مهدی جبین‌شناس، کارگردان مستند «ماجرای سال آخر»، در گفتگو با ایسنا در خصوص شکل‌گیری ایده این مستند بیان داشت: سال‌ها در ذهنم جرقه‌ای وجود داشت مبنی بر اینکه برای آخرین سال خدمت مادرم، که محور اصلی فیلم به حساب می‌آید، اقداماتی انجام دهم و فیلمی را تولید کنم. همیشه در انتظار همان سال آخر بودم، سالی که مادرم به بازنشستگی می‌رسید. این ایده به مدت چهار یا پنج سال در ذهنم پخته شد.

او در مورد جاذبه‌های رابطه معلم و مدیر مدرسه که در مرکز روایت فیلم قرار دارد، توضیح داد: این دو شخصیت کاملاً در تضاد با یکدیگر قرار دارند. معلم شخصیتی درون‌گرا، خجالتی و آرام دارد، در حالی که مدیر مدرسه بسیار برون‌گراست و به اصولش پایبند است. بر این باور بودم که این دو شخصیت با تضادشان می‌توانند مکمل یکدیگر شوند. مدیر، به عنوان مسئول مدرسه، قطعاً تاثیری عمیق در فیلم داشت، به همین جهت این دو نفر را در مرکز داستان قرار دادم.

جبین‌شناس درباره آشنایی قبلی‌اش با این دو شخصیت گفت: با معلم به خوبی آشنا بودم، زیرا مادرم بود. از دو یا سه سال پیش که تحقیق خود را آغاز کرده بودم، با مدیر مدرسه نیز به‌طور مداوم جلسه می‌گذاشتم و از تجربیات او بهره‌مند می‌شدم. همان تضاد شخصیتی‌شان نیز به فیلم کمک شایانی کرد.

او در خصوص هم‌زمانی بازنشستگی این دو شخصیت اظهار داشت: این هم‌زمانی باعث شد تا آن سال را برایشان سالی ویژه قلمداد کنم و واقعاً هم سال خاصی بود. سال آخر خدمت، سالی عادی نظیر سایر سال‌ها نیست که معلم صرفاً تدریس کند و مدیر وظایف خود را انجام دهد. اگر این‌گونه بود، می‌توانستم هر سال این فیلم را تولید کنم. از آنجایی که بازنشستگی محور اصلی داستان بود، بنابراین دلیل سفر من برای ثبت این روایت نیز همین بود.

کرونا همه‌چیز را دگرگون کرد

کارگردان «ماجرای سال آخر» درباره شرایط فیلمبرداری گفت: یک سال کامل به تحقیق و پژوهش پرداخته بودم، در کلاس‌ها حاضر می‌شدم، با مدیر و چند مشاور گفتگو می‌کردم و فیلم را به‌منظور برگزاری یک کلاس حضوری تدوین کرده بودم؛ کلاسی شلوغ و پر سر و صدا، پر از دانش‌آموزانی از اقشار مختلف و لحظه خداحافظی معلمی که دیگر قرار نیست به کلاس برگردد. اما زمانی که آماده شروع بودم، ویروس کرونا به‌وجود آمد و کلاس‌ها به حالت تعلیق درآمد و تمامی برنامه‌ریزی‌هایم به یکباره بی‌ثمر شد. حتی مدتی تصمیم گرفتم که فیلم را نسازم، زیرا احساس می‌کردم آمادگی آن را ندارم و حال و روز همه چیز دگرگون شده بود.

او ادامه داد: کرونا همچنین محدودیت‌های بهداشتی را به وجود آورد. فیلمبرداری باید با احتیاط و به‌صورت فاصله‌گذاری انجام می‌شد و روزهایی که به مدرسه می‌رفتم، بسیار کوتاه بود و تمامی افراد موظف بودند با رعایت نکات بهداشتی و استفاده از ماسک کار کنند.

