در نقاط مختلف دنیا ساختمانهایی وجود دارند که قرار بود نماد پیشرفت و ثروت باشند، اما سالها به شکل اسکلتهای بتنی باقی ماندند. بعضی از آنها حتی پس از رسیدن به ارتفاع نهایی، هرگز افتتاح نشدند. گروهی دیگر به محلی برای زندگی غیررسمی مردم تبدیل شدند و برخی نیز پس از سالها توقف، دوباره به کارگاه ساختمانی برگشتند.
در این مقاله سراغ هشت پروژه عظیم میرویم که ساختشان متوقف شد یا برنامه اولیه آنها شکست خورد. سرنوشت همه یکسان نیست؛ بعضی همچنان نیمهکارهاند و بعضی دیگر در سال ۲۰۲۶ نشانههایی از احیا نشان دادهاند. همین تفاوتهاست که داستان آنها را خواندنی میکند.
۱. هتل ریوگیونگ کره شمالی؛ آسمانخراش ۱۰۵ طبقهای که هیچ مسافری ندارد
در مرکز پیونگیانگ، پایتخت کره شمالی، ساختمانی هرمیشکل با ارتفاع حدود ۳۳۰ متر دیده میشود که تقریباً از هر نقطه شهر قابل تشخیص است. هتل ریوگیونگ یکی از عجیبترین ساختمانهای بلندمرتبه جهان است؛ نه فقط به خاطر شکل ظاهریاش، بلکه چون ساخت آن در سال ۱۹۸۷ آغاز شد و با گذشت نزدیک به چهار دهه، هنوز به یک هتل فعال تبدیل نشده است.
ماجرا به دهه ۱۹۸۰ بازمیگردد؛ زمانی که کره شمالی میخواست با اجرای پروژههای ساختمانی عظیم، توانایی صنعتی و اقتصادی خود را به نمایش بگذارد. قرار بود ریوگیونگ یک هتل ۱۰۵ طبقه با هزاران اتاق باشد؛ ساختمانی که بتواند مهمانان بینالمللی را پذیرایی کند و به یکی از نمادهای معماری کشور تبدیل شود.
اما پروژه در اوایل دهه ۱۹۹۰ با بحران جدی روبهرو شد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مشکلات اقتصادی کره شمالی و کمبود منابع مالی، ادامه ساخت را تقریباً غیرممکن کرد. سازه بتنی هتل برای سالها بدون نمای خارجی باقی ماند؛ هرمی خاکستری که بر فراز شهر دیده میشد و هیچکس نمیدانست چه زمانی تکمیل خواهد شد.
در اواخر دهه ۲۰۰۰، شرکت مصری اوراسکام در اجرای نمای شیشهای ساختمان مشارکت کرد. این تغییر ظاهر هتل را کاملاً دگرگون ساخت. بعدها از بخشهایی از نمای خارجی آن بهعنوان نمایشگر عظیم نورپردازی استفاده شد؛ اما پوشاندن نمای ساختمان به معنای آماده بودن اتاقها، آسانسورها و تأسیسات داخلی نبود.
یکی از دلایلی که تکمیل چنین پروژهای را دشوار میکند، هزینه بسیار زیاد تجهیز ساختمان پس از ساخت اسکلت اصلی است. یک هتل ۱۰۵ طبقه به زیرساختهای پیچیده ایمنی، تهویه، برق، آبرسانی و حملونقل عمودی نیاز دارد؛ امکاناتی که تأمین آنها خود پروژهای عظیم محسوب میشود.
تا اکتبر ۲۰۲۶، شواهد معتبری از افتتاح عمومی ریوگیونگ بهعنوان هتل وجود ندارد. این سازه همچنان یکی از مشهورترین نمونههای ساختمانهایی است که ظاهر خارجیشان تکمیل شده، اما هدف اصلی ساختشان محقق نشده است.
۲. برج الباباس ترکیه؛ صدها قصر مجلل که هیچکس در آنها زندگی نمیکند
در نزدیکی شهر تاریخی مودورنو در ترکیه، مجموعهای از صدها ویلای تقریباً یکشکل قرار گرفته که از بالا شبیه شهری ساختهشده برای شخصیتهای داستانهای افسانهای است. هر ویلا برجهای مخروطی، پنجرههای بلند و معماری الهامگرفته از قصرهای اروپایی دارد. اما برخلاف ظاهر مجللشان، بیشتر این ساختمانها هیچوقت به خانه واقعی تبدیل نشدند.
