نرگس حسینی‌نیا، روانشناس، در مصاحبه‌ای با ایسنا، بیان کرد: در حالتی که تلویزیون خاموش باشد، احتمال برقراری ارتباط مستقیم، تماس چشمی و تعامل بین اعضای خانواده بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی، گفت‌و‌گوها به سمت تبادل نظر مؤثر و مشارکتی سوق پیدا می‌کند؛ به طوری که در مکالمات خانوادگی، توجه به محتوای تلویزیون ممکن است حواس را از مبادله احساسات و تجربیات فردی منحرف کند. این موضوع می‌تواند منجر به مکالمات سطحی و محدود شود؛ به عنوان مثال، اعضای خانواده بیشتر درباره محتوای تلویزیون صحبت می‌کنند و کمتر به اشتراک‌گذاری احساسات و تجربیات یکدیگر می‌پردازند.

رابطه بین تماشای تلویزیون و پرخوری و اختلالات تغذیه‌ای

حسینی‌نیا ادامه داد: غذا خوردن در کنار تماشای تلویزیون اغلب با پرخوری عصبی در کودکان و نوجوانان مرتبط است. مطالعات مختلف نشان داده‌اند که غذا خوردن در حین تماشای تلویزیون با الگوهای نامناسب غذایی در ارتباط است؛ اما این ادعا که تلویزیون به تنهایی می‌تواند موجب پرخوری عصبی یا اختلالات تغذیه‌ای شود، فاقد پایه علمی است. زمانی که فرد در حین غذا خوردن به محتوای تلویزیون مشغول است، معمولاً توجه کمتری به نشانه‌های گرسنگی و سیری خود دارد. این تغییر در توجه می‌تواند سرعت و مقدار غذا خوردن را افزایش دهد و به نوعی «خوردن حواس‌پرت‌شده» منجر شود.

این روانشناس تأکید کرد: اختلالات تغذیه‌ای معمولاً نتیجه ترکیبی از عوامل زیستی، روان‌شناختی، خانوادگی و محیطی هستند. بنابراین، در حالی که تماشای تلویزیون می‌تواند عاملی مؤثر در الگوی غذایی فرد باشد، به تنهایی نمی‌تواند دلیلی برای اختلالی به حساب آید.

او در اشاره به این نکته که روشن‌بودن تلویزیون در هنگام غذا از یک «سرگرمی عادی» به عنوان «هشدار جدی برای سلامت روان خانواده» در نظر گرفته می‌شود، بیان کرد: روشن بودن تلویزیون به تنهایی نمی‌تواند به عنوان نشانه‌ای از مشکلات سلامت روان تلقی شود، اما نگرانی زمانی شروع می‌شود که این عادت به شکل یک رفتار اجتناب‌ناپذیر درآمده و جایگزین ارتباطات خانوادگی گردد. اگر اعضای خانواده نتوانند یک وعده غذایی را بدون تلویزیون سپری کنند یا خاموش کردن آن به تنش و درگیری منجر شود، باید به این موضوع توجه ویژه‌ای داشت. همچنین اگر تلویزیون به عنوان ابزاری برای فرار از مواجهه و جلوگیری از برقراری گفت‌و‌گو مطرح گردد، باید به الگوی ارتباطی خانواده نگاه جدی‌تری داشت. به عنوان والدین، ضروری است این پرسش را از خود داشته باشیم که آیا هنوز چیزی برای گفتن و شنیدن از یکدیگر داریم، اگر تلویزیون را خاموش کنیم؟.

سکوت در هنگام صرف غذا؛ نشان‌دهنده تعارض یا یک عادت ساده؟

حسینی‌نیا در ادامه گفت: خانواده‌هایی که در سکوت و فقط با صداهای تلویزیون غذا می‌خورند، معمولاً از تعارضات حل‌نشده‌ای رنج می‌برند. اما نمی‌توان تنها از سکوت در سر سفره به وجود یک تعارض خاص پی برد؛ چرا که این سکوت ممکن است ناشی از خستگی، شخصیت اعضا یا صرفاً یک عادت باشد. اما اگر این سکوت به وضعیت دائمی تبدیل شود و با بی‌تفاوتی، فاصله عاطفی، عدم تمایل به گفت‌وگو یا دلخوری‌های طولانی همراه شود، می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات عمیق ارتباطی به شمار آید.

این روانشناس خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، لازم نیست که فوراً قضاوت کنیم که «این خانواده قطعاً مشکل خاصی دارد»؛ بلکه می‌توان این شرایط را به عنوان الگویی در نظر گرفت که نشان می‌دهد نیاز به بررسی عمیق‌تری در روابط خانوادگی وجود دارد.

او گفت: خانواده‌هایی که سال‌ها به این الگو عادت کرده‌اند، باید برای ترک غذا خوردن جلوی تلویزیون به تدریج و به آرامی اقدام کنند، زیرا وضع قوانین سخت و ناگهانی احتمال مقاومت را افزایش می‌دهد. اولین قدم این است که یک توافق خانوادگی شکل بگیرد؛ برای مثال، خانواده می‌تواند تصمیم بگیرد تنها یک وعده غذایی در روز یا چند وعده در هفته را بدون تلویزیون امتحان کند.

حسینی‌نیا افزود: در این زمان باید یک روش ارتباطی جایگزین نیز ایجاد شود. به عنوان مثال، اعضای خانواده می‌توانند در مورد اتفاقات جالب روز صحبت کنند یا موضوعات ساده و جذاب را به بحث بگذارند. والدین نیز باید خودشان به عنوان الگو فعال باشند و سعی کنند زمان صرف غذا را به یکی از زمان‌های صمیمانه خانوادگی تبدیل کنند. برای نوجوانان، مناسب است که موضوعات مورد علاقه‌شان محور گفت‌وگو باشد، مانند فیلم، موسیقی، دوستان، مدرسه، ورزش یا موضوعات اجتماعی. مهم‌تر از همه این است که والدین نباید به سرعت به نقش نصیحت‌دهنده روی آورند. اگر هر گفت‌وگو به تذکر، انتقاد یا بازخواست از نوجوان ختم شود، طبیعی است که او ترجیح خواهد داد سکوت کند یا دوباره به سمت صفحه‌نمایش برود. سفره زمانی به محیطی صمیمانه تبدیل می‌شود که اعضای خانواده احساس کنند که در حال قضاوت یا ارزیابی شدن نیستند و در عوض قرار است چند دقیقه واقعی کنار هم باشند.

این روانشناس تأکید کرد: بهترین راه این است که فضای گفت‌وگو را به بازجویی تبدیل نکنیم. پرسش‌های کلیشه‌ای مانند «امروز مدرسه چطور بود؟»، معمولاً برای کودکان جذابیتی ندارند؛ بنابراین بهتر است سوالات به شیوه‌ای خلاقانه طرح شوند.

انتهای پیام