هفته دهم رقابتهای لیگ برتر با برگزاری یک دیدار، امروز، پنجشنبه ۳۰ مهرماه آغاز گردید. تیم تراکتور، بهعنوان تیم دوم جدول که در هفته گذشته حاضر به انجام بازی با ملوان در انزلی نشد، امروز در خانه خود و در شرایطی جنجالی که همگان از آن مطلعاند، میزبان صنعت نفت آبادان بود. تیمی که با هدایت محمد نوری تا پایان هفته هشتم نتوانسته بود حتی یک پیروزی کسب کند و در قعر جدول جا خوش کرده بود و پس از شکست در برابر پرسپولیس، تصمیم به تغییر سرمربی گرفت.
سیروس پورموسوی بهعنوان جانشین نوری، در نخستین چالش خود در هفته نهم موفق شد آلومینیوم را با نتیجه ۲-۱ شکست دهد و با این پیروزی نخستین، تیم را به ۷ امتیاز رسانده و تا جایگاه شانزدهم جدول صعود نماید. با این حال، بهخوبی میدانیم که با این رتبه نیز در پایان فصل، تیم محبوب آبادان با خطر سقوط مواجه خواهد بود و امیدواریم چنین موضوعی رخ ندهد چون هنوز فرصتهای زیادی تا پایان فصل باقیمانده است.
اما نکته حائز اهمیت این است که جواد نکونام در تقابل با تیم قعرنشین، آن هم در تبریز و در مسابقهای که بهطور معمول امتیازش را میبایست تیم مدعی تراکتور بهراحتی تصاحب میکرد، تیمش را با همان شیوهای به میدان فرستاد که در آخرین نمایش پیش از این مسابقه -در لیگ نخبگان آسیا برابر الشمال- به کار گرفته بود! بهعبارتی دیگر، با ۵ بازیکن در خط دفاع!
در اینجا نیازی به بررسی دو تغییر ترکیب تراکتور نسبت به آن دیدار و ورود سعید کریم آذر به ترکیب بهجای زکی پور یا بازگشت علیرضا بیرانوند به ترکیب -که به سرعت دچار مصدومیت شد و پارسا جعفری دوباره وارد زمین شد- نیست و نکته اصلی در مورد نوع بازی و احتیاط تیم نکونام است.
این سوال مطرح میشود که تراکتور، تیمی که در کنار پرسپولیس در رقابتهای صدر جدول با آن همه ستاره گرانقیمت که هزینه نگهداری هرکدام از آنها به اندازه کل بودجه فصل صنعت نفت آبادان است، اگر در خانه و با حمایت هواداران نتواند بر قعرنشین لیگ غلبه کند، پس کی و کجا میتواند پیروز شود؟ یا بهتر بگوییم، جواد نکونام چه زمانی میخواهد تیم خود را برای بازیهای هجومی و پیروزی آماده کند و به میدان بفرستد؟!
ما به نتیجه این بازی اعتنایی نداریم، چراکه مشکل تراکتور به مکان برگزاری مسابقه، عنوان آن یا نام حریف مربوط نمیشود. تراکتوری که پیش از شروع فصل با استناد به این موضوع که این تیم باید در تمامی رقابتها سرنوشتی مدعیانه داشته باشد و برای قهرمانی بجنگد، محمد ربیعی را برکنار کرد، چگونه اکنون به سراغ مربی رفته است که به سبک فوتبال دفاعی و فلسفه احتیاط در بهثمر رساندن پیروزیهای تیم وفادار است؟!
تیمی که مدیریت آن با این استدلال که میلیونها هوادار دارد و زیبایی بازی برای آنها از نتیجهگرایی مهمتر است، به چه گونهای میتواند تماشاگر نمایشهای تیم نکونام را تا پایان فصل تاب بیاورد؟ روایت تکراری هر دیدار با هر حریف و در هر رقابت؛ ۶۰ دقیقه دفاع و در ادامه استفاده از اشتباهات رقیب و حوادث مسابقه برای به ثمر رساندن یک گل، و سپس اداره بازی برای حفظ سه امتیاز با حداقل اقتضاء!
سوال دیگری این است که اگر حریف، مانند پرسپولیس، مرتکب اشتباهات مرگبار نشود، چه خواهد شد؟ یا اگر مانند شباب الاهلی موفق به گلزنی شود و گل نخورده باقی بماند چه؟ تا چه زمانی میتوان با ایجاد حواشی، مصاحبه و فرافکنیها، توجهات را از مشکل اصلی منحرف کرد؟
بیشتر بخوانید: تراکتور ۳ - صنعت نفت ۰/ برد مهم پس از هفته جنجالی
نظرات کاربران