غلامرضا ظریفیان در مصاحبه‌ای با ایرنا به بررسی پتانسیل احزاب و تشکل‌های سیاسی برای ایفای نقش میانجی بین جامعه و حاکمیت پرداخت و گفت: برای سنجش توان میانجی‌گری احزاب، باید به متغیرهایی چون وجود تشکل‌ها، قابلیت‌های حقیقی آنها و سطح اعتماد عمومی به این نهادها توجه نمود.

وی در ادامه افزود: حزبی می‌تواند به عنوان یک میانجی مؤثر عمل کند که سه نقش کلیدی را به‌طور هم‌زمان ایفا نماید؛ اول آنکه نارضایتی‌های موجود در جامعه را شناسایی کرده و به خواسته‌های روشن و قابل پیگیری تبدیل کند. دوم اینکه قابلیت گفت‌وگو با نهادهای حکومتی را داشته باشد، بدون آنکه استقلال خود را تحت‌الشعاع قرار دهد و سوم اینکه از اعتبار و اعتماد لازم در میان مردم برخوردار باشد تا بتواند توافق‌ها و تصمیمات سیاسی را به شهروندان توضیح داده و همچنین خواسته‌های آنان را به حاکمیت منتقل نماید.

ظریفیان با اشاره به اینکه میانجی‌گری سیاسی در صورت فقدان استقلال، عدم اعتماد عمومی و عدم امکان تأثیرگذاری واقعی به یک امر تشریفاتی تبدیل می‌شود، افزود: دلایل کاهش ظرفیت میانجی‌گری می‌تواند ناشی از چندین عامل باشد؛ یکی از آنها محدودیت فعالیت‌های مستقل است. اگر تشکل‌ها نتوانند به‌طور آزاد درباره مسائل عمومی موضع‌گیری کنند، نیروهای اجتماعی را نمایندگی کنند و در فرآیند تصمیم‌گیری تأثیرگذار باشند، توانایی آنها برای میانجی‌گری به شدت کاهش می‌یابد.

وی به نکته دیگری اشاره کرد و بیان داشت: نکته دوم به فاصله‌گرفتن احزاب از جامعه مربوط می‌شود. برخی احزاب ممکن است بیشتر از آنکه با مشکلات روزمره مردم در ارتباط باشند، درگیر رقابت‌های درون‌حزبی، فعالیت‌های انتخاباتی یا مناسبات نخبگان سیاسی شوند. در چنین شرایطی، حتی اگر در ساختار رسمی حضور داشته باشند، لزوماً نماینده خوبی برای جامعه نخواهند بود.

میانجی‌گری تنها وظیفه احزاب نیست

استاد پیشین تاریخ دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: یکی دیگر از نکات مهم کاهش اعتماد نسبت به وعده‌های سیاسی است، به‌طوری که اگر شهروندان احساس کنند مشارکت‌های سیاسی آنها تأثیرات ملموسی بر سیاست‌گذاری ندارد، انگیزه‌شان برای فعالیت در احزاب و پیگیری مطالبات از طریق کانال‌های رسمی به حداقل می‌رسد.

وی همچنین به ضعف تشکل‌های صنفی و مدنی به عنوان دلیل دیگر فاصله احزاب از جامعه اشاره کرد و تأکید کرد که میانجی‌گری نمی‌تواند تنها به احزاب مربوط باشد، بلکه انجمن‌های علمی، تشکل‌های دانشجویی، اتحادیه‌های صنفی، سازمان‌های حرفه‌ای و نهادهای مدنی نیز قادرند تا نمایندگی مطالبات گروه‌های اجتماعی را داشته باشند.

ظریفیان با ذکر این سوال که آیا در شرایط کنونی می‌توان به فعالیت احزاب دل بست، ادامه داد: نمی‌توان تمام احزاب و تشکل‌ها را در یک سطح ارزیابی کرد. ظرفیت آنها به میزان استقلال، رابطه با مردم، امکان فعالیت قانونی، اعتبار اجتماعی و دسترسی واقعی به فرآیند تصمیم‌گیری مرتبط است.

معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات اظهار داشت: اگر بخش عمده‌ای از جامعه احساس کنند که احزاب موجود توانایی انتقال مؤثر خواسته‌هایشان را ندارند، ممکن است برقراری ارتباط مستقیم و گاهاً بی‌واسطه با حاکمیت را ترجیح دهند. این وضعیت به معنای عدم آگاهی سیاسی جامعه نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه‌ای از ضعف سازوکارهای نمایندگی باشد.

به‌جای انتظار برای ظهور حزب فراگیر، شبکه‌ای از میانجی‌های معتبر ایجاد کنیم

این فعال سیاسی افزود: به‌جای انتظار برای پیدایش یک حزب همه‌جانبه، می‌توان ساختار شبکه‌ای از میانجی‌های معتبر ایجاد کرد که شامل احزاب سیاسی با ظرفیت فعالیت مستقل و قانونی، تشکل‌های صنفی و حرفه‌ای با حق پیگری مطالبات، انجمن‌های دانشگاهی و نهادهای مدنی به علاوه گروه‌های تخصصی و شوراهای گفت‌وگوی مستمر میان نمایندگان جامعه و مسئولین باشد. این سازوکارها می‌تواند به‌طور نسبی فراتر از مرحله تدوین اعتراضات رفته و به ثبت خواسته‌ها، ارائه پاسخ‌های رسمی، تعیین مسئول پیگیری و اعلام نتایج دست یابد.

استاد پیشین تاریخ دانشگاه تهران تأکید کرد: ارزیابی ظرفیت میانجی‌گری نباید تنها بر اساس تعداد و حضور احزاب در ساختار رسمی انجام شود، بلکه معیار حقیقی این است که آیا جامعه به آنها اعتماد دارد و آیا گفت‌وگوی آنها با حاکمیت می‌تواند منجر به تغییرات قابل‌رؤیتی در سیاست‌ها شود یا خیر.