پروژه برج الباباس (Burj Al Babas) با هدف جذب خریداران ثروتمند، بهویژه سرمایهگذاران کشورهای حاشیه خلیج فارس، شکل گرفت. قرار بود مجموعهای شامل ۷۳۲ ویلای قصرمانند ساخته شود و امکاناتی مانند مراکز خرید، فضاهای تفریحی و خدمات رفاهی در اختیار ساکنان قرار گیرد.
قیمت ویلاها در زمان عرضه صدها هزار دلار بود. سازندگان امیدوار بودند فروش واحدها، هزینه ادامه ساخت را تأمین کند. مدتی نیز به نظر میرسید پروژه موفق خواهد شد، اما با افزایش هزینهها، مشکلات مالی شرکت سازنده و اختلافات حقوقی، اوضاع تغییر کرد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده در سال ۲۰۲۵، از ۷۳۲ ویلای برنامهریزیشده، سازه اولیه ۵۸۷ واحد ساخته شده بود و ساخت ۱۴۵ واحد دیگر اصلاً آغاز نشده بود. این آمار نشان میدهد آنچه از دور یک شهر تقریباً کامل به نظر میرسد، در واقع مجموعهای از ساختمانهای ناتمام است که بسیاری از آنها تأسیسات و تجهیزات داخلی ندارند.
مشکلات پروژه فقط به کمبود سرمایه محدود نماند. وضعیت مالکیت واحدها، اختلافات خریداران با سازندگان، پروندههای قضایی و مشکلات مربوط به مجوزها نیز به پیچیدهتر شدن ماجرا کمک کردند. پروژه وارد فرایندهای حقوقی و مدیریتی شد و سرنوشت آن در هالهای از ابهام قرار گرفت.
نکته جالب اینکه برج الباباس از نظر ظاهری یکی از عجیبترین پروژههای نیمهکاره جهان است. صدها برج کوچک در ردیفهای تقریباً منظم کنار هم قرار دارند، اما خیابانها و ساختمانها نشانی از زندگی روزمره ندارند.
به گزارش Architectural Digest در ژوئیه ۲۰۲۶، پروژه همچنان متوقف بود و پروندههای حقوقی مرتبط با آن ادامه داشت. بنابراین هنوز نمیتوان گفت این مجموعه هرگز تکمیل نخواهد شد، ولی رؤیای اولیه ساخت یک شهرک مجلل تاکنون محقق نشده است.
۳. برج ساتورن یونیک تایلند؛ ساختمانی که بحران اقتصادی آن را به برج ارواح تبدیل کرد
در بانکوک، شهری پر از آسمانخراشهای مدرن، یک ساختمان بلند بتنی وجود دارد که دهههاست تکمیل نشده است. پنجرههای خالی، بالکنهای فرسوده و طبقات بدون استفاده، باعث شدهاند مردم محلی به آن لقب «برج ارواح» بدهند.
ساخت برج ساتورن یونیک (Sathorn Unique Tower) در سال ۱۹۹۰ آغاز شد. قرار بود این ساختمان حدود ۴۷ تا ۴۹ طبقه، مجموعهای لوکس از واحدهای مسکونی باشد؛ آپارتمانهایی مخصوص خانوادههای مرفهی که میخواستند در یکی از مناطق رو به توسعه بانکوک زندگی کنند.
در دهه ۱۹۹۰، بازار املاک تایلند با سرعت زیادی رشد میکرد. شرکتهای ساختمانی و سرمایهگذاران تصور میکردند تقاضا برای آپارتمانهای لوکس همچنان افزایش خواهد یافت. بانکها نیز منابع مالی قابلتوجهی در اختیار پروژههای ساختمانی قرار میدادند.
اما در سال ۱۹۹۷ بحران مالی آسیا از تایلند آغاز شد. ارزش پول ملی سقوط کرد، شرکتهای مالی با مشکلات جدی روبهرو شدند و بازار املاک ناگهان بخش زیادی از سرمایه و مشتریان خود را از دست داد.
