که نمی‌توان صرفا با تکیه بر سابقه امپراتوری بریتانیا در قرن هجدهم، از انگلیس امروز تصویری هراس‌آور ساخت.

این استاد دانشگاه افزود: به اعتقاد من، مساله آمریکایی‌ها در مواجهه با ایران، ابعاد فرهنگی و تمدنی نیز دارد. آنها می‌خواهند این تصور را القا کنند که میراث تاریخی ایرانیان، غارتگری و ویرانگری بوده است، نه توسعه و آبادانی؛ گویی در این پیشینه تاریخی، حیات انسان‌ها هیچ‌گاه از احترام و ارزش برخوردار نبوده است. هدف از چنین روایت‌هایی، ارائه تصویری منفی از تاریخ و هویت فرهنگی ایران است.

گنجی عنوان کرد: اگر به خاطر داشته باشید، جوزف بورل مسئول وقت سیاست خارجی اتحادیه اروپا، نیز حدود سه سال پیش اروپا را به باغ و سایر نقاط جهان را به جنگل تشبیه کرد. به نظر من، این همان چارچوب فکری «باغ و جنگل» است که در آن، غرب نماد تمدن معرفی می‌شود و سایر جوامع در جایگاه تمدن‌های عقب‌مانده یا گرفتار توحش قرار می‌گیرند. جو بایدن نیز در مقطعی به این نوع نگاه اشاره کرده بود.

وی تصریح کرد: این رویکرد، ریشه در نوعی نگرش تاریخی در غرب دارد که بر اساس آن، حق آقایی و سروری باید در اختیار غرب باشد. امام خمینی (ره) نیز بارها به این مساله اشاره کرده بودند که قدرت‌های غربی زمانی ملت ایران را به رسمیت می‌شناسند که این ملت ضعیف باشد و در خدمت منافع آنها قرار بگیرد؛ به‌گونه‌ای که ما در جایگاه تابع و آنها در جایگاه فرمانروا قرار داشته باشند.

این فعال رسانه‌ای خاطرنشان کرد: به اعتقاد من، تصویری که در این روایت‌ها از ایران ارائه می‌شود، در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ چارچوبی که در آن، برتری و سروری یک طرف، در تقابل با ضعف و تابعیت طرف دیگر معنا پیدا می‌کند و در نهایت، نوعی دوقطبی میان غرب به‌عنوان نماد تمدن و ایران به‌عنوان طرف مقابل آن شکل می‌گیرد.

گنجی درباره چگونگی پاسخ مناسب ایران به روایت مارکو روبیو گفت: ما در وهله نخست باید بتوانیم آمریکای امروز را—که همان سرزمین گاوچران‌های وحشی و آزاردهنده کل دنیاست— به‌درستی از تمدن غرب تفکیک کنیم. تمدن غرب ریشه‌هایی در یونان و روم باستان دارد و ما این پیشینه تاریخی را انکار نمی‌کنیم.

وی ادامه داد: با این حال، نباید آمریکا را به‌عنوان خاستگاه اصلی تمدن غرب معرفی کرد. مهاجرانی که از انگلیس و دیگر کشورهای اروپایی به آمریکا رفتند، نقش اصلی را در شکل‌گیری این کشور ایفا کردند و در جریان گسترش قلمرو خود، جمعیت‌های بومی آمریکا را به‌شدت سرکوب کردند و به کشتار گسترده آنها دست زدند.

این استاد دانشگاه بیان کرد: اینکه آمریکا را نمی‌توان مبدأ و ریشه تمدنی به شمار آورد؛ توحش آمریکا واقعاً عجیب و کم‌نظیر است و باید آن را بازخوانی کنیم؛ مواردی چون بیش از ۸۰ کودتا، میلیون‌ها کشته در جنگ‌های جهانی، کشته شدن ۵۰۰ هزار کودک فقط در افغانستان و ۲۱ هزار کودک فقط در غزه.

گنجی یادآور شد: رهبر شهید ما تعبیری داشتند مبنی بر اینکه آمریکایی‌ها بلدند اتو بکشند؛ به این معنا که ظاهر آراسته و کت‌وشلوار مرتب، لزوما نشان‌دهنده رفتار انسانی و متمدنانه نیست. همان فردی که در فرودگاه بغداد دستور ترور شهید سردار حاج قاسم سلیمانی را صادر کرد، می‌تواند در ظاهر همان فرد آراسته‌ای باشد که پشت میز خود نشسته است. بنابراین، باید میان ظاهر تمدنی و ماهیت رفتار سیاسی و نظامی تمایز قائل شد.

وی با اشاره به رویکرد دخالت‌جویانه و استیلاطلبانه آمریکا گفت: رهبر شهیدمان تبحر خاصی در تبیین این ماهیت داشتند؛ از جمله ماجرای نابودی و آتش زدن فرقه دیویدیان که در خود خاک آمریکا رخ داد. اقداماتی که این کشور امروزه در آمریکای لاتین انجام می‌دهد نیز شاهد دیگری بر این مدعاست؛ چرا که به صراحت ادعا می‌کنند خلیج مکزیک، کانال پاناما و کوبا متعلق به آن‌هاست و کوبا اصلاً نباید حیات سیاسی داشته باشد، در حالی که کوبا هیچ تعرضی به آمریکا نکرده و توان مبارزه با آن را هم ندارد.

