فرارو– برت مکگورک، تحلیلگر مسائل بین الملل شبکه سیانان
به گزارش فرارو به نقل از شبکه سی ان ان، با نزدیک شدن انتخابات سوم نوامبر، تهران امیدوار است افزایش فشار اقتصادی بر آمریکا و بالا رفتن قیمت انرژی، موقعیت دونالد ترامپ و جمهوریخواهان را تضعیف کند و واشنگتن را به عقبنشینی وادارد. با این وجود تجربه جنگهای پیشین آمریکا نشان میدهد که شکست سیاسی یک رئیسجمهور الزاماً به محدود شدن اختیارات نظامی او منجر نمیشود. ترامپ همچنان سه گزینه اصلی پیش رو دارد: عقبنشینی و توافق، ادامه راهبرد فعلی با حملات تلافیجویانه شدیدتر یا گسترش جنگ در کنار تلاش برای دستیابی به توافقهای دیپلماتیک منطقهای.
درس عراق
در ژانویه ۲۰۰۷، جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور وقت آمریکا تصمیم گرفت دهها هزار نیروی نظامی دیگر به عراق اعزام کند؛ تصمیمی که از نامحبوبترین اقدامات دوران ریاستجمهوری او بود. آن زمان مشاور ارشد دولت آمریکا بود، روایت میکند که پس از اعلام این تصمیم، واکنش دموکراتها و حتی برخی جمهوریخواهان بهشدت منفی بود. دموکراتها در انتخابات میاندورهای ۲۰۰۶ هر دو مجلس کنگره را به دست آورده بودند؛ انتخاباتی که مخالفت عمومی با جنگ عراق یکی از عوامل اصلی نتیجه آن بود.
با این حال، بوش تصمیم خود را تغییر نداد. او وزیر دفاع را برکنار کرد، فرماندهان جدیدی منصوب کرد و راهبرد افزایش نیروها را پیش برد. این راهبرد به کاهش چشمگیر خشونت و تثبیت نسبی عراق کمک کرد و فرصت ادامه حیات سیاسی را برای دولت این کشور فراهم آورد.
کنگره تلاش کرد با تعیین جدول زمانی برای خروج نیروها و حتی محدود کردن بودجه نظامی، مسیر جنگ را تغییر دهد، اما بوش این اقدامات را وتو کرد و مخالفان نیز آرای کافی برای لغو وتو نداشتند.
این تجربه یک نکته مهم دارد: تغییر اکثریت کنگره میتواند هزینه سیاسی جنگ را برای رئیسجمهور افزایش دهد، اما او همچنان اختیاراتی برای تعیین مسیر عملیات نظامی دارد.
محاسبات ایران درباره انتخابات آمریکا
مقامهای ایرانی با افزایش حملات به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز تلاش می کنند قیمت انرژی را بالا ببرند، مصرفکنندگان آمریکایی را تحت فشار قرار دهند و موقعیت ترامپ و جمهوریخواهان را پیش از انتخابات تضعیف کنند.
یک دیپلمات عرب، تهران را درگیر این انتخابات توصیف کرده و تلویزیون دولتی ایران نیز نظرسنجیهای مربوط به محبوبیت ترامپ را دنبال کرده است. در این روایت، شکست احتمالی جمهوریخواهان میتواند توانایی رئیسجمهور برای ادامه جنگ را کاهش دهد و او را به پذیرش امتیازهایی به ایران وادار کند. با این حال تضعیف سیاسی رئیسجمهور آمریکا با محدود کردن راهبرد نظامی او یکسان نیست. کنگره درباره بودجه نظامی و مسائل جنگ و صلح اختیاراتی دارد، ولی استفاده از این اختیارات برای وادار کردن رئیسجمهوری مصمم به تغییر مسیر، دشوار است.
رئیسجمهور میتواند مصوبات محدودکننده عملیات نظامی را وتو کند و لغو وتو به حمایت دوسوم اعضای هر دو مجلس نیاز دارد؛ اکثریتی که حتی پیروزی گسترده دموکراتها نیز لزوماً آن را فراهم نمیکند. علاوه بر این، قانونگذاران معمولاً تمایلی ندارند بودجه نیروهای آمریکایی حاضر در مناطق جنگی را قطع کنند.
