فرارو– رایان کاستلو، مدیر سیاستگذاری شورای ملی ایرانیان آمریکا
به گزارش فرارو به نقل از نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت، توافق موقت آمریکا و ایران در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ قرار بود راهی برای توقف جنگ باشد، اما اختلاف بر سر تنگه هرمز، حملات نظامی و عقبنشینی واشنگتن از تعهدات، آن را به شکست کشاند. دولت دونالد ترامپ ممکن است از این تفاهمنامه نه برای پایان دادن به جنگ، بلکه برای کاهش اهرم فشار ایران و آمادهسازی زمینه دورهای بعدی درگیری استفاده کرده باشد؛ برداشتی که هرچند با شواهدی همراه است، همچنان تفسیری از اهداف دولت آمریکاست.
چرخش جمهوریخواهان پس از توافق
هنگامی که ترامپ در ۱۷ ژوئن با امضای یک تفاهمنامه کوتاهمدت با ایران ظاهراً پایان جنگ را پذیرفت، شماری از سناتورهای جمهوریخواه نسبت به توافق ابراز نگرانی کردند. بیل کسیدی، سناتور جمهوریخواه از لوئیزیانا، توافق را بهشدت مورد انتقاد قرار داد و گفت رونالد ریگان، رئیسجمهور پیشین آمریکا، «در گور خود میغلتد». او همچنین با ترامپ درباره راهبرد دولت در قبال ایران وارد مشاجره شد.
با این حال، موضع مخالفان توافق بهسرعت تعدیل شد. کسیدی پس از دریافت توضیحات جیدی ونس، معاون رئیسجمهور و استیو ویتکاف، فرستاده ترامپ اعلام کرد که در رأیگیریهای بعدی درباره محدود کردن اختیارات جنگی رئیسجمهور موضع متفاوتی خواهد گرفت. او پس از این نشست گفت دولت ظاهراً برنامهای قابلقبول برای تحقق بخشی از اهداف اولیه جنگ از جمله تضعیف برنامه هستهای، موشکهای بالستیک و توان نظامی متعارف ایران دارد.
کاستلو احتمال میدهد که دولت در این جلسات به جمهوریخواهان فهمانده باشد که تفاهمنامه قرار نیست برای مدت طولانی پابرجا بماند. به اعتقاد او، تحولات بعدی این برداشت را تقویت میکند؛ هرچند نیت واقعی ترامپ را نمیتوان با قطعیت اثبات کرد.
تعهداتی که از ابتدا محل اختلاف بودند
به نوشته کاستلو، نشانههای اختلاف میان واشنگتن و تهران تنها به تنگه هرمز محدود نبود. مارکو روبیو، وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی آمریکا، بهجای حمایت از آتشبس لبنان، از توافقی جداگانه درباره خلع سلاح حزبالله سخن گفت. این توافق جانبی به اسرائیل امکان داد ادامه حضور نظامی در جنوب لبنان و تخریب روستاهای مناطق تحت کنترل خود را توجیه کند.
مسئله دیگر، داراییهای خارجی مسدودشده ایران بود. تفاهمنامه متعهد میشد دسترسی ایران به این داراییها فراهم شود، اما مقامهای دولت آمریکا خیلی زود بر محدودیتهای این تعهد تأکید کردند.
یکی از مواضع اعلامشده این بود که «هیچکدام از این پولها هرگز به ایران نخواهد رسید» و منابع احتمالی صرفاً برای خریدهای بشردوستانه قابل استفاده خواهند بود. این رویکرد مشابه تعهداتی بود که در دوره دولت جو بایدن نیز مطرح شده بود، اما بهطور کامل اجرا نشد.
تنگه هرمز؛ محور اصلی فروپاشی تفاهمنامه
مهمترین اختلاف بر سر کنترل تردد کشتیها از تنگه هرمز شکل گرفت؛ گذرگاهی راهبردی برای انتقال نفت و انرژی در جهان. از دید ایران، تفاهمنامه مسئولیت این کشور در تعیین ترتیبات عبور ایمن کشتیها را به رسمیت میشناخت. اما واشنگتن همزمان در پی ایجاد مسیری دریایی در سمت عمان بود که تحت نظارت مستقیم ایران قرار نداشته باشد.