در زمان توقف ساخت ساتورن یونیک، بخش عمده سازه تکمیل شده بود. بعضی برآوردها میزان پیشرفت پروژه را حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد ذکر میکنند. با وجود این، تأمین پول موردنیاز برای تکمیل تأسیسات و آمادهسازی آپارتمانها امکانپذیر نشد.
در سالهای بعد، بسیاری از ساختمانهای نیمهکاره بانکوک با ورود سرمایهگذاران جدید دوباره تکمیل شدند، اما ساتورن یونیک همچنان در همان وضعیت باقی ماند. اختلافات حقوقی و دشواری تأمین سرمایه جدید نیز در این وضعیت نقش داشتند.
برج ساتورن یونیک اکنون بیشتر به خاطر ظاهر عجیبش شناخته میشود. عکاسان و ماجراجویان شهری در سالهای گذشته تلاش کردهاند از فضای داخلی آن تصویربرداری کنند، اما ورود عمومی به ساختمان ممنوع است. سازههای ناتمام، حفرههای موجود در طبقات و احتمال ریزش مصالح، بازدید غیرمجاز را بسیار خطرناک میکنند.
این برج یادگار دورهای است که رشد سریع اقتصادی، سرمایهگذاران را به ساخت پروژههای عظیم تشویق کرد، اما یک بحران مالی کافی بود تا همه برنامهها متوقف شوند.
۴. گلدین فایننس ۱۱۷ چین؛ آسمانخراشی ۵۹۶ متری که پس از یک دهه دوباره جان گرفت
شهر تیانجین چین میزبان یکی از بلندترین ساختمانهای نیمهتمام جهان است؛ برجی با ارتفاع نزدیک به ۶۰۰ متر که سالها بدون استفاده باقی ماند. گلدین فایننس ۱۱۷ به دلیل شکل خاص بخش بالایی خود، لقب «عصای راهرفتن» را نیز گرفته است.
ساخت این برج در سال ۲۰۰۸ آغاز شد؛ زمانی که اقتصاد چین با سرعت زیادی رشد میکرد و رقابت بر سر ساخت آسمانخراشهای عظیم به اوج رسیده بود. قرار بود گلدین فایننس ۱۱۷ بخشی از یک مجموعه تجاری و مالی گسترده باشد و دفترهای اداری، هتل و فضاهای لوکس را در خود جای دهد.
طراحی ساختمان برای رسیدن به ارتفاع ۵۹۶ متر انجام شده بود. چنین ارتفاعی به معنای اجرای پروژهای بسیار پیچیده است. سازندگان باید وزن عظیم ساختمان، فشار باد، سیستمهای آسانسور و تجهیزات ایمنی را با دقت محاسبه میکردند.
اما مشکلات مالی شرکت توسعهدهنده و تغییر شرایط بازار املاک چین، ادامه ساخت را دشوار کرد. اسکلت اصلی ساختمان به ارتفاع نهایی رسید، ولی تکمیل بخشهای داخلی و تأسیسات آن متوقف شد.
برای سالها، گلدین ۱۱۷ یکی از شناختهشدهترین نمادهای بحران پروژههای ساختمانی بزرگ چین بود. ساختمانی که تقریباً تا آسمان بالا رفته بود، اما عملاً هیچ استفادهای نداشت.
با این حال، برخلاف بسیاری از سازههای این فهرست، داستان این برج در سال ۲۰۲۵ وارد مرحله تازهای شد. با مشارکت سرمایهگذاران وابسته به دولت، عملیات ساختمانی دوباره آغاز شد.
در مارس ۲۰۲۶، نصب قطعات سازهای بخش تاج الماسیشکل برج پیشرفت مهمی به حساب میآمد. گزارشهای منتشرشده در آوریل همان سال نشان میدادند که پس از سالها توقف، تکمیل پروژه جدیتر از قبل دنبال میشود.
نکته مهم این است که گلدین ۱۱۷ را دیگر نباید صرفاً یک آسمانخراش متروکه دانست. این برج نمونهای از پروژههای عظیمی است که پس از توقف طولانی، فرصت دوبارهای برای تکمیل پیدا کردهاند. البته ازسرگیری ساخت با افتتاح و بهرهبرداری کامل تفاوت دارد.
