زیبا شرافتی در گفتگو با ایسنا، درباره تأثیرات کمرویی در محیط کار که میتواند مانع پیشرفت شغلی افراد شود، اظهار داشت: یکی از معضلاتی که کمرویی در محل کار ایجاد میکند این است که بسیاری اوقات توانمندی واقعی یک شخص شناخته نمیشود. ممکن است فردی به شدت با استعداد، ایدههای خلاقانه و تخصص بالایی داشته باشد، اما در جلسات سکوت کند، نظری ارائه ندهد یا حتی برای تقاضای یک شغل مناسب تلاشی نکند. در چنین حالتی، دیگران ممکن است تصور کنند این فرد انگیزه یا قابلیت لازم را ندارد، در حالی که واقعیت کاملاً برعکس است.
این روانشناس اضافه کرد: هدف ما نیست که تمامی افراد را به شخصیتهای بسیار برونگرا تبدیل کنیم. هدف این است که هر فرد بتواند توانمندیهای خود را به صورت مؤثر به نمایش بگذارد، به این معنا که اگر لازم است در جلسه صحبت کند، قادر باشد این کار را انجام دهد؛ اگر ایدهای دارد، آن را بیان کند و در صورت نیاز، از حقوق خود دفاع کند؛ حتی اگر درونش احساس اضطراب کند.
وی با اشاره به اینکه بزرگترین مانع ذهنی برای افراد کمرو ترس از قضاوت و ارزیابی منفی دیگران است، گفت: فرد ممکن است همواره با خود فکر کند «نکند حرف عجیبی بزنم؟» یا «نکند صدایم بلرزد؟»، «نکند دیگران متوجه اضطراب من شوند؟» و ... . گاه حتی قبل از ورود به یک جمع، بارها در ذهن خود مکالمات را مرور میکند. مشکل این است که به جای تمرکز روی برقراری ارتباط، خود را تحت نظر دارد و مثلاً به صدایش، حالت چهرهاش یا واکنش دیگران توجه میکند.
شرافتی تأکید کرد: یکی از اهداف کلیدی درمان این است که توجه فرد از «من چگونه به نظر میرسم؟» به «چگونه میتوانم در این ارتباط مؤثر باشم؟» منتقل شود.
این روانشناس تصریح کرد که کمرویی ممکن است با کمالگرایی پیوند داشته باشد و گفت: در برخی افراد این ارتباط به وضوح قابل مشاهده است. فرد کمالگرا ممکن است احساس کند که برای صحبت کردن باید حتماً چیزی بسیار هوشمندانه بگوید و اجازه نداشته باشد که اشتباه کند یا کسی متوجه نقاط ضعف او شود. به همین دلیل، به جای اینکه بگوید «میتوانم صحبت کنم و در صورت اشتباه، مشکلی نیست»، با خود میگوید «اگر قرار باشد کامل نباشم، بهتر است اصلاً صحبت نکنم.» در اینجا، کمالگرایی میتواند به اجتناب اجتماعی منجر شود.
شرافتی افزود: یکی از نکات مهم در درمان این است که فرد به تدریج بپذیرد که ارتباط مؤثر با ارتباط بینقص تفاوت دارد. ما برای انسان بودن لازم نیست همواره بهترین جملهها را بگوییم یا هیچگاه اشتباه نکنیم.
وی درباره مواجهه تدریجی با کاهش کمرویی اظهار داشت: مواجهه تدریجی یکی از تکنیکهای کلیدی در درمان شناختی-رفتاری است، اما یک سوءتفاهم در این باره وجود دارد. مواجهه به معنای این نیست که فرد را به زور در سختترین شرایط قرار دهیم. نه، این طور نیست. در مواجهه اصولی، ابتدا موقعیتهای ترسناک فرد شناسایی میشوند و معمولاً از موقعیتهای سادهتر آغاز میکنیم. برای فردی ممکن است اولین قدم تنها سلام کردن به یک فرد آشنا باشد. مرحله بعدی پرسیدن یک سؤال ساده، سپس شروع گفتوگویی کوتاه و در مراحل بالاتر صحبت کردن در جمع باشد.
این روانشناس تأکید کرد: نکته مهم این است که فرد به تدریج تجربه کند که «میتوانم اضطرابم را تحمل کنم و از عهده این موقعیت بربیایم». رها کردن ناگهانی فرد در سختترین موقعیت، بدون آمادگی و بیتوجه به شرایط او با مواجهه درمانی اصولی متفاوت است.
اجتناب از برچسبزنی به عنوان خجالتی بودن فرزند
وی ادامه داد: یکی از مهمترین اقداماتی که والدین باید از آن خودداری کنند، برچسبزنی به فرزندانشان است. وقتی والدین در جمع دیگران میگویند «فرزند من خیلی خجالتی است» یا «اصلاً نمیداند چطور با کسی صحبت کند»، ممکن است کودک به مرور زمان این عبارت را بخشی از شناخت خود تلقی کند. همچنین، والدین نباید کودک را تحقیر کنند یا مجبور به رفتارهایی مانند «چرا سلام نمیکنی؟» یا «برو حرف بزن، این کار که سخت نیست!» کنند. در عوض، حمایت بیش از حد نیز مناسب نیست؛ به عنوان مثال، جواب دادن به جای کودک یا محافظت از او در برابر هر موقعیت اجتماعی. رویکردی که معمولاً مؤثرتر است پذیرش همراه با تشویق تدریجی است، بدین معنا که والدین بگویند «میدانم شاید این برایت کمی سخت باشد، اما بیا این بار خودت سلام کن»، کودک باید احساس امنیت کند و همزمان فرصت تجربه و یادگیری داشته باشد.
شرافتی افزود: در روند درمان، هم بر روی افکار و باورهای ناکارآمد کار میکنیم و هم بر رفتار، از جمله آموزش مهارتهای ارتباطی، تمرین ابراز وجود و مواجهه تدریجی با موقعیتهای اجتماعی؛ در واقع فرد باید یاد بگیرد که هم به طرز متفاوتی فکر کند و هم عمل کند.
این روانشناس با بیان اینکه در دنیای امروز که رقابت برای دیدهشدن بسیار زیاد است، کمرویی یک «نقطه ضعف مطلق» به شمار نمیرود، خاطرنشان کرد: نباید کمرویی را به عنوان یک ویژگی کاملاً منفی تلقی کنیم. افرادی که گهگاه کمتر در گفتوگوها شرکت میکنند، معمولاً شنوندگان خوبی هستند، با دقت بیشتری مشاهده میکنند و قبل از صحبت بیشتر تأمل میکنند. این خصوصیات میتواند در بسیاری از روابط و حتی مشاغل ارزشمند و مفید باشد.
شرافتی ادامه داد: این مشکل زمانی آغاز میشود که کمرویی اختیار فرد را از او سلب کند. اگر فرد تمایل به صحبت کردن داشته باشد اما نتواند، یا بخواهد رابطهای را شروع کند اما از ترس عقبنشینی کند، یا اگر ایدهای داشته باشد اما قادر به بیان آن نباشد و به خاطر ترس از قضاوت فرصتهای مهم زندگی را از دست بدهد، در این صورت کمرویی به یک مشکل جدی تبدیل میشود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: بنابراین هدف ما این نیست که همه انسانها را اجتماعی و برونگرا کنیم. بلکه هدف این است که فرد آزادی و اختیاری در انتخاب داشته باشد، به این معنا که اگر خواست سکوت کند، خودش این انتخاب را داشته باشد و اگر خواست صحبت کند، ترس نباید مانع او شود.
انتهای پیام
نظرات کاربران