به نقل از خبرنگار سیاسی ایرنا، قدرت یک کشور برای مواجهه با بحرانها نه تنها به امکانات نظامی، منابع اقتصادی یا تواناییهای اجرایی دولت وابسته است، بلکه اعتمادی که مردم به یکدیگر دارند، ارتباط جامعه با نهادهای رسمی و حس تعلق شهروندان به سرنوشت مشترک نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. این خصوصیات همزمان با فشارهای اقتصادی، مشکلات معیشتی و تهدیدات خارجی که جامعه ایران را در بر گرفته، به شدت جلوهگر میشود و انسجام ملی عمق و اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بهعلاوه، انسجام اجتماعی پدیدهای نیست که صرفاً با دعوت به وحدت شکل گیرد، بلکه به تجربه روزانه مردم در زمینه عدالت، کیفیت زندگی و نحوه برخورد مسئولان با انتقادات و اندازه مشارکت آنها در فرآیند تصمیمگیری بستگی دارد. از این رو، اظهارات اخیر رئیسجمهور در خصوص لزوم تأمین معیشت مردم و تأکید رئیس سازمان بسیج مستضعفین بر همبستگی ایرانیان حول محور وطن، اهمیت چندچندانی دارد.
وطن؛ نقطه مشترک جامعهای با سلایق متفاوت
حجتالاسلام والمسلمین حسین طائب در نشستی با فعالان و سخنرانان تجمعات شبانه مردمی، بر این نکته تأکید کرد که ایرانیها با وجود اختلاف در گرایشها و سلایق خود، میتوانند پیرامون وطن به وحدت برسند و بیان کرد: این ملت با هر رنگ و سلیقهای، میتواند حول محور وطن متحد گردد.
در این دیدگاه، وطن بهعنوان بستر شکلگیری یک هویت مشترک تلقی میشود؛ هویتی که قرار نیست تفاوتهای فکری و سیاسی افراد را از بین ببرد، بلکه میتواند فضایی برای همکاری در راستای منافع عمومی ایجاد کند.
این نکته از منظر جامعهشناسی نیز قابل تجزیه و تحلیل است. امیل دورکهایم، جامعهشناس فرانسوی، در مطالعه پیوندهای اجتماعی میان افراد، به دو نوع همبستگی بر پایه شباهتها و همبستگی ناشی از وابستگی متقابل اشاره میکند. در جوامع پیچیده کنونی، افراد ممکن است باورها و سبک زندگی متفاوتی داشته باشند اما به دلیل نقشها و نیازهای متنوع خود به یکدیگر وابسته هستند. تداوم زندگی اجتماعی نیز تا حد زیادی به حفظ این پیوندها وابسته است.
از این منظر، انسجام ملی در جامعهای متنوع، به معنای همسانسازی دیدگاهها نیست. شهروندان ممکن است در مسائل گوناگون اختلافنظر داشته باشند، اما هنگامی که بحث وطن یا موضوعات کلیدی مطرح میشود، میتوانند به یک اجماع دست یابند.
اظهارات طائب در خصوص اینکه هر ایرانی با هر سلیقهای میتواند پیرامون وطن همسو شود، در این راستا قابل تحلیل است.
نکته قابل توجه این است که تبدیل این ظرفیت به یک پیوند اجتماعی پایدار، به نحوه برخورد با تفاوتها نیز بستگی دارد. اگر شهروندان احساس کنند که با وجود اختلاف نظرهای شان هنوز در سرنوشت کشور سهم دارند، احتمال همکاری میان گروههای مختلف افزایش مییابد. در مقابل، اگر اختلاف سلیقهها به حذف اجتماعی یا محرومیت از مشارکت انتساب یابد، تفاوتهایی که میتوانند بهطور طبیعی بخشی از زندگی اجتماعی باشند، به عواملی برای فاصلهگیری گروهها تبدیل میشود.
اعتماد عمومی؛ پیوند میان مردم و حاکمیت
البته طائب در این نگاه تنها نیست. مسعود پزشکیان نیز در هشتمین جلسه شورای اطلاعرسانی دولت با تأکید بر ضرورت تقویت وحدت و انسجام ملی، اعتماد مردم را از عوامل اساسی در حفظ کشور در برابر فشارهای خارجی دانسته و اظهار کرد که اگر اعتماد مردم را بهدست آوریم و آنها را با خود همراه کنیم، هیچ قدرتی نخواهد توانست آسیبی به کشور بزند.
او به مشکلات ناشی از تهاجم نظامی و فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها اشاره کرده و بر حفظ معیشت مردم بهعنوان اولویت اصلی دولت تأکید کرد و افزود که ندارهای اجرایی باید از تمام ظرفیتهای خود برای جلوگیری از اختلال در زندگی مردم بهرهبرداری کنند.
