مغز انسان به طور مداوم اطلاعات حسی را از محیط خود جمع‌آوری و پردازش می‌کند تا تصویر سازی از واقعیت به‌دست آورد. این تصویر ذهنی ممکن است با آنچه در واقعیت عینی وجود دارد، اختلافات زمختی داشته باشد. فیزیک‌دانان و فلاسفه از دیرباز در حال مباحثه درباره این شکاف میان ادراک حسی و واقعیت نهایی هستند.

دیدگاه مایک فالوز: واقعیت، ادراک و آگاهی

مایک فالوز، پژوهشگر، معتقد است که ما درک درستی از چگونگی واقعیت جهان نداریم. آنچه را که می‌بینیم، تنها تفسیر مغز از سیگنال‌های الکتروشیمیایی است که پس از برخورد نور با شبکیه به‌وجود می‌آید و دلیلی وجود ندارد که تصور کنیم ادراک ما، نمایی نهایی و قطعی از واقعیت را ارائه می‌دهد. از این رو، سؤال از اینکه واقعیت مستقل از ناظر چگونه می‌نماید، ممکن است در واقع پرسشی نادرست باشد؛ زیرا ویژگی‌های جهان تنها در لحظه‌ای که دنیای فیزیکی با چیزی که قابلیت تجربه را دارا باشد، تعامل می‌کند، ظهور می‌یابند. به عنوان نمونه، خفاش‌ها دنیایی را عمدتاً با استفاده از پژواک‌سنجی می‌سازند، در حالی که پرندگان و زنبورها قادر به دیدن طول موج‌هایی هستند که برای ما غیرقابل مشاهده‌اند.

حتی حس لامسه به نوعی تجربه محسوب می‌شود. برای مثال، یک میز به‌ظاهر محکم به نظر می‌رسد، اما در حقیقت از طرفی اتم‌ها بیشتر فضای خالی را تشکیل می‌دهند. آنچه مانع از عبور دست شما از میز می‌شود، ترکیبی از نیروهای الکترومغناطیسی و اثرات کوانتومی، از جمله اصل طرد پائولی است. این نیروهای فیزیکی واقعی به‌حساب می‌آیند و احساس صلابت، نحوه تجربه ما از آن‌هاست.

این موضوع به نظریه‌ای عمیق‌تر درباره آگاهی می‌انجامد. هر آنچه که از واقعیت می‌دانیم، در نهایت از طریق تجربه آگاهانه به ما منتقل می‌شود. ما هرگز نمی‌توانیم به دلایلی از آگاهی خود فرار کنیم تا ادراک خود را با نسخه‌ای عینی از واقعیت (اگر چنین چیزی وجود داشته باشد) مقایسه کنیم. این تفکر، به‌مرور منتهی به سولیپسیسم (ایده‌ای که تنها چیزی که با قطعیت می‌دانیم، وجود تجربه است) می‌شود. گرچه دلایل قابل قبولی وجود دارد که موجب ایمان به وجود جهان خارجی و ذهن‌های دیگر می‌شود، اما هر دو در نهایت از طریق تجربه قابل استنباط هستند.

دیدگاه وینسنت موریسی: جهان واقعی و شبیه‌سازی مغز

وینسنت موریسی، نیز بر این باور است که بسیاری از افراد به وجود دو جهان اعتقاد دارند: شبیه‌سازی در مغز ما و جهان واقعی. شبیه‌سازی براساس ورودی‌های حسی ما شکل می‌گیرد و هر فرد به دلیل عوامل گوناگون، از جمله وضعیت روحی و عاطفی خود، تجربه‌ای خاص و منحصربه‌فرد از دنیا خواهد داشت.

او بر این عقیده است که جهان واقعی تنها زمانی می‌تواند به واقعیتی خاص تبدیل شود که از منظر یک ناظر تحمیل شده باشد. این جهان از میدان‌های نیرو و حالت‌های گذرا تشکیل می‌شود؛ عناصری که ممکن است در دنیای شبیه‌سازی‌شده خود نادیده بگیریم. در جهان واقعی، هیچ چیز دارای مرزهای ثابت نیست و احتمالاً عمق‌ها و جنبه‌های نهفته‌ای در درون جهان‌های دیگر وجود دارند.

جهان