در ۱۸ ژوئن، مرکز اطلاعات دریایی مشترک نیروهای دریایی ائتلاف، از کشتیهای تجاری خواست برای عبور ایمن با رابط نیروی دریایی آمریکا هماهنگ کنند. چند روز بعد نیز روزنامه فایننشال تایمز گزارش داد که آمریکا و برخی بیمهگران غربی، کشتیها را به استفاده از مسیری در سمت عمان و تحت پوشش هوایی آمریکا راهنمایی میکنند؛ موضوعی که صاحبان کشتیها را درباره مسیر مناسب دچار سردرگمی کرد.
یک مقام دولت آمریکا در ۱۹ اوت به آکسیوس گفت واشنگتن به مدت دو ماه مسیر جنوبی تنگه را کنترل کرده است؛ بازهای که تقریباً با زمان امضای تفاهمنامه آغاز میشود. ونس نیز در اواخر ژوئن گفته بود هدف ترامپ استفاده از توافق برای بازگرداندن جریان نفت به بازار جهانی و پر کردن ذخایر بود، بدون آنکه دستاوردهای آمریکا از دست برود یا گزینههای بعدی محدود شود.
درگیریهای دریایی و بازگشت حملات
بر اساس گزارش، نفتکشهایی که از مسیر عمان عبور میکردند، با نیروی دریایی آمریکا هماهنگ بودند و برخی بدون چراغ و ارتباطات رادیویی یا تلفنی حرکت میکردند. هواپیماهای آمریکایی نیز برای مقابله با موشکها و پهپادهای ایرانی در منطقه فعالیت داشتند. با این حال، کشتیها همچنان هدف حمله قرار میگرفتند.
در ۲۵ ژوئن، کشتی تجاری «اِوِر لاولی» با پرچم سنگاپور در نزدیکی سواحل عمان هدف آتش قرار گرفت. نیروی دریایی سپاه پاسداران اعلام کرد کشتیها باید با مقامهای ایرانی هماهنگ کنند و مسیرهای اعلامشده بدون تأیید ایران را «غیرقابلقبول» و «بسیار خطرناک» خواند.
روز بعد، فرماندهی مرکزی آمریکا به مواضعی در سواحل ایران حمله کرد و مدعی شد ایران با حمله به کشتی، آتشبس را نقض کرده است. با این حال، حمله آمریکا نیز با بند نخست تفاهمنامه مبنی بر خودداری از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر در تعارض قرار داشت. ایران در نامهای به سازمان ملل، آمریکا را به تلاش برای تحمیل مسیری دریایی موازی و نقض مفاد تفاهمنامه متهم کرد.
پایان توافق و پیامدهای آن
در هفتم ژوئیه، آمریکا ایران را به حمله به سه کشتی تجاری در فاصله ۲۴ ساعت متهم کرد و از حمله به ۸۰ هدف در جنوب ایران خبر داد. روز بعد نیز ۹۰ حمله دیگر انجام شد. وزارت بهداشت ایران اعلام کرد حملات این دو روز ۱۴ کشته و ۷۸ زخمی بر جای گذاشته است. ایران نیز با حملات موشکی و پهپادی به پایگاههای آمریکا در منطقه واکنش نشان داد.
ترامپ پس از این تحولات تفاهمنامه را پایانیافته اعلام کرد. در ۱۱ ژوئیه، فرماندهی مرکزی آمریکا از ازسرگیری حملات خبر داد و مدعی شد از اوایل مه به عبور بیش از ۸۰۰ کشتی تجاری و انتقال ۴۰۰ میلیون بشکه نفت خام از تنگه هرمز کمک کرده است. نیروهای آمریکایی محاصره بنادر ایران را نیز دوباره برقرار کردند و حملات متوالی تازهای علیه ایران آغاز شد.
تفاهمنامه میتوانست پایهای برای پایان جنگ باشد، اما به دلیل اختلاف بر سر هرمز و اجرا نشدن تعهدات مورد مناقشه، بیاعتمادی تهران به واشنگتن را تشدید کرد. تلاش آمریکا برای تضعیف اهرم فشار ایران نتیجه معکوس داشته است: حملات دریایی ادامه دارد، خطر دور تازهای از جنگ باقی مانده و ادعای واشنگتن درباره کنترل تنگه با تداوم ناامنی در این گذرگاه روبهروست.
نظرات کاربران