ین نوازنده‌ی قهار کمانچه، سال‌هاست در ایران برنامه‌ای نداشته و کنسرتش می‌توانست اتفاق مهمی در عرصه‌ی موسیقی کشور باشد که حال از آن محروم شده‌ایم؛ به خصوص اینکه کلهر در گفت‌وگو با سایت «موسیقی ما» به این مسأله اشاره کرد که دیگر در ایران به اجرای برنامه نخواهد پرداخت.

از سوی دیگر، اتفاقاتی از این دست نوعی آشفتگی فرهنگی و ناامنی برای موزیسین‌ها و موسیقی‌دوستان به وجود آورده است. برای بررسی این موضوع با «حسین نوش‌آبادی» -سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- گفت‌وگو کرده‌ایم:


* آقای نوش‌آبادی! به طور حتم در جریان اتفاقی که برای کنسرت آقای کلهر رخ داد، هستید. ایشان در اظهارنظری در این خصوص گفته که دیگر در ایران حاضر به برگزاری کنسرت نیست؛ این در حالی است که آقای شجریان هم محروم از برگزاری برنامه‌ی زنده در کشور خودشان هستند. یعنی موسیقی ایران، سهم بزرگی از حضور اساتید خود را از دست داده است. به عنوان اولین سوال، لطفاً تحلیل‌تان از این اتفاقات را بگویید؟‌

به هر حال تا زمانی که این ناهماهنگی‌ها وجود دارد و برخوردها سلیقه‌ی است و هر کس می‌تواند برداشت‌های خودش را درباره‌ی موضوعات داشته باشد و بر اساس ذهنیت خودش رفتار کند، مشکلاتی از این دست به وجود خواهد آمد و یک برنامه‌ی هنری که مجوزهای لازم را دریافت کرده، به بهانه‌های غیرمنطقی لغو شود. برگزاری بسیاری از کنسرت‌ها که در این ماه‌ها لغو شده، ‌نه خلاف قانون بوده و نه خلاف مسائل شرعی؛ اما متأسفانه کسانی برداشت‌های دیگری از ماجرا دارند و حتی فکر می‌کنند، لغو کردن برنامه‌های اجراهای زنده «وظیفه‌»شان است. به همین خاطر است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، این روزها تحت فشار بسیار زیادی است. به طور طبیعی، وظیفه‌ی رسمی و قانونی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نظارت بر فعالیت‌های هنری و تلاش برای اعتلای فرهنگ و هنر کشور است؛ حال زمانی که اتفاقاتی از این دست رخ می‌دهد، وظایف قانونی این نهاد با مشکلات بسیار زیادی مواجه می‌شود و در نتیجه اتفاقاتی رخ می‌دهد که هم هنرمندان،‌ هم فرهنگ و هم وزارت ارشاد با مشکلات متعددی روبه‌رو خواهند شد.


* اصلاً اداره‌ی اماکن که در همین یکی دو هفته‌ی گذشته، دو برنامه‌‌ی موسیقی –گروه جیپسی کینگز فامیلی و کیهان کلهر و بروکلین رایدر- را لغو کرد، چنین اختیار قانونی را دارد؟‌

نه، این اقدامات توجیه قانونی ندارد. ما هم از این اتفاقات متأسفیم. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به‌هیچ‌وجه موافق حرکاتی از این دست نیست. دوستان هم اگر اندکی تأمل بیشتری به خرج دهند، متوجه خواهند شد که این اقدامات به طور حتم به ضرر جامعه است و بازخوردهای منفی بسیاری را به وجود خواهد آورد.


* اما به نظر می‌رسد موسیقی ایران این روزها از سیاست «یک بام و دو هوا» آسیب جدی‌ای خورده است. از یک طرف، وزارت ارشاد مجوز برگزاری برنامه را می‌دهد و از سوی دیگر اداره‌ی اماکن یا ارشاد شهرستان‌ها مانع برگزاری کنسرت می‌شوند. درست است که اداره‌ی اماکن، زیر نظر نیروی انتظامی است، اما نیروی انتظامی هم باید زیر نظر وزارت کشور عمل کند.

