به مصاحبههایی که به نقل از قلعهنویی در سایت فدراسیون و رسانههای وابسته به آن منتشر میشود، توجه نکنید، زیرا با وجود تمامی انتقاداتی که از سرمربی تیم ملی صورت میگیرد، این گفتگوها تنها با هدف نرم کردن فضا طراحی شدهاند.
نکات کلیدی را باید از خود سرمربی تیم ملی بشنویم و به آنها دقت کنیم. اخیراً او در مصاحبهای صحبتهایی پر حاشیه به میان آورده است. بهنظر میرسد یک موضوع کمتر مورد توجه قرار گرفته که آن هم شورش امیر علیه ستارههای تیم ملی است؛ چرا که قلعهنویی همواره بازیکنان را مقصر ناکامیها میداند، در حالی که از پذیرش مسئولیت خود و اعضای کادر فنی چیزی نمیگوید.
این وضعیت بهعنوان بمب ساعتی برای رختکن تیم ملی محسوب میشود و قلعهنویی در حال ورود به یک بازی خطرناک است. امیر قلعهنویی با افزایش اعتراضها به عملکردش مواجه است؛ واکنش او به این انتقادات نه تنها شامل پذیرش مسئولیتهای فنی نمیشود بلکه بیشتر بر دوش بازیکنان تیم ملی قرار گرفته است. بهنظر میرسد که سرمربی ایران بهجای مواجهه با انتقادات، دنبال مقصرانی در زمین بازی است؛ ستارههایی که باید بار دیگر برای تیم ملی بجنگند، اما حالا خود در جایگاه متهم قرار گرفتهاند.
به اظهارات اخیر قلعهنویی توجه کنید؛ او میگوید علیرضا بیرانوند آماده نبوده و بهخواسته خودش در برابر ازبکستان بازی کرده است. این ادعا، با توجه به مشکوک بودن صحت و سقم آن، پرسش مهمی را به وجود میآورد: اگر یک بازیکن میتواند بهطور شخصی در ترکیب تیم ملی قرار بگیرد، پس نقش سرمربی و کادر فنی در تعیین ترکیب اصلی چیست؟ آیا این ادعا مسئولیت تصمیمات فنی را توضح میدهد یا بیشتر پرسشهایی پیرامون مدیریت تیم ملی ایجاد میکند؟
مسئله به بیرانوند ختم نمیشود. وقتی قلعهنویی درباره آماده نبودن بازیکنان شاغل در امارات صحبت میکند، عملاً شرایط بدنی گروهی از بازیکنان کلیدی تیمش را مورد سوال قرار میدهد؛ بازیکنانی مثل سردار آزمون و مهدی طارمی که از آنها انتظارات بالایی وجود دارد و باید در رقابتهای مهم به کمک تیم ملی بشتابند. بهجای آنکه کادر فنی درباره برنامههای آمادهسازی، نحوه بهرهبرداری از این بازیکنان و کیفیت عملکرد تیم خود توضیح بدهد، این ستارهها تحت فشار انتقادات قرار میگیرند.
اشاره به مهدی قایدی و زیر سوال بردن شایستگی او برای حضور در اردو نیز از جمله اظهاراتی است که نمیتوان بهسادگی نادیدهاش گرفت. وقتی سرمربی تیم ملی درباره بازیکنان خودش این گونه صحبت میکند، این سوال به وجود میآید که آیا او هنوز به مهرههایی که انتخاب کرده اعتماد دارد؟ اگر بازیکنی شایستگی حضور در اردو را نداشته، چرا دعوت شده است؟ و اگر شایسته بوده، دلیل این انتقادات چیست؟
مشکل اصلی، در واقع انتقاد از بازیکنان نیست. هیچ بازیکنی فراتر از نقد نمیتواند باشد و بررسی دقیق عملکرد بازیکنان ضروری است؛ اما این قاعده باید شامل سرمربی و دستیارانش نیز باشد. نمیشود که تنها بازیکنان را بابت نتایج ضعیف تحت فشار قرار داد، اما در هنگام ارزیابی عملکرد کادر فنی همه چیز به حاشیه برود و از اعضای کادر حمایت شود.
رفتار قلعهنویی نسبت به سعید الهویی نیز از زاویه مشابهی قابل بررسی است. سرمربی تیم ملی با قاطعیت از دستیار خود دفاع میکند و حتی احتمال جدایی او را با واکنشی جدی پاسخ میدهد؛ حمایتی که به خودی خود ایرادی ندارد، اما سوال اینجاست که چرا چنین حمایتی در رفتار او نسبت به بازیکنان تیم ملی کمتر دیده میشود؟ چرا وقتی از دستیاران صحبت میشود، سرمربی به وضوح موضعگیری میکند، اما در برابر ستارهها این انتقادات اینچنین تند و بینقص است؟
تیم ملی در آستانه مسابقات مهم نیازمند آرامش، اعتماد متقابل و اتحاد است. رختکن جایی نیست که سرمربی و بازیکنان در دو سوی مختلف قرار بگیرند و هر یک به دنبال عدم پذیرش مسئولیت، دیگری را مسبب ناکامیها بخوانند. بازیکن باید خود را در قبال عملکردش پاسخگو بداند، اما سرمربی نیز نمیتواند از مسئولیتهای انتخاب ترکیب، تاکتیک، آمادهسازی و نتایج فرار کند.
قلعهنویی ممکن است فکر کند با برجسته کردن نقاط ضعف بازیکنان، فشارها را از خودش دور میکند؛ اما این رویکرد میتواند به عکسالعمل منفی بینجامد. ستارهای که در روزهای دشوار احساس کند سرمربی بهجای حمایت و پذیرش قسمت خود از ناکامی، او را در معرض انتقادات عمومی قرار میدهد، ممکن است به تدریج اعتمادش را از دست بدهد. این اتفاق لزوماً به معنی شورش علنی بازیکنان نیست، اما فاصله گرفتن آنها از کادر فنی میتواند به همان اندازه خطرناک برای تیم باشد.
قمار اصلی قلعهنویی در همین نقطه است؛ او میخواهد از زیر بار انتقادات رها شود، اما اگر این مسیر را با متهم کردن ستارههای تیم ملی ادامه دهد، ممکن است مهمترین سرمایهاش، یعنی اعتماد و همکاری رختکن را به خطر بیندازد. در فوتبال، سرمربی تنها زمانی فرمانده واقعی تیم است که بازیکنان در روزهای دشوار نیز پشت او بایستند؛ اعتمادی که با تقسیم مسئولیتها شکل میگیرد، نه با انداختن بار ناکامیها بر دوش دیگران.
شاید ندیده باشید: ویدیوی بخش سانسورشده مصاحبه قلعهنویی علیه عادل فردوسیپور
نظرات کاربران