۵. برج داوود ونزوئلا؛ آسمانخراشی نیمهتمام که هزاران نفر در آن خانه ساختند
در شهر کاراکاس، پایتخت ونزوئلا، ساختمان نیمهتمامی وجود دارد که داستان آن با بیشتر پروژههای شکستخورده ساختمانی متفاوت است. این برج قرار بود مرکز فعالیتهای مالی و اداری باشد، اما بعدها به محل زندگی هزاران نفر تبدیل شد؛ آن هم در شرایطی که بسیاری از طبقات، تجهیزات و امکانات ضروری یک ساختمان مسکونی را نداشتند.
ساخت مجموعه توره د داوید (Torre de David) در اواخر دهه ۱۹۸۰ آغاز شد. برج اصلی حدود ۴۵ طبقه و نزدیک به ۱۹۰ متر ارتفاع داشت و قرار بود بخشی از یک مرکز مالی بزرگ باشد.
اما در سال ۱۹۹۳، دیوید برییمبورگ، سرمایهگذار اصلی پروژه، درگذشت. یک سال بعد نیز بحران بانکی ونزوئلا اقتصاد کشور را تحت فشار قرار داد و ادامه تأمین مالی پروژه دشوار شد.
ساختمان به همان شکل نیمهکاره باقی ماند. بسیاری از پنجرهها نصب نشده بودند، آسانسورها عملکرد عادی نداشتند و طبقات بالا هنوز برای استفاده روزمره آماده نبودند.
سالها بعد، بحران مسکن در کاراکاس باعث شد گروهی از خانوادههای کمدرآمد به ساختمان وارد شوند. بهتدریج تعداد ساکنان افزایش یافت و بخشهای مختلف برج به یک محله عمودی تبدیل شدند.
ساکنان تلاش کردند امکانات اولیه زندگی را فراهم کنند. داخل ساختمان فروشگاههای کوچک، محل تجمع، فضاهای مذهبی و واحدهای مسکونی موقت شکل گرفت. برخی خانوادهها دیوارهایی برای جدا کردن خانههای خود ساختند و مسیرهای داخلی را متناسب با نیازشان تغییر دادند.
اما زندگی در چنین ساختمانی خطرات جدی داشت. در بسیاری از طبقات حفاظ مناسب وجود نداشت و دسترسی به بخشهای بالایی بسیار دشوار بود. نبود تأسیسات استاندارد و خطر سقوط از ارتفاع، شرایط را پیچیده میکرد.
در سال ۲۰۱۴، دولت ونزوئلا برنامه انتقال ساکنان برج به واحدهای مسکونی دیگر را آغاز کرد. به این ترتیب، دورهای که برج داوود بهعنوان یکی از معروفترین سکونتگاههای عمودی غیررسمی جهان شناخته میشد، پایان یافت.
اهمیت این سازه فقط به نیمهکاره ماندن آن مربوط نیست. برج داوود نشان داد که حتی یک پروژه شکستخورده تجاری هم ممکن است، در شرایط کمبود مسکن، کاربردی پیدا کند که سازندگان اولیه هرگز تصور نمیکردند.
۶. اوشنواید پلازای آمریکا؛ برجهای میلیارددلاری که بوم نقاشی شدند
در مرکز لسآنجلس، درست در نزدیکی مجموعه ورزشی کریپتو داتکام آرنا، سه برج مرتفع قرار دارند که نمای آنها با نقاشیهای دیواری و نوشتههای رنگارنگ پوشیده شده است. این ساختمانها قرار بود بخشی از یک پروژه لوکس شامل هتل، آپارتمانهای گرانقیمت و مراکز خرید باشند، اما برای سالها به یکی از مشهورترین پروژههای نیمهتمام آمریکا تبدیل شدند.
پروژه اوشنواید پلازا (Oceanwide Plaza) با سرمایهگذاری شرکت چینی Oceanwide Holdings آغاز شد. مجموعه قرار بود سه برج بلند، واحدهای مسکونی لوکس، هتل و فضاهای تجاری را در قلب لسآنجلس ایجاد کند.
ساخت مجموعه پیشرفت قابلتوجهی داشت، اما در سال ۲۰۱۹ فعالیت ساختمانی متوقف شد. مشکلات مالی سرمایهگذار و محدودیتهای جریان سرمایه، باعث شدند منابع کافی برای تکمیل پروژه وجود نداشته باشد.