جبین‌شناس افزود: کرونا سایه‌ای از مرگ نیز بر فیلم نهاد. در ابتدای فیلم، پدر یکی از معلمان مدرسه فوت کرد و در بخش پایانی نیز پدر مدیر مدرسه به‌علت کرونا از دنیا رفت. مرگ هر لحظه به خودم و حتی مادرم نزدیک‌تر می‌شد و بر تصمیمات روزهای فیلمبرداری تاثیر می‌گذاشت. گاهی اوقات قادر به ادامه فیلمبرداری نبودم، زیرا حال پدر مدیر مناسب نبود یا او از دنیا رفته بود. این‌ها اتفاقاتی واقعی بودند که کرونا بر فیلم تحمیل کرد.

او گفت: کرونا باعث شد این فیلم از نظر تاریخی نیز ویژه باشد. اگر کسی قصد داشته باشد با فاصله از اپیدمی به آن دوران نگاه کند، این فیلم می‌تواند به‌عنوان سندی باشد از اینکه در دوران کرونا در ایران چه گذشت و آموزش در آن برهه چه شکلی داشت. چند ماه پیش دوستی از کانادا که تمایل به مطالعه درباره آن دوران داشت، از من لینک فیلم را خواست تا ببیند کرونا چه تغییراتی در سیستم آموزش ایران به وجود آورد و چه چالش‌هایی به همراه داشت.

معلمی که از خودش تصویر نمی‌فرستاد

کارگردان «ماجرای سال آخر» در خصوص عدم ارسال عکس و ویدیو توسط معلم گفت: او ممانعت می‌کرد از ارسال عکس‌ها و ویدیوها و این موضوع بر روند ساخت مستند تأثیر گذاشت. در اوایل فیلمبرداری مادرم کمی آماده نبود که حتی من از او فیلم بگیرم، اما به دلیل اینکه من پسرش هستم به من اعتماد کرد و جلوی دوربین آمد. او به دیگران اطمینان نداشت که تصویرش را برایشان ارسال کند. این موضوع از پیش برنامه‌ریزی نشده بود و برای خودم هم غافلگیرکننده بود و ناچار شدم خودم را با آن شرایط وفق دهم.

او افزود: مهم‌ترین پیامد این موضوع این بود که داستان فیلم به همین پرسش تبدیل شد که چرا این معلم از خودش ویدیو نمی‌فرستد؟ و فیلم به این پرسش پاسخ می‌دهد. من تعداد زیادی تصویر از مادرم داشتم، زیرا هنگام فیلمبرداری در کنار او بودم، اما هیچ ویدیویی از خود او نداشتم که در فیلم استفاده کنم. دانش‌آموزان او نیز هرگز ویدیویی از او نداشتند. دانش‌آموزان سال آخر خدمت مادرم هیچ‌گاه تصویر درست و دقیقی از معلم خود را مشاهده نکرده بودند. مادرم آن‌ها را می‌دید، اما آنها همیشه محروم از دیدن معلم خود بودند. شاید این مهم‌ترین تأثیر در فیلم بود.

این مستند فراتر از روایت آموزش آنلاین است

جبین‌شناس در رابطه با لایه‌های دیگر مستند، از جمله بحران هویت حرفه‌ای و برخورد با فناوری، خاطرنشان کرد: این مستند صرفاً به روایت آموزش آنلاین نمی‌پردازد؛ آموزش آنلاین بهانه‌ای برای بررسی لایه‌های دیگر است. در لایه اول متوجه می‌شویم که آموزش آنلاین در ایران چگونه جریان دارد و چقدر برای کسی که از میانسالی گذشته و با فناوری آشنا نیست، دشوار است. لایه بعدی این است که چرا این معلم از خود تصویر نمی‌فرستد. در این لایه، به بررسی شخصیت او و گذشته‌اش می‌پردازیم تا بفهمیم مشکلش با ارسال تصویر خود چیست؟!

