در نبود اطلاعات جامع و معتبر، تعیین تعداد دقیق حساب‌های مسدودشده و مجموع وجوه درگیر ممکن نیست. با این حال، عدم شفافیت اطلاعاتی به‌خودی‌خود موضوعی جدی است. شهروندان حق دارند بدانند که چه میزان از دارایی‌هایشان مسدود شده، این محدودیت‌ها چه مدت استمرار خواهند داشت و چه نظامی برای پیشگیری از اشتباه یا تأخیرهای غیرضروری در دسترس است.

آیا وجوه مسدودشده منبعی برای تأمین نقدینگی می‌شود؟

یکی از دغدغه‌هایی که نیاز به بررسی دقیق و حسابرسی مستقل دارد، احتمال ارتباط برخی از مسدودی‌های طولانی‌مدت با نیاز سازمان‌ها به نقدینگی یا تأمین مالی است. این احتمال تنها در صورت وجود شواهد عینی می‌تواند به اثبات برسد؛ اما نمی‌توان به سادگی از آن چشم‌پوشی کرد.

زمانی که فردی به پول خود به مدت هفته‌ها یا ماه‌ها دسترسی ندارد، ممکن است در پرداخت حقوق کارکنان، تسویه بدهی‌ها یا انجام تعهدات تجاری دچار مشکل شود؛ در همین حال، تورم نیز به کاهش قدرت خرید دارایی او منجر می‌شود. بنابراین، باید به وضوح بررسی شود که وجوه مسدودشده در کجا و به چه شکلی نگهداری می‌شوند، چه نهادی مسئول نظارت بر آن‌هاست و آیا از نگهداری این منابع منفعت مالی به‌دست می‌آید یا خیر.

اگر هیچ سوءاستفاده‌ای وجود ندارد، انتشار اطلاعات شفاف می‌تواند به کاهش نگرانی‌ها کمک کند. در صورت وجود تخلفات یا کمبود نظارت، مسئولیت آن باید روشن گردد.

اموال مردم نباید به منبعی رایگان برای تامین نیازهای مالی هیچ ارگانی تبدیل شود.

تأخیر؛ خسارتی فراتر از یک مشکل اداری

مسئله صرفاً به مسدود کردن حساب محدود نمی‌شود؛ در برخی موارد، ممکن است علت محدودیت برطرف شده یا دستور رفع مسدودی صادر شده باشد، اما دسترسی واقعی به پول کماکان به تأخیر می‌افتد. در روندهای مرتبط با استفاده از کارت‌خوان‌ها، تسویه تراکنش‌ها و چک‌های تضمین‌شده نیز باید علت و مدت انتظارها مشخص گردد.

چند روز تأخیر ممکن است به برگشت چک، عدم پرداخت حقوق کارکنان، از دست رفتن قرارداد یا آسیب به اعتبار تجاری منجر شود. بازگشت اصل مبلغ نیز به‌تنهایی نمی‌تواند خسارت‌های ناشی از تورم، توقف فعالیت‌های اقتصادی یا از دست رفتن فرصت‌های تجاری را جبران کند.

هر تاخیر لزوماً نشانه تخلف یا عمل عمدی نیست؛ اما باید قابل پیگیری باشد. بانک‌ها و نهادهای مربوط باید زمان‌بندی مشخص، مسیر اعتراض و یک سازوکار برای جبران خسارات ناشی از تأخیرهای ناموجه داشته باشند. احتمال وجود تعارض منافع یا سوءاستفاده از تأخیرها نیز باید به‌طور مستقل بررسی گردد و نباید بدون تحقیق و بررسی معتبر نادیده گرفته شود.

وقتی مسدودی آبرو و معیشت مردم را تهدید می‌کند

خسارت ناشی از مسدود شدن حساب تنها به موجودی بانکی محدود نمی‌شود. فرد بدون دسترسی به دارایی‌اش ممکن است از پرداخت چک یا بدهی خود باز بماند، حقوق کارکنان را تأمین نکند یا به تعهدات خود عمل نکند. عواقب این وضعیت می‌تواند شامل از دست رفتن مشتریان و قراردادها، آسیب به اعتبار شغلی، فشارهای روحی و خانوادگی و حتی بروز اختلافات حقوقی باشد.

