به کارگیری شوک ناشی از تغییر سرمربی، یکی از استراتژی‌های متداول در فوتبال کشور ما به شمار می‌آید. بسیاری از اوقات، مدیران با وجود اعتقاد به یک مربی، به خاطر نداشتن توانایی‌های مدیریتی دیگر، به سمت این تغییرات ناگهانی گرایش پیدا می‌کنند! اما تأثیر این شوک همیشه ثابت و قطعی نیست، همان‌طور که در لیگ بیست و ششم و زمان اخیر مشهود است.

پیش از آغاز فصل، جواد نکونام به عنوان جانشین محمد ربیعی در تبریز منصوب گردید. اما از اولین سوت شروع رقابت‌ها تا کنون، شاهد چهار تغییر روی نیمکت‌های لیگ برتری بوده‌ایم. مجتبی حسینی اولین مربی این فصل بود که از سمتش در تیم نساجی کنار گذاشته شد و سعید دقیقی به عنوان جانشین او تعیین گردید؛ این تغییر در شرایطی اتفاق افتاد که نساجی پس از آغاز ناموفق، موفق به کسب یک پیروزی شده بود!

در ادامه و در هفته هشتم، در فاصله ۲۴ ساعت، دو سرمربی دیگر نیز بر سر کار خود باقی نماندند. در دو تیم زردپوش با طرفداران فراوان و سابقه طولانی در لیگ برتر، که به تازگی دوباره به سطح اول فوتبال حرفه‌ای بازگشته‌اند. ابتدا، فجر سپاسی با نتیجه‌ای سنگین ۶-۱ از سپاهان شکست خورد و رسول خطیبی با بیانی که نشان از آینده مبهم او داشت، مشخص کرد که دیگر نمی‌تواند روی نیمکت این تیم بماند.

روز بعد از آن، مهدی رجب‌زاده به عنوان جایگزین خطیبی معرفی گردید و همچنین محمد نوری نیز با شکست ۳-۱ مقابل پرسپولیس، از سمت خود برکنار شد تا سیروس پورموسوی تیم آبادانی را رهبری کند. پس از انجام بازی‌های هفته هشتم، چهار دیدار معوقه از هفته هفتم برگزار شد که در آن ذوب‌آهن با باخت ۲-۱ در دربی نصف جهان، به نهایت برکناری عبدالله ویسی ختم شد و محمد ربیعی به عنوان جانشین او برگزیده گردید.

پس از این سه تغییر، فجر سپاسی هنوز با مربی جدید خود به میدان نرفته و مهدی رجب‌زاده فردا در بازی خانگی خود مقابل پیکان به محک خواهد رفت. در حال حاضر، دو تیم دیگر بازی‌های خود را در هفته نهم برگزار کرده‌اند؛ شوک بابت تغییر سرمربی در صنعت نفت نتیجه مثبت داد و آنها پیروزی اول این فصل را با نتیجه ۲-۱ جشن گرفتند، در حالی که تیم اصفهانی با محمد ربیعی، دوباره به شکست ۲-۱ در برابر چادرملو دچار شده که نتیجه‌ای مشابه شکست ویسی مقابل سپاهان بود و این اتفاق دوباره در همان فولادشهر افتاد!

با این تفاسیر، بدون نیاز به بررسی نتایج بازی فجر سپاسی مقابل پیکان، می‌توان این نتیجه‌گیری را کرد که تأثیر شوک ناشی از تغییر سرمربی در فوتبال ایران کاملاً متغیر است. در آبادان این شوک مؤثر بود، اما در اصفهان نتیجه معکوس داشت؛ اما روند فصل مشخص خواهد کرد که ماجرا به چه شکل پیش خواهد رفت. سیروس پورموسوی قبلاً در آبادان تجربه داشته است و محمد ربیعی نیز دارای سوابق موفقی در ذوب‌آهن بوده است.

اگر نظری که مدیران وقت در تصمیم‌گیری به جدا شدن پورموسوی داشتند تأثیرگذار بود، محمد ربیعی خود تمایلی به ماندن در ذوب‌آهن نداشت و در فصل اول پیشنهاد فوق‌العاده‌ای از فولاد داشت و در دومین فصل، سرانجام از گاندوها جدا شد. با این وجود، تجارب تلخی که با تیم‌های خصوصی لیگ -یعنی خیبر و تراکتور که در هر دو مورد پیش فصل را آغاز کردند ولی به بازی اول نرسیدند- کسب کرده است، یقیناً نگرش ربیعی را به شغلش تحول بخشیده است.

ذوب‌آهن در دو فصل گذشته با ربیعی به مقام‌های پنجم و ششم دست یافته، اما در این دو فصل اخیر، مدام در قعر جدول تهدید به سقوط بوده است. صنعت نفت هم بارها به لیگ آزادگان نزول کرده و این فصل به لطف شرایط و انصراف مس رفسنجان از حضور در پلی آف، بازگشت به لیگ برتر را جشن گرفت. به همین دلیل، هیچ یک از این دو تیم قدیمی و ریشه‌دار، شرایط سابق خود را ندارند و هر دو مربی جدید برای ادامه حضور در لیگ برتر چالش‌هایی عظیم دارند. می‌توان دید که تجربه امروز آنها تا چه اندازه به نفعشان خواهد بود.

بیشتر بخوانید: پرسپولیس همان‌جایی قهرمان شد که استقلال ۷گل خورد/ با ۱۴۰ میلیارد پاداش قسم می‌خورم غذای تیم‌ملی را نخورم!/ بیرانوند در تراکتور می‌ماند