امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، به تدریج در محافل عمومی ظاهر شده و در مقابل چند خبرنگار صحبتهایی را مطرح کرده است. در جدیدترین اظهاراتش، او به نقد و بررسی شرایط اردوهای تیم ملی برای رقابتهای جام ملتهای آسیا پرداخته و مطابق با انتظارات، نتایج ناامیدکننده مقابل ازبکستان و روسیه را به گردن بازیکنان انداخته و آن را به اشتباهات فردی مرتبط کرده است. او همچنین بیان کرده که با توجه به کمبود زمان، سرمربی با هزینههای مشخصی مواجه شده و به نوعی پرداخت کرده است. اما عجیبترین بخش اظهارات او مربوط به ادعای تکراریاش در خصوص جوانگرایی و تغییر نسل در تیم ملی است، موضوعی که به زعم او منتقدان نمیخواهند به آن اذعان کنند.
قلعهنویی در بازیهای دیگری به سر میبرد!
امیر قلعهنویی، سرمربی با وعدههای گاه و بیگاه توخالی است؛ او بارها به این نکته اشاره کرده که تیم ملی بازیهای جذابی را به نمایش میگذارد و اعلام کرده که 60 درصد از ترکیب تیم را پس از جام ملتهای 2023 جوان خواهد کرد. او همچنین وعده داده که در جام جهانی، تیم ملی را دو مرحله ارتقا خواهد داد. با این حال، هیچیک از این شعارها محقق نشد و تیم ملی در واقع دومین تیم با میانگین سنی بالای در جام جهانی و مسنترین ترکیب در تاریخ این رقابتها در آمریکا محسوب میشود و هماکنون مسنترین تیم در آسیا به شمار میآید.
عجیبتر اینکه با وجود چنین آمارها و واقعیتهای روشن، او مدعی است که در تیم ملی به جوانگرایی پرداخته و نسل جدیدی را معرفی کرده است. این موضوع باید با تردید مطرح شود، چراکه براساس آمارهای رسمی و معتبر، میانگین سنی ترکیب تیم ملی بسیار بالا است و چشمانداز روشنی برای آینده وجود ندارد. انگار قلعهنویی و همکارانش در حال تماشای بازیهای دیگری از تیم ملی هستند که در آن به جوانان بها دادهاند، میانگین سنی را کاهش داده و تغییر نسل انجام دادهاند!
همان استراتژی قدیمی
برای اینکه ابعاد عجیب این بخش از اظهاراتش را کمتر نماید، قلعهنویی سعی میکند با آوردن چند مثال به منتقدان حمله کرده و نشان دهد که آنها خود را به خواب زدهاند. او به مثالهایی مانند بازی دادن به امیرمحمد رزاقنیا 500 روز قبل و دعوت آریا یوسفی و امیرحسین محمودی به تیم ملی اشاره کرده و صالح حردانی را نیز به عنوان بازیکن جوان معرفی میکند. این مسئله یکی از بزرگترین نواقصی است که قلعهنویی از گذشته دچارش بوده و ظاهرا هنوز هم ادامه دارد. او به طور دورهای چند بازیکن جوان را به اردو دعوت میکند تا میانگین سنی تیم را زیر 30 سال نگه دارد و اینگونه تصویر جوانگرایی را به دیگران منتقل کند.
با این اوصاف، به غیر از یکی، دو مورد استثنائی، جوانان یا در روی سکوها مینشینند یا اینکه نیمکتنشین میشوند تا کهنهسربازهایش فرصت بازی پیدا کنند. به این ترتیب، به نظر میرسد چنین سناریویی دوباره تکرار خواهد شد؛ او به دنبال دعوت از چند بازیکن جوانتر است که به لحاظ سنی در وضع بهتری قرار دارند، اما درست به هنگام نیاز به آنها، دوباره جایگاهشان را بر روی سکو و نیمکت میبیند تا باز هم از کهنهسربازانی استفاده کند که زمانشان رو به اتمام است.
بدون تردید، به نظر میرسد موضوع جوانگرایی و امیر قلعهنویی داستانی است که هرگز به یکدیگر نخواهد پیوست. این نیز یکی از آن شاهکارهای فدراسیون فوتبال است که با نادیده گرفتن جوانان و آینده فوتبال ایران، به طور مداوم فرصتها را به افرادی میدهند که جز ایجاد یک نمایش از خود تحقق دیگری ندارند.
نظرات کاربران