گاهی این ناهماهنگی‌ها بین مدیران یک استان و منطقه رخ می‌دهد که در ماه‌های اخیر این مشکل تا حد بسیار زیادی حل شده است. ما تلاش خودمان را می‌کنیم که در اجرای یک قانون و همچنین برنامه‌ای که مجوزهای قانونی‌ لازم را دارد، با جدیت برخورد کنیم. به دیگران هم توصیه می‌کنیم که در مقابل ضوابط و قوانین خویشتن‌دار باشند و تا حدودی مدارا کنند. برخوردهای سلبی با حوزه‌ی فرهنگ و هنر هیچ‌گاه و به خصوص در شرایط امروزی جواب نمی‌دهد.

باید تا حد امکان سعی کنیم به قانون احترام بگذاریم و بر اساس ذهنیات و دیدگاه خودمان قضاوت نکنیم؛ چون در این صورت نشاط را از جامعه خواهیم گرفت و از آن طرف به فرهنگ کشورمان آسیب می‌زنیم و زمینه‌ی ترویج فرهنگ‌های دیگر -که گاه متضاد با رفتارهای ماست- را به وجود خواهیم آورد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در این دو سال تمام تلاش خود را کرده تا این نگاه را حاکم کند که با برداشت‌های سلیقه‌ای نمی‌توان کشور را اداره کرد. همه‌چیز باید در چارچوب قوانین و مقررات باشد تا نسل جوان با امید به آینده نشاط خودش را حفظ کند.


* مگر اداره‌ی اماکن، زیر نظر وزارت کشور اداره نمی‌شود؟

ببینید درست است که نیروی انتظامی زیر نظر وزارت کشور است، اما ضابط قضایی هم هست؛‌ یعنی تصمیمات قضایی را اجرا می‌کند و به همین خاطر مسئولیت اجرای چیزی را دارد که در حوزه‌ی قضایی درباره‌ی آن تصمیم گرفته می‌شود. وزارت کشور، دستور لغو این برنامه‌ها را نمی‌دهد و اصلاً در برنامه‌ی دولت نیست که با اتفاقات هنری برخوردی داشته باشد. به همین خاطر است که وزارت ارشاد تمام مجوزهای لازم را می‌دهد؛ اما به هر روی باید در اجرای برنامه‌ها با دیگران نیز هماهنگی کند. به هر حال اداره‌ی اماکن، مسئولیت تأمین امنیت برنامه‌ها را دارد. در این میان قوه‌ی دیگری دستوری می‌دهد و ضابط قضایی که نیروی انتظامی است و اداره‌ی اماکن زیر مجموعه‌ی آن است، اجرایش می‌کند. به همین خاطر نمی‌توان وزارت کشور را مسئول اتفاقاتی از این دست دانست. در واقع ضابط قضایی است که در این میان تمامی برنامه‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.


* این برخلاف قانون نیست؟

ما نمی‌گوییم که دیگران تصمیمات خلاف می‌گیرند. تنها انتظارمان این است که همه به مجوزهایی که صادر می‌شود، گردن نهاده و به آن متعهد باشند و البته در این میان نظارت قانونی هم داشته باشند. در واقع باید اجازه دهند تا در محیطی بدون حاشیه، فضاهای فرهنگی به وجود آیند. بعد از آنکه درباره‌ی اجرای یک برنامه تصمیم‌گیری می‌شود و به آن مجوز داده می‌شود، لغو آن به هیچ وجه منطقی نیست.


* آقای نوش‌آبادی! دوباره تأکید می‌کنم آیا ممنوعیت اجرای گروه‌های خارجی در ایران به صورت یک قانون درآمده است؟

نه. اصلاً.


* پس دلیل مخالفت با حضور گروه‌های خارجی چیست؟ البته گویا اداره‌ی اماکن، اعلام کرده که این برنامه‌ها ترویج فرهنگ غرب است؛ اما خب اینکه آقای کلهر را که در تمامی این سال‌ها در تمام دنیا سعی در شناساندن فرهنگ ایران داشته، متهم به این کار کنیم، هیچ توجیه منطقی ندارد.