این نظرات را میتوان با مفهوم سرمایه اجتماعی درک کرد. این مفهوم توسط رابرت پاتنام، پژوهشگر علوم سیاسی، در بررسیهایش درباره عملکرد نهادها و مشارکت مدنی مطرح شده است. او بر این باور است که اعتماد، هنجارهای همکاری متقابل و شبکههای مشارکت مدنی از عوامل مؤثر در توانایی افراد برای همکاری و دنبال کردن اهداف مشترک محسوب میشوند و هرچه این پیوندها قویتر باشند، امکان اقدام جمعی و حل مسائل مشترک نیز افزایش مییابد.
در زمان بروز تهدیدها، دولت نیازمند همراهی مردم است و شهروندان نیز برای عبور از بحران به عملکرد قابل اعتماد نهادهای عمومی وابستهاند. از اینرو، اعتماد عمومی زمانی تقویت میشود که شهروندان در عمل نشانههایی از دوطرفه بودن این رابطه را بین دولت و ملت مشاهده کنند.
بنابراین، صرف دعوت از مردم به همکاری برای تقویت انسجام ملی کافی نیست. بهطور مثال، اگر از مردم خواسته میشود تا در مصرف انرژی صرفهجویی کنند، باید درباره الزام این اقدام، نتایج و نحوه استفاده از منابع حاصل، توضیحات روشن و قانعکنندهای فراهم شود.
پزشکیان در همین جلسه، به مدیریت مصرف سوخت اشاره کرده و اعلام کرد که به گفته او، همکاری مردم در صرفهجویی باعث شده است کشور از واردات بنزین مستقل شود؛ وارداتی که به گفته رئیسجمهور، میتوانست هزینهای بالغ بر ۱۲ میلیارد دلار بر دوش دولت قرار دهد.
این اظهارات، نمونهای از ارتباط میان مشارکت عمومی و سیاستگذاری اقتصادی است. در چنین مواقعی، سطح همراهی مردم تنها به ضرورت فنی یک تصمیم وابسته نیست، بلکه روش اجرای آن و اطمینان از انتقال منافع به جامعه نیز بسیار تأثیرگذار است.
انسجام ملی با نادیدهگرفتن مشکلات برآورده نمیشود
یکی از نکات حائز اهمیت در اظهارات پزشکیان، تأکید بر اهمیت استفاده از ظرفیت رسانهها برای جلب همراهی مردم با دولت است. اینکه نباید خروجی رسانهها به تعریف و تمجید صرف از عملکرد مسئولان محدود شود.
رئیسجمهور خاطرنشان کرد که به هیچ وجه نگران تعریف از خود نیستم، بلکه میخواهم عیوب و مشکلات ما بیان شود تا امکان رفع و اصلاح آنها فراهم گردد. این جمله از دیدگاه اجتماعی حائز اهمیت است و مرز میان دو مفهوم حمایت از کشور و چشمپوشی از مشکلات را مشخص میکند.
انسجام ملی زمانی به یک ظرفیت پایدار تبدیل میشود که امکان ابراز انتقادات و بیان مطالبات در جامعه وجود داشته باشد. لازم است که مجموعه حاکمیت به این نتیجه برسد که اختلاف نظر درباره سیاستها، عملکرد نهادها یا شیوه اداره امور به معنای کاهش همبستگی ملی نیست و فراهم کردن امکان دیالوگ و اصلاح سیاستها میتواند از نارضایتیها و افزایش فاصله میان جامعه و نهادهای رسمی جلوگیری کند.
در نظریه کنش ارتباطی یورگن هابرماس نیز به اهمیت گفتوگوی عمومی و امکان تبادل استدلالها در ایجاد تفاهم اجتماعی پرداخته شده است. ارتباط عمومی میتواند به تقویت تفاهم کمک کند، به شرطی که افراد بتوانند دیدگاههای خود را مطرح کنند و مسائل مشترک از طریق گفتوگو مورد بررسی قرار گیرند.
این نظریه بر این نکته تأکید دارد که رسانهها تنها ابزار انتقال پیامهای رسمی نیستند، بلکه میتوانند فضایی برای توضیح تصمیمات، شنیدن نگرانیهای جامعه، طرح انتقادات و پاسخگویی به مسئولان نیز باشند.
پزشکیان میگوید که رسانهها و روابط عمومی نهادها باید در تقویت وحدت ملی نقش داشته باشند، اما این همراهی به معنای چشمپوشی از انتقادات نیست.
در چنین فضایی، نقد سازنده و مستند میتواند بخشی از فرآیند اصلاح امور باشد. البته تفاوت بین نقد و تخریب نیز باید مدنظر قرار گیرد.