البته، مسئولیت هر نتیجه‌ای به شرایط و مستندات موجود بستگی دارد؛ اما این خطرها ضرورت رسیدگی سریع به درخواست‌های صاحبان حساب را برجسته می‌کند. اگر محدودیتی نادرست یا بیش از آنکه لازم است ادامه یابد، آیا صرف بازپرداخت پول می‌تواند تمامی خسارات را جبران کند؟

چرا وصول مطالبات سریع است، اما احقاق حق دشوار؟

در برخی موارد، حتی بدهی‌های کمتر از ۵۰ هزار تومان نیز می‌توانند منجر به قطع یا تعلیق خط تلفن همراه یا ثابت شوند؛ هرچند شرایط مربوط به این موضوع بستگی به قوانین و نوع خدمت دارد. این نمونه، سوالی درباره تناسب و سرعت عملکرد نهادها به‌وجود می‌آورد: چرا وصول مطالبات به‌سرعت انجام می‌شود، اما رسیدگی به اعتراضات مردم و بازیابی دارایی‌های آنان ممکن است به‌دلیل طولانی شدن و فرسایشی بودن پیچیده شود؟

نگرانی مشابهی در مورد توقیف طولانی‌مدت خودروها و سایر اموال نیز وجود دارد. خودرو برای بسیاری از افراد به عنوان وسیله‌ای برای کار و منبع درآمد تلقی می‌شود؛ توقیف آن می‌تواند هزینه‌های نگهداری، افت ارزش و خسارت‌های شغلی به‌دنبال داشته باشد. دلیل اولیه توقیف نباید به بهانه‌ای برای ادامه نامحدود آن تبدیل گردد؛ لزوم هر نوع محدودیت باید به‌طور دوره‌ای مورد بازنگری قرار گیرد.

قانون نباید برای وصول مطالبات سازمان‌ها سریع و قاطع باشد، در حالی که برای برگرداندن حقوق مردم، کند و پیچیده عمل کند.

شفافیت و جبران خسارت؛ حداقل الزامات عدالت

برای برطرف کردن این شرایط، چند اقدام کلیدی پیشنهاد می‌شود:

• انتشار آمار دقیق درباره تعداد و علت مسدودی‌ها، مدت زمان آن‌ها و مجموع وجوه درگیر، با رعایت حریم خصوصی.

• تعیین مهلت مشخص برای بررسی اعتراض‌ها و اجرای دستورات رفع مسدودی و مشخص نمودن مسئول تأخیر.

• بازبینی دوره‌ای مسدودی حساب‌ها و توقیف اموال به‌منظور جلوگیری از ادامه محدودیت‌ها پس از رفع علت.

• حسابرسی مستقل درباره چگونگی نگهداری وجوه مسدودشده و بررسی هر نوع منفعت مالی ممکن.

• ایجاد مکانیزم مؤثر برای جبران خسارت‌های مستقیم و قابل اثبات ناشی از اقدام نادرست، غیرقانونی یا تأخیر غیرموجه.

• بررسی مستقل موارد احتمالی تخلف و تعارض منافع، بدون پیش‌داوری و بر پایه مستندات.

پرسشی که نباید بی‌پاسخ بماند

مسدودسازی حساب‌ها به خودی خود غیرقانونی نیست و هر تأخیری نیز لزوماً برای کسب منفعت انجام نمی‌شود. اما اجرای قانون نباید به محرومیت بی‌دلیل از دارایی یا بی‌توجهی به کاهش ارزش پول و بی‌پاسخ ماندن خسارت‌های مردم منجر شود.

دولت، بانک مرکزی، قوه قضائیه، سازمان بازرسی کل کشور، دیوان محاسبات و نهادهای مرتبط باید به‌وضوح مشخص کنند که وجوه مسدودشده چگونه مدیریت می‌شوند، چه نوع نظارتی بر آن‌ها اعمال می‌گردد و آیا تأخیر در آزادسازی آن‌ها نهایتاً به نفع مالی یا اداری نهاد خاصی تمام می‌شود یا خیر.

پول مردم نباید به عنوان منبع رایگان برای جبران کسری بودجه مورد سوءاستفاده قرار گیرد؛ مسدود شدن دارایی‌ها نباید به مجازاتی نامرئی، طولانی‌مدت و بدون پاسخ‌گویی تبدیل شود.

اعتماد عمومی تنها زمانی حفظ می‌شود که شهروند بداند دارایی‌اش تنها در چارچوب ضرورت‌های قانونی محدود می‌شود و در صورت وجود خطا یا تأخیر ناموجه، مسیر واضحی برای نیل به حق و جبران خسارت وجود دارد. پاسخگویی به این خواسته تنها با انکار نگرانی‌ها ممکن نیست، بلکه نیاز به آمار، مستندات، نظارت مستقل و شفافیت دارد.

223223