به نقل از روزنامه واشنگتن پست و بهگزارش فرارو، سیاستهای دونالد ترامپ و رفتار شخصیتهایی چون ایلان ماسک، به شدت اعتماد جهانی به ایالات متحده را که در طول دههها بهعنوان یکی از ارکان کلیدی نظم بینالمللی و مهار گسترش تسلیحات هستهای عمل کرده است، تضعیف کرده است. با این حال، اگر متحدان آمریکا دیگر نتوانند به وعدههای امنیتی واشنگتن اعتماد کنند، ممکن است برای تضمین بقای خود بهدنبال توسعه سلاح هستهای بروند؛ تحولی که میتواند جهان را به دورهای حتی پرخطرتر هدایت کند.
زمانی که اعتماد به آمریکا تضعیف میشود
حمله اخیر ایلان ماسک در هند، نمونهای از اُفت اعتماد به آمریکا در صحنه بینالمللی به شمار میآید. ماسک که به دلیل تعویق در مجوز فعالیت استارلینک در هند ناراضی بود، دولت آن کشور را متهم کرد که در جهت حمایت از موکش آمبانی، میلیاردر هندی و صاحب شبکه مخابراتی جیو، مانع از ورود شرکت او شده است.
ماسک تلاش داشت خود را بهعنوان مدافع منافع عمومی هند در برابر یکی از ثروتمندترین افراد این کشور معرفی کند؛ اما واکنشها برخلاف انتظاراتش رقم خورد. دولت هند اتهامات او را بیپایه خواند و یک گروه ملیگرا با نفوذ نزدیک به حزب حاکم خواهان توقف کامل فعالیت استارلینک شد. مسائل امنیتی محور اصلی این مخالفتها را تشکیل داد.
ماسک متوجه نبود که در هند و بسیاری از کشورهای دیگر، اعتماد به آمریکا کاهش یافته است. هندیها شاهد بودند که ترامپ، پس از حدود ۲۵ سال تلاش دوحزبی برای تقویت روابط بین واشنگتن و دهلینو، به بجای ادامه این مسیر به پاکستان و فرمانده قدرتمند ارتش آن کشور یعنی عاصم منیر نزدیک شده است.
علاوه بر این، محدودیتهای وضعشده بر استفاده نظامی اوکراین از استارلینک، سؤالاتی را درباره قابلیت اعتماد به فناوریهای آمریکایی به وجود آورده است. اگر هند بار دیگر با پاکستان درگیر بحران شود، آیا باید نیروهای نظامی خود را به سامانه ماهوارهای آمریکایی وابسته کند که توسط ترامپ و ماسک کنترل میشود؟
میراث تاریخی که آمریکا در آستانه از دست دادن آن است
پس از پایان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده به دستاوردی کمنظیر در سیاست جهانی دست یافت. آلمان و ژاپن به دو ابرقدرت اقتصادی تبدیل شدند، اما بهدنبال دستیابی به سلاح هستهای نبودند و همچنین در اولویتبندی دفاع مستقل از خود نیز گام برنداشتند.
این کشورها امنیت خود را به واشنگتن پیوند دادند و دفاع نهایی خود را به نیروهای نظامی و بازدارندگی هستهای ایالات متحده سپردند. این روند، از نظر تاریخی بسیار بیسابقه بود. قدرتهای بزرگ معمولاً برای مواجهه با قدرت مسلط، توان نظامی مستقل خود را تقویت میکنند؛ اما متحدان ایالات متحده حاضر شدند امنیت حیاتی خود را به واشنگتن واگذار کنند.
این اعتماد بهعلاوه به دلیل آنکه آمریکا همیشه بهطور عاقلانه یا سخاوتمندانه عمل میکرد، شکل نگرفته بود، بلکه به این دلیل بود که نظم بینالمللی ایجادشده منافع خود ایالات متحده را نیز تأمین میکرد. در حالی که قدرت نظامی واشنگتن از اهمیت بالایی برخوردار بود، اعتماد به آمریکا بهعنوان سرمایهای حتی با ارزشتر تلقی میشد. اکنون این سرمایه در حال کاهش است. بر اساس نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو در سال ۲۰۲۶، در ۲۷ کشور از مجموع ۳۶ کشور مورد بررسی، نظر عمومی درباره چین مثبتتر از نظر درباره ایالات متحده بوده است.
متحدان واشنگتن بهدنبال گزینههای جایگزین هستند
تغییر در رویکرد متحدان ایالات متحده در نقاط مختلف جهان به وضوح قابل مشاهده است. در کانادا، مارک کارنی، نخستوزیر این کشور، برای بازسازی روابط تجاری به چین سفر کرده و همزمان در تلاش است تا کشورش را به اروپا بهخصوص در زمینه تأمین مالی دفاعی نزدیکتر کند. تلاش او برای کاهش وابستگی به ایالات متحده همزمان با افزایش چشمگیر محبوبیت دولت وی بوده است؛ مسألهای که در شرایط نارضایتی عمومی در بسیاری از کشورهای غربی جالب توجه است.
در خاورمیانه نیز کشورهای عربستان سعودی، امارات متحده عربی و دیگر شرکای آمریکا، با پیامدهای جنگهایی که واشنگتن آغاز کرده، دست و پنجه نرم میکنند.