از حضور در میدان تا مشارکت در زندگی روزمره
انسجام اجتماعی بهعنوان سرمایهای برای ایام سخت، بهقدری حائز اهمیت است که طائب در بخشی دیگر از سخنانش، انسجام ملی را به حضور مردم در میدان و حمایت از نیروهای مسلح گره زد. او با اشاره به دو عرصه جنگ نظامی و جنگ ترکیبی، به این نکته پرداخت که حضور در میدانهای مختلف باید توأم با دقت در سخن و عمل باشد.
با این وجود، مفهوم مشارکت اجتماعی از حضور در تجمعات یا همراهی در یک رویداد خاص به مراتب گستردهتر است. مشارکت در فعالیتهای داوطلبانه، کمک به گروههای آسیبپذیر، همکاری در محلهها، حفظ منابع عمومی، درخواست برای بهبود خدمات و مشارکت در تصمیمگیریهای محلی نیز از انواع مختلف حضور اجتماعی محسوب میشوند.
نظریه سرمایه اجتماعی پاتنام در اینجا تمایز مهمی را مورد تأکید قرار میدهد که ارتباطات درون گروهی میتوانند حس تعلق و همبستگی اعضای آن را تقویت کنند، اما برای انسجام کل جامعه، پیوندهای میان گروههای مختلف نیز حیاتی هستند. در این نظریه، این دو نوع پیوند بهعنوان سرمایه اجتماعی درونگروهی و سرمایه اجتماعی پلساز شناخته میشوند. نوع دوم به تسهیل ارتباط و همکاری میان افرادی کمک میکند که ممکن است از حیث هویت، عقیده یا موقعیت اجتماعی با هم تفاوت داشته باشند.
این تمایز برای جامعهای با تنوع سیاسی، فرهنگی، قومی و اجتماعی اهمیت دارد؛ زیرا اگر همکاریها تنها میان افراد همفکر شکل گیرد، ممکن است همبستگی درون گروهها تقویت شود، در حالی که فاصله میان گروههای مختلف همچنان باقی خواهد ماند. برعکس، فعالیتهایی که افراد با دیدگاههای متنوع را در جهت یک هدف عمومی گردهم میآورند، میتوانند بستر شناخت متقابل و کاهش بیاعتمادی را فراهم آورند.
با توجه به این چشمانداز، طائب تأکید میکند که همبستگی ایرانیان پیرامون وطن زمانی ظرفیت اجتماعی بالاتری پیدا میکند که این اشتراک در حوزههای عینی زندگی نیز نمود پیدا کند.
صرفهجویی انرژی؛ آزمون همکاری عمومی
واقعی است که ایران با ناترازی انرژی مواجه است و این ناترازی در جریان جنگ رمضان شدت یافته است. بنابراین ضرورت توجه به صرفهجویی انرژی بیش از پیش حائز اهمیت است. موضوع انرژی در سخنان هر دو مقام بهطور خاص مورد توجه قرار گرفته است. پزشکیان از همراهی مردم در مدیریت مصرف بنزین سخن به میان آورد و طائب نیز مأموریتهای ترویج فرهنگ صرفهجویی و ورود متخصصین برای افزایش تولید بنزین، گازوئیل و محصولات پتروشیمی را مطرح کرد.
این مورد یکی از نمونههای عینی از اقدام جمعی است. وضعیتی که نتیجه نهایی آن به رفتار افراد مختلف وابسته است و همکاری عمومی میتواند به تحقق یک هدف مشترک کمک کند.
در زمینه انرژی، تصمیم یک خانوار برای کاهش مصرف ممکن است بهتنهایی تأثیر محدودی ایجاد کند، اما وقتی این رویکرد به صورت گستردهای تکرار میشود، میتواند تأثیرات قابل توجهی بر تقاضا و فشار وارد بر شبکه تأمین داشته باشد.
همچنین، نباید نقش سیاستمداران را فراموش کرد. هر چند مردم با صرفهجویی در مصرف انرژی میتوانند نقش اساسی ایفا کنند، اما تأثیر چنین اقداماتی به عواملی نظیر الگوی مصرف، ظرفیت تولید، زیرساختها و سیاستهای مدیریت تقاضا نیز مرتبط است.
بهبود بهرهوری در صنایع و ساختمانها، توسعه حملونقل عمومی، کاهش اتلاف انرژی و اصلاح زیرساختها نیز در مدیریت مصرف مؤثرند. از اینرو، مسئولیت کاهش فشار بر منابع انرژی به عهده شهروندان است و نیز به تصمیمات دولت، بخش خصوصی و نهادهای اجرایی بستگی دارد.
تاکید پزشکیان بر استفاده کمتر از خودروهای شخصی، اجرای طرحهایی مانند سهشنبههای بدون خودرو و گسترش دورکاری در نهادهای اداری، در این چارچوب مطرح شد. طائب نیز تأکید کرد که افزایش تولید باید در خدمت توسعه کشور بوده و صرفاً منجر به افزایش مصرف نشود.