او ادامه داد: به‌عنوان یک فیلمساز و پسر شخصیت اصلی، برایم جالب بود که چقدر این موضوع بزرگ و چقدر برایش دشوار است. او تلاش خود را می‌کند، اما حاضر نیست عکس و ویدیویی از خود به بیرون بدهد.

چه چیزی برای مخاطب امروز همدلی‌برانگیز است؟

وی درباره مخاطب امروزی که از دوران کرونا فاصله گرفته، گفت: مرور آن سال‌ها می‌تواند در سطح اول برای مخاطب جذاب باشد؛ تماشای مستندی از روزگاری که همگی آن را تجربه کرده‌اند. اما در سطح دوم، چیزی که فیلم را برای مخاطب همدلی‌برانگیز می‌کند این است که همه انسان‌ها رازهایی دارند که سال‌ها در دل نگه داشته‌اند و کسی از آن‌ها خبری ندارد. بسیاری از رفتارهایمان برای حفظ همین رازهاست. فیلم سعی دارد به آن راز نزدیک شود و نشان دهد که رفتار کنونی ما، مانند عدم ارسال عکس و فیلم، ناشی از چه گذشته‌ای است.

او اضافه کرد: به عقیده من این بخش از فیلم، همدلی‌برانگیزتر از داستان کرونا است. فیلم می‌پرسد با چه وقایعی در کودکی این معلم که حالا در آستانه بازنشستگی است، روبرو شده که سال‌ها آن را با خود حمل کرده و باعث شده حاضر نباشد عکس و ویدیویی از خود ارسال کند.

اکران آنلاین و یک پرسش

کارگردان «ماجرای سال آخر» در مورد اکران آنلاین در پلتفرم هاشور گفت: مهم‌ترین حمایتی که چنین پلتفرمی می‌تواند ارائه کند این است که فضایی را فراهم نماید تا فیلم‌های مستند دیده شوند. در ایران اکران به‌طور معمول بسیار محدود است و معمولاً به جشنواره‌ها یا چند نمایش خاص دانشگاهی محدود می‌شود. هیچ‌گاه محلی نبوده که افراد به تماشای مستند بپردازند. در این چند سال، هر زمان می‌خواستم فیلم را به کسی نشان دهم، یا باید خودم فایل را تحویل می‌دادم و یا لینک یک سایت فیلترشده را ارسال می‌کردم که معلوم نبود آیا قادر به تماشای آن هست یا خیر. اکنون بسیار راحت می‌توانم لینک فیلم را برای هر کسی که بخواهم ارسال کنم.

او درباره مخاطبان فیلم گفت: من فکر می‌کنم همه افراد می‌توانند با این فیلم ارتباط برقرار کنند، به شرطی که کمی صبر کنند تا فیلم جریان پیدا کند. فیلم فقط در مورد آموزش نیست؛ بلکه درباره احساسات انسانی، فقدان و از دست دادن است و مهم‌تر از همه درباره تاثیراتی است که در کودکی بر ما می‌گذارد. این فیلم به مسائلی می‌پردازد که ممکن است کودک را به شدت تحت تأثیر قرار دهد و او را ملزم سازد که سال‌ها احساساتش را با خود حمل کند.

جبین‌شناس در پایان گفت: بسیار دوست دارم وزارت آموزش و پرورش این فیلم را در سالن‌های خود اکران کند و به طور مثال با ارسال پیامک، تمامی معلمان، به‌ویژه بازنشسته‌ها و سایر اعضای کادر آموزشی را به تماشای آن دعوت نماید.自身も必ず連絡を取りますが、今回の記事の中で教育部門に全ての教師がこの映画を観るように働きかけるといった出来事が触れられると幸いです、なぜならこの映画はどのような人に心のこもったセリフを持っていると感じるからです。

در ادامه تیزر این مستند را ببینید:

انتهای پیام