تا آن زمان، حدود ۱.۲ میلیارد دلار در پروژه هزینه شده بود. با این وجود، برجها هنوز برای سکونت یا فعالیت تجاری آماده نبودند. تجهیزات داخلی، فضاهای عمومی و قسمتهایی از تأسیسات به کار بیشتری نیاز داشتند.
در اوایل سال ۲۰۲۴، گروههایی از نقاشان گرافیتی به ساختمانهای نیمهتمام وارد شدند و دیوارها و طبقات آنها را با نوشتههای رنگی پوشاندند. تصاویر برجهایی که دهها طبقه از نمای آنها پر از گرافیتی شده بود، در رسانهها و شبکههای اجتماعی بازتاب زیادی پیدا کرد.
این اتفاق توجه عمومی را به پروژه جلب کرد، اما همزمان مشکلات تازهای به وجود آورد. پاکسازی نما، تأمین امنیت ساختمانها و بررسی سلامت سازه، هزینههای اضافی ایجاد کرد.
با این حال، داستان اوشنواید پلازا هنوز تمام نشده است. در ژوئیه ۲۰۲۶، توافقات قضایی و مالی راه را برای فروش مجموعه و آغاز پاکسازی گرافیتیها باز کرد. مقامهای لسآنجلس نیز از تلاش برای احیای پروژه خبر دادند.
به گزارش CBS لسآنجلس، عملیات پاکسازی نما در همان ماه آغاز شد. بنابراین هرچند اوشنواید پلازا همچنان یک پروژه تکمیلنشده است، اما دیگر نمیتوان آن را ساختمانی دانست که هیچ اقدامی برای نجاتش انجام نمیشود.
این پروژه نمونه روشنی از هزینههای پنهان توقف ساختوساز است. وقتی ساختمانی چندین سال رها میشود، هزینه تکمیل آن فقط شامل ادامه عملیات قبلی نیست؛ نگهداری سازه، رفع آسیبها، تأمین ایمنی و تطبیق با مقررات جدید نیز میتوانند بودجه زیادی بخواهند.
۷. فارست سیتی مالزی؛ شهری ۱۰۰ میلیارد دلاری که ساکنانش از راه نرسیدند
در جنوب مالزی و در نزدیکی مرز سنگاپور، مجموعهای از برجهای مسکونی بلند ساخته شده که قرار بود بخشی از یکی از بزرگترین شهرهای جدید آسیا باشند. فارست سیتی (Forest City) از نظر ظاهری با دیگر سازههای این فهرست تفاوت دارد؛ زیرا برخی ساختمانهای آن تکمیل شدهاند و حتی ساکن دارند، اما بخش بزرگی از چشمانداز اولیه پروژه هنوز محقق نشده است.
این مجموعه در سال ۲۰۱۶ با تبلیغات گسترده معرفی شد. شرکتهای توسعهدهنده قصد داشتند با استفاده از زمینهای احیاشده در کنار دریا، یک شهر مدرن با برجهای مسکونی، مراکز تجاری، امکانات تفریحی و زیرساختهای هوشمند ایجاد کنند.
برآورد ارزش کل طرح به حدود ۱۰۰ میلیارد دلار میرسید. قرار بود در نهایت صدها هزار نفر در فارست سیتی زندگی کنند و نزدیکی آن به سنگاپور، سرمایهگذاران خارجی را جذب کند.
اما از همان سالهای نخست، پروژه با چالشهایی مواجه شد. محدودیتهای مربوط به سرمایهگذاری خارجی، تغییر شرایط بازار مسکن چین، مشکلات مالی توسعهدهندگان و همهگیری کرونا، فروش واحدهای مسکونی و سرعت توسعه را تحت تأثیر قرار دادند.
یکی از مشکلات اصلی این بود که بسیاری از واحدها بهعنوان دارایی سرمایهگذاری فروخته میشدند، نه لزوماً خانهای برای زندگی دائمی. در نتیجه، حتی ساختمانهایی که آماده استفاده بودند نیز جمعیت قابلتوجهی نداشتند.
بر اساس گزارش BBC در اوت ۲۰۲۶، جمعیت ساکن مجموعه بسیار کمتر از ظرفیت برنامهریزیشده بود؛ کمتر از یک درصد جمعیت هدف ۷۰۰ هزار نفری در برخی برآوردها. این در حالی است که برجها و زیرساختهای متعددی در منطقه ساخته شدهاند.