اتصال این سیاستها به انسجام ملی زمانی معنا پیدا میکند که مردم بتوانند رابطه میان مشارکت خود و نتایج عمومی آن را ببینند. شفافیت در خصوص میزان صرفهجویی، هزینههای تأمین انرژی و نحوه تخصیص منابع میتواند به تقویت این ارتباط کمک کند.
به عبارتی دیگر، صرفهجویی صرفاً یک دستور اقتصادی نیست؛ بلکه در صورت وجود اعتماد و همکاری متقابل، میتواند نمونهای از قابلیت جامعه در حل یک مسأله مشترک باشد.
عدالت و حس تعلق؛ دو پایه ماندگاری همبستگی
اگر شهروندان نتوانند از نظر احساسی به جامعه اتصال یابند، حتی اگر در کنار هم زندگی کنند، انسجام اجتماعی شکل نخواهد گرفت. از سوی دیگر، برخی بر این باورند که میتوان با الگوگیری از هویت تاریخی یا فرهنگی انسجام اجتماعی را تقویت کرد، اما در اینباره نیز نمیتوان پاسخ مساعدی ارائه نمود. تجربیات افراد از برخورداری از فرصتهای برابر، امکان مشارکت و دسترسی به خدمات عمومی، مهمترین معیار برای انسجام در دنیای مدرن است. شهروندان باید احساس کنند که جامعه و امکانات آن متعلق به همه آنهاست و در این صورت، به منظور حفظ این داراییها، با یکدیگر متحد میشوند.
توجه به زنان و اقلیتهای جامعه در این زمینه از اهمیت ویژهای برخوردار است. پزشکیان در جلسه شورای اطلاعرسانی دولت بر افزایش مشارکت زنان و قومیتها در تصمیمگیریها و اجرای سیاستها تأکید کرد. او همچنین درباره سیاستهای حمایتی دولت اعلام کرد که هدف تخصیص یارانه بیشتر به افراد نیازمند است و طرح افزایش ۵۰۰ هزار تومانی مبلغ کالابرگ الکترونیک نیز اجرایی خواهد شد.
این موارد میتوانند در ارتباط با یکی از ابعاد کلیدی انسجام اجتماعی، یعنی شمول و برابری، مورد تحلیل قرار گیرند. در یک مرور پژوهشی که در سال ۲۰۲۶ منتشر شده، شش بعد اصلی برای مفهوم انسجام اجتماعی شناسایی شده که شامل شمول و برابری، مشارکت مدنی و حکمرانی، روابط اجتماعی، احساس تعلق مشترک و پذیرش تنوع میباشد.
بنابراین، انسجام ملی تنها به داشتن یک هویت مشترک وابسته نیست؛ بلکه به این نیز مرتبط است که گروههای مختلف جامعه چه اندازه خود را در ساختار اجتماعی و سیاسی کشور سهیم بدانند.
برای مثال، تأکید بر مشارکت اقوام میتواند به تقویت همبستگی زمانی کمک کند که در فرصتهای واقعی برای حضور در مدیریت، دسترسی به امکانات و شنیده شدن مطالبات آنان نیز نمود پیدا کند. این مسئله درباره زنان، جوانان و گروههای کمبرخوردار نیز صدق میکند.
علاوه بر این، سیاستهای حمایتی زمانی اثر بیشتری بر احساس تعلق اجتماعی خواهند داشت که به درک درست نیازهای مردم و سازوکارهای واضح توزیع منابع مربوط شوند. در شرایطی که فشار اقتصادی بر زندگی خانوارها تأثیر میگذارد، توجه به معیشت گروههای آسیبپذیر میتواند بخشی از بنیانهای اعتماد عمومی را تقویت نماید.
بنابراین، پیوند میان عدالت و انسجام ملی را نباید چشمپوشی کرد. جامعهای که شهروندانش احساس کنند در منافع عمومی سهم دارند و صدایشان شنیده میشود، بستر مناسبی برای شکلگیری همکاری اجتماعی فراهم خواهد کرد.
باید خاطرنشان کرد که میسر نیست انسجام ملی را با شمار افراد حاضر در یک تجمع یا میزان همصدایی در یک مقطع زمانی بسنجیم. این مفهوم در زندگی روزمره نیز تجلی مییابد.
انسجام ملی نه به معنای عدم اختلاف است، بلکه به توانایی جامعه در غلبه بر اختلافها و همکاری در راستای منافع مشترک اشاره دارد؛ ظرفیتی که در روزهای سخت از اهمیت بیشتری برخوردار است و استمرار آن به عملکرد نهادها و تجربه واقعی مردم از عدالت، اعتماد و مشارکت گره خورده است.
نظرات کاربران