ببینید اداره‌ی اماکن یک وظایف تعریف شده دارد و مأموریت خاص خودش را برای بررسی شرایط فیزیکی و امنیتی. نیروی انتظامی مجوز برای اجرای یک برنامه نمی‌دهد، اما در اجرای آن نقش دارد. او می‌تواند بگوید که اجرای برنامه در فلان سالن یا فلان منطقه، امکان‌ ندارد؛ چون امکان تأمین امنیت آن نیست. تأکید می‌کنم حق اداره‌ی اماکن است که بگوید فلان سالن برای اجرا مناسب نیست، چون او هم باید وظیفه‌ی خودش را به بهترین شکل انجام دهد؛ اما نمی‌تواند دستور تعطیل شدن یا لغو یا ابطال برنامه‌ها را بدهد.


* اما به شکل عملی دارد این کار را انجام می‌دهد.

به‌هرحال حساسیت روی گروه‌های خارجی بیشتر است و به همین دلیل آنها نظارت بیشتری می‌کنند.


* آقای وزیر در جریان این ماجراها هستند؟‌

بله. ایشان مشغول انجام اقدامات لازم هستند تا ان‌شاءالله دیگر مشکلاتی از این دست پیش نیاید.


* همين امروز هم كنسرت «پرواز هماي» لغو شد. عنوان شده كه اين برنامه به دستور مقامات قضايي، اجازه‌ي برگزاري ندارد. اين ماجراها تا كجا قرار است ادامه پيدا كند؟ اصلاً انتهايي مي‌توان براي آن متصور شد يا بايد منتظر تعطيلي كنسرت‌ها به شكلِ كلي بود؟

من اعتقاد دارم بايد به دنبال تفاهم‌نامه‌اي با دستگاه قضايي باشيم كه اين مسائل حل شود. وقتي يك رأي قضايي توسط مقام قضايي داده مي‌شود، ديگر لازم‌الاجراست. پيشنهاد من اين است كه سران قوه‌ي مجريه، قضاييه يا وزرايشان به جمع‌بندي برسند كه وقتي مجوزي صادر مي‌شود، بقيه به آن احترام بگذارند. وقتي تمام بررسي‌ها انجام مي‌شود و مجوز اثر هنري -در شكل محتوايي و کلی- داده مي‌شود و صدور يك رأي و مخالفت يك نهاد ديگر باعث لغو برنامه مي‌شود، مشكلات بسيار زيادي به وجود مي‌آورد و ديگر نيازمند ورود مقامات عالي‌رتبه‌ي كشور است. در چنين شرايطي، يك بخش كوچك از دولت، مثل معاونت وزارتخانه نمي‌تواند خودش را درگير مسائلي كند كه پشتِ آن يك نظر قضايي و رأي حقوقي وجود دارد. ما هم نمي‌توانيم مخالفت كنيم. ما خودمان هم از وضعيت فعلي گلايه‌مند هستيم و اتفاقاتي از اين دست را به مصحلت كشور نمي‌دانيم.


* آقاي نوش‌آبادي! اين ماجرا تا كجا ادامه دارد؟

موضوع در حال حاضر بسيار دنباله‌دار شده و شدت و حدت پيدا كرده و همين باعث بروز نگراني‌هايي شده است. وقتي ۱۰هزار بليتِ يك كنسرت فروخته مي‌شود و لغو مي‌شود، آشفتگي رواني بسياري، هم براي گروه و هم براي آن ۱۰هزار مخاطب شكل مي‌گيرد. يا بايد مجوز داده نشود يا اينكه به آن احترام گذاشته شود. به همين خاطر است كه مي‌گويم كار به جايي رسيده كه نيازمند ورود سران قوه‌ يا وزراي ذي‌ربط است تا تفاهم‌نامه‌اي را امضا و در اجرای آن پایبند باشند.


* اين تفاهم‌نامه قرار بود با نيروي انتظامي بسته شود.

مشكل ما نيروي انتظامي نيست. كار نيروي نظامي، اجراست. آنها دستوري مي‌گيرند و اجرايش مي‌كنند. خودشان تصميمي نمي‌گيرند.


* امیدی به انعقاد اين تفاهم‌نامه می‌توان داشت؟

فعلاً که چیزی امضا نشده است؛ اما بايد منعقد شده و لازم‌الاجرا باشد. اگر هم مي‌گويند كه با برگزاري جشنواره‌ها و كنسرت‌ها مخالفت مي‌شود، ارشاد اصلاً مجوز ندهد؛ چون لغو از ندادن مجوز بسيار بدتر است.