تجربههای تاریخی نیز این محدودیت را نشان میدهند: ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۲ جنگ ویتنام را تشدید کرد، بیل کلینتون در سال ۱۹۹۹ عملیات هوایی ناتو در بالکان را بدون مجوز کنگره ادامه داد و باراک اوباما در سال ۲۰۱۱ عملیات نظامی در لیبی را بدون تأیید قبلی کنگره آغاز کرد. بنابراین، حتی اگر دموکراتها در انتخابات نوامبر اکثریت کنگره را به دست آورند، ترامپ تا پایان دوره ریاستجمهوریاش همچنان در موقعیتی خواهد بود که درباره مهمترین تصمیمهای نظامی نقش اصلی را ایفا کند.
گزینه نخست: عقبنشینی و توافق
سه مسیر احتمالی برای ترامپ وجود دارد. نخست، رئیسجمهور میتواند مدعی شود اهداف اصلی نظامی محقق شدهاند، عملیات را کاهش دهد و برای بازگشت تردد عادی کشتیها از تنگه هرمز با ایران به توافق برسد.
چنین تصمیمی ممکن است در کوتاهمدت به کاهش قیمت انرژی و بهبود شرایط سیاسی و اقتصادی آمریکا کمک کند. با این حال، این احتمال نیز وجود دارد که ایران خود را پیروز جنگ معرفی کند؛ زیرا توانسته است در برابر حملات آمریکا دوام بیاورد. از سوی دیگر، تهران میتواند منابع خود را برای بازسازی توان نظامی و موشکی به کار گیرد؛ موضوعی که با اهداف اعلامشده کارزار نظامی آمریکا در تضاد خواهد بود.
اگر ترامپ قصد عقبنشینی صرفاً به دلایل سیاسی را داشت، پیش از انتخابات فرصت مناسبی برای این کار وجود داشت. ادامه محاصره بنادر ایران، بهرغم هزینههای سیاسی آن، احتمال عقبنشینی ناگهانی پس از انتخابات را کمتر میکند.
گزینه دوم: فشار اقتصادی و حملات تلافیجویانه شدیدتر
گزینه دوم احتمالی، ادامه راهبرد فعلی همراه با واکنش نظامی است. با این حال، این راهبرد در حال حاضر به وضعیتی شبیه بنبست منجر شده است: ایران همچنان قادر است کشتیها و زیرساختهای منطقه را تهدید کند و هزینه استفاده از این مسیر را بالا ببرد.
واشنگتن امیدوار است فشار اقتصادی، ایران را به دادن امتیاز در مذاکرات از جمله درباره برنامه هستهای، وادار کند. در مقابل، به نظر میرسد هر دو طرف تصور میکنند گذشت زمان به سود آنهاست.
گزینه سوم: گسترش جنگ
ترامپ ممکن است ایران را مهمترین چالش سیاست خارجی دوره دوم ریاستجمهوری خود بداند. این رویکرد این احتمال را به وجود میآورد که به گسترش عملیات نظامی مشترک با اسرائیل علیه ایران و گروههای همسو با تهران منجر شود.
هدف احتمالی دیگر، گسترش توافقهای ابراهیم از طریق عادیسازی روابط عربستان سعودی و اسرائیل است. این توافق پیش از حملات حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در دسترس به نظر میرسید، اما تحولات بعدی منطقه شرایط را تغییر داده است.
لازم به ذکر است که تشدید جنگ لزوماً شانس توافق منطقهای را افزایش نمیدهد.
نتیجه انتخابات میاندورهای ممکن است قدرت سیاسی ترامپ را کاهش دهد، اما الزاماً عزم او برای ادامه جنگ را تضعیف نخواهد کرد. حتی ممکن است رئیسجمهور در دو سال پایانی دوره خود، با احساس محدودیت کمتر از سوی ملاحظات انتخاباتی، برای دستیابی به نتیجهای ماندگارتر تلاش کند.
نظرات کاربران