با وجود این، استفاده از عنوان «شهر کاملاً متروکه» برای فارست سیتی دقیق نیست. این مجموعه همچنان فعالیت اقتصادی و ساکنان محدود دارد و مقامهای مالزی برای احیای آن از طرحهایی مانند ایجاد منطقه ویژه مالی و جذب سرمایهگذاران جدید استفاده میکنند.
در سپتامبر ۲۰۲۶، گزارش Channel News Asia نیز نشان داد که تلاشها برای احیای این مجموعه ادامه دارد، هرچند مشکلات تازهای بر سر راه بازگشت رونق اقتصادی آن قرار گرفته است.
فارست سیتی نمونه پروژهای است که ساختوساز در آن جلوتر از تقاضای واقعی حرکت کرد. صدها هزار مترمربع ساختمان میتوان ساخت، اما شکلگیری یک شهر زنده به حضور ساکنان، فرصتهای شغلی، خدمات عمومی و اقتصاد پایدار نیاز دارد.
۸. شیکاگو اسپایر؛ آسمانخراش ۶۱۰ متری که فقط یک حفره از آن باقی ماند
در شیکاگو، شهری که به معماری بلندمرتبه و آسمانخراشهای مشهورش شناخته میشود، پروژهای قرار بود رکوردهای تازهای ثبت کند. شیکاگو اسپایر (Chicago Spire) یک آسمانخراش مارپیچی عظیم بود که اگر ساخته میشد، ارتفاع آن به حدود ۶۱۰ متر میرسید و یکی از بلندترین ساختمانهای آمریکا محسوب میشد.
طراحی این برج بر عهده سانتیاگو کالاتراوا، معمار مشهور اسپانیایی، بود. طرح ساختمان شکلی مارپیچی داشت و نمای آن در طول ارتفاع بهآرامی میچرخید؛ فرمی که قرار بود به یکی از نمادهای جدید معماری شیکاگو تبدیل شود.
ساخت پروژه در سال ۲۰۰۷ آغاز شد و برنامه این بود که برج حدود ۱۵۰ طبقه داشته باشد. اما درست زمانی که عملیات ابتدایی ساخت در جریان بود، بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ از راه رسید.
بازار مسکن آمریکا سقوط کرد، تأمین اعتبار دشوار شد و پروژههایی که به فروش واحدهای گرانقیمت وابسته بودند، با مشکلات جدی مواجه شدند. شیکاگو اسپایر نیز نتوانست منابع مالی موردنیاز را تأمین کند و عملیات ساختمانی متوقف شد.
اما برخلاف برجهای دیگر این مقاله، شیکاگو اسپایر حتی به مرحله ساخت طبقات نرسیده بود. مهمترین چیزی که از آن باقی ماند، یک گودبرداری عظیم دایرهای بود؛ حفرهای با عمق حدود ۲۳ متر که در نزدیکی رودخانه شیکاگو قرار داشت.
این گودال برای سالها به نمادی از بحران مالی و رؤیاهای شکستخورده بازار املاک تبدیل شد. در منطقهای که آسمانخراشهای گرانقیمت در اطراف آن قرار داشتند، زمینی خالی دیده میشد که قرار بود روزی یکی از بلندترین ساختمانهای دنیا روی آن ساخته شود.
سرانجام طرح شیکاگو اسپایر کنار گذاشته شد و زمین پروژه در اختیار توسعهدهندگان جدید قرار گرفت. در سال ۲۰۲۴، ساخت مجموعه مسکونی دیگری با نام 400 Lake Shore در همان محل آغاز شد و از بخشهایی از زیرساخت قدیمی استفاده شد.
بنابراین شیکاگو اسپایر دیگر پروژهای نیست که منتظر تکمیل آن باشیم. این طرح به شکل اولیه خود هرگز ساخته نشد و جای آن را پروژه دیگری گرفت.
داستان شیکاگو اسپایر یادآور این واقعیت است که حتی اگر طراحی یک ساختمان فوقالعاده باشد و معمار مشهوری پشت آن قرار داشته باشد، بدون پشتوانه مالی پایدار، رؤیای ساخت میتواند پیش از رسیدن به طبقه اول متوقف شود.
نظرات کاربران