این فعال رسانه‌ای تاکید کرد: به اعتقاد من، مجموعه این اقدامات را باید در چارچوب توسعه‌طلبی، زیاده‌خواهی، توحش و نوعی نگرش مادی‌گرایانه تحلیل کرد؛ نگرشی که در آن، سود و لذت مادی جایگاه محوری دارد و موفقیت انسان عمدتا با میزان بهره‌مندی اقتصادی و مادی او سنجیده می‌شود.

گنجی خاطرنشان کرد: بنابراین، پاسخ مناسب به روایت تمدنی آمریکا این است که ابعاد معرفتی، رفتاری و تاریخی این کشور را به‌طور دقیق بررسی و تبیین کنیم. به اعتقاد من، باید میان تمدن غرب با پیشینه تاریخی آن و عملکرد سیاسی و نظامی دولت آمریکا تمایز قائل شویم و به جای تعمیم رفتار یک دولت به کل تمدن غرب، بر مستندات تاریخی و پیامدهای انسانی سیاست‌های آمریکا تمرکز کنیم.

طرح ادعای حمله ایران به آمریکا ابزاری برای تحریک افکار عمومی و توجیه جنگ است

وی در واکنش به ادعای ترامپ مبنی بر احتمال حمله ایران به دو شهر آمریکا گفت: این ادعا بیش از هر چیز در راستای ایران‌هراسی و ارائه تصویری غیرمنطقی از ایران مطرح می‌شود. ترامپ نمی‌گوید ایران ممکن است به یک کارخانه تسلیحاتی، نیروگاه هسته‌ای، پالایشگاه یا فرودگاه آمریکا حمله کند، بلکه از حمله به شهرهای این کشور سخن می‌گوید. به نظر من، طرح چنین ادعایی با هدف تحریک افکار عمومی و توجیه ادامه یا آغاز جنگ صورت می‌گیرد.

این استاد دانشگاه افزود: ترامپ در حال حاضر با چند مسئله مهم مواجه است؛ از جمله شرایط اقتصادی آمریکا، همراهی نکردن بخشی از رسانه‌های این کشور با روایت دولت درباره جنگ، پیامدهای اقتصادی درگیری‌ها و تلفات انسانی. این مسائل می‌توانند بر فضای سیاسی داخلی آمریکا و معادلات انتخاباتی تاثیر بگذارند.

گنجی معتقد است: ترامپ به دنبال آن است که با طرح ادعاهایی از این دست، توجه افکار عمومی آمریکا را از این مشکلات منحرف کند و زمینه توجیه اقدامات نظامی احتمالی آینده را فراهم آورد.

وی ادامه داد: ممکن است ترامپ بخواهد در صورت آغاز دور دیگری از درگیری‌ها، این اقدام را نه صرفا دفاع از رژیم اسرائیل، بلکه دفاع از امنیت شهرها و مردم آمریکا معرفی کند. با این حال، چنین اظهاراتی از نظر من بسیار غیرواقع‌بینانه است؛ زیرا حتی بسیاری از ناظران بین‌المللی و مردم ایران نیز چنین ادعایی را باور نمی‌کنند. اساسا باید پرسید آیا شواهدی برای تایید این ادعا ارائه شده است؟

حتی در داخل آمریکا نیز با ادعاهای ترامپ همراه نیستند

این فعال رسانه‌ای تصریح کرد: طرح ادعاهای اثبات‌نشده از این دست، می‌تواند به اعتبار گوینده آسیب بزند. واکنش برخی رسانه‌ها، فرمانداران و شهرداران آمریکایی نیز نشان می‌دهد که این اظهارات با تردید و انتقادهایی در داخل آمریکا مواجه شده است. به اعتقاد من، این واکنش‌ها نشان می‌دهد که حتی در داخل آمریکا نیز همه با چنین ادعاهایی همراه نیستند.

وی بیان کرد: از سوی دیگر، فاصله جغرافیایی ایران و آمریکا نیز در ارزیابی این ادعا اهمیت دارد. حتی درباره کشورهای اروپایی که از نظر جغرافیایی به ایران نزدیک‌تر هستند، نمی‌توان بدون شواهد معتبر چنین فرضی را به‌عنوان یک واقعیت مطرح کرد؛ بنابراین، ادعای حمله ایران به شهرهایی در فاصله ۱۶ هزار کیلومتری، نیازمند ارائه شواهد و توضیحات روشن است.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: به نظر من، این اظهارات بیش از آنکه مبتنی بر شواهد روشن و قابل ارزیابی باشند، در چارچوب فضاسازی سیاسی و ایران‌هراسی قابل بررسی هستند و برای تحلیل آنها باید میان ادعاهای سیاسی، شواهد واقعی و ارزیابی‌های نظامی تمایز قائل شد.