ترامپ، به رغم وعدههای اخیرش، بهطور مستقیم به عربستان و قطر امدادی نکرده که انتظارات ناشی از آن قولها را برآورده کند. به همین دلیل، برخی تحلیلگران منطقهای این سوال را مطرح کردهاند که آیا میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا، امنیت بیشتری به ارمغان میآورد یا اینکه کشورهای میزبان را به اهدافی آسیبپذیرتر تبدیل میسازد. عربستان هم در ماه اوت توافق دفاعی متقابلی با ترکیه و پاکستان، که دارای سلاح هستهای است، امضا کرده است.
در کره جنوبی، درصد افرادی که نظر مثبتی به ایالات متحده دارند، از ۷۷ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۴۵ درصد در سال جاری کاهش یافته است. در ژاپن نیز این رقم از ۷۰ درصد به حدود ۵۰ درصد رسیده است. این دو کشور هنوز هم نگران چین و کره شمالی هستند و به کمک ایالات متحده نیاز دارند؛ اما مسأله اصلی این است: آنها به واشنگتن وابستهاند، اما دیگر نمیتوانند به آن اطمینان کنند.
اروپا و تردید درباره تعهدات ناتو
در اروپا نیز اظهارات مکرر ترامپ درباره احتمال عدم دفاع از متحدان ناتو، نگرانیها را فزایش داده است. کشورهای اروپایی در واکنش به این موضوع، هزینههای نظامی خود را افزایش داده، به تقویت صنایع تسلیحاتی خود اقدام کرده و بهدنبال کسب استقلال راهبردی بیشتری هستند. فرانسه و آلمان حتی گروه مشترکی برای ارزیابی بازدارندگی هستهای و نقش زرادخانه هستهای فرانسه تشکیل دادهاند.
مقامهای این دو کشور تصریح میکنند که هدف، تقویت ناتو است و نه جایگزینی آن؛ اما تنها مطرح شدن چنین بحثی گواه تغییرات عمدهای در فضای امنیتی اروپا است.
حامیان ترامپ اذعان دارند که او بهسادگی متحدان ثروتمند را به پذیرش مسئولیت مالی بیشتر در هزینههای دفاعی وادار میکند؛ خواستهای که رؤسایجمهور پیشین آمریکا نیز همواره مطرح کردهاند. اگرچه این استدلال تا حدی قابل قبول است، اما به تفاوتهای اساسی تأکید میکند: خواسته از متحدان برای تقبل بار مسئولیت بیشتر، با ایجاد تردید درباره اصل تعهد ایالات متحده در دفاع از آنها یکسان نیست.
خطر اصلی: گسترش سلاحهای هستهای
پیامد نگرانکنندهتر این روند، تضعیف تلاشها برای مهار گسترش سلاحهای هستهای است. جان اف. کندی، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده در سال ۱۹۶۳ هشدار داده بود که ممکن است تا سال ۱۹۷۵، تعداد کشورهای هستهای به ۱۵ یا حتی ۲۰ کشور برسد. اما امروز، بیش از هشت دهه از بمباران اتمی هیروشیما میگذرد و فقط ۹ کشور حامل سلاح هستهای هستند.
در این راستا، معاهدات کنترل تسلیحات نقشی کلیدی ایفا کردهاند، اما چتر هستهای ایالات متحده نیز اهمیت اساسی داشته است؛ زیرا کشورهایی چون آلمان، ژاپن و کره جنوبی را از احساس نیاز فوری به تولید بمب هستهای بینیاز ساخته است. هماکنون این خودداری در حال تضعیف است.
براساس نظرسنجی اخیر، ۶۵ درصد مردم کره جنوبی از دستیابی کشورشان به سلاح هستهای حمایت میکنند. همچنین، گزارشهای واشنگتنپست حاکی از آن است که عربستان سعودی احتمال پیگیری چنین گزینهای را بهطور کامل رد نکرده است.
در صورت کاهش بیشتر اعتماد به ایالات متحده، کشورهای ثروتمند دیگر نیز ممکن است به این نتیجه برسند که برای تأمین امنیت خود، به سلاح هستهای نیاز دارند. عواقب چنین روندی، جهانی با دهها کشور هستهای خواهد بود؛ جهانی که احتمال خطاهای محاسباتی، افزایش تنشها و بحرانها و در پی آن وقوع فاجعه در آن به مراتب بیشتر است.
ترامپ بر این باور است که با مجبور کردن متحدان به پرداخت هزینههای دفاعی بیشتر، آمریکا را از بار مالی امنیت جهانی رها خواهد کرد. با این حال، نتیجه سیاست او ممکن است کاملاً متفاوت باشد. اگر دیگر متحدان نتوانند به تعهدات واشنگتن اعتماد کنند، احتمالاً بهجای افزایش صرف هزینههای نظامی، به سمت دستیابی به بازدارندگی هستهای مستقل حرکت کنند.
در این صورت، آمریکا نهتنها نفوذ و اعتبار خود را از دست خواهد داد، بلکه با جهانی مواجه خواهد شد که کنترل گسترش تسلیحات هستهای در آن به مراتب دشوارتر است.
نظرات کاربران