فرارو- رقابت میان ایالات متحده و چین دیگر به تعارضات تجاری، تحریمهای اقتصادی و محدودیتهای تکنولوژیک خلاصه نمیشود. اسناد منتشر شده نشان میدهند که این مناقشه ممکن است به مرحلهای پیچیدهتر قدم بگذارد؛ مرحلهای که در آن جاسوسی اقتصادی، نفوذ اطلاعاتی در شرکتها و دسترسی به اسرار فناوری به ابزارهایی برای حفظ برتری استراتژیک تبدیل میشوند.
به گزارش فرارو، روزنامه واشنگتن پست به نقل از شش منبع معتبر گزارش میدهد که وزارت دفاع آمریکا در حال طراحی یک طرح اطلاعاتی است که بر اساس آن، عوامل اطلاعاتی با هویت بازرگانی، مدیران شرکتها یا کارکنان بخش خصوصی، بدون ارتباط رسمی با دولت آمریکا، برای جمعآوری اطلاعات محرمانه از چین و دیگر رقبایش ساز و کار خواهند داشت.
بر اساس این گزارش، حوزههایی نظیر هوش مصنوعی، زیستفناوری و نیمهرساناها از اهداف محتمل این برنامه محسوب میشوند؛ زمینههایی که در آینده اقتصادی جهانی، توسعه صنایع پیشرفته و تعادل قدرت نظامی تأثیر بسزایی خواهند داشت. این تحولات نشان میدهد که مرز میان امنیت اقتصادی و ملی قدرتهای بزرگ، بیش از پیش کمرنگتر شده است. در شرایط کنونی، اطلاعات مرتبط با فناوریهای پیشرفته، اسرار تجاری و زنجیرههای تأمین، تنها دارایی شرکتها نیستند، بلکه به عنوان یکی از سرمایههای راهبردی کشورها تلقی میشوند.
جاسوسی انسانی در عصر هوش مصنوعی
یکی از سؤالات کلیدی در این زمینه آن است که چقدر جاسوسی انسانی میتواند در دورانی که فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی به سرعت در حال پیشرفت هستند، مؤثر باشد. برخی کارشناسان بر این باورند که شیوع ابزارهای هوش مصنوعی و اقدامات سایبری، روشهای جمعآوری اطلاعات را دگرگون ساخته است. اکنون با بهرهگیری از ابزارهای دیجیتال، میتوان حجم زیادی از دادهها را تحلیل کرد، الگوهای پنهان را شناسایی و به شبکههای اطلاعاتی و زیرساختهای حیاتی نفوذ کرد؛ اقداماتی که در بسیاری از موارد به حضور فیزیکی مأموران در محل هدف نیازی ندارند.
با این حال، نمیتوان نقش منابع انسانی را در جنبشهای اطلاعاتی نادیده گرفت. دسترسی به اطلاعات غیرعمومی، شناخت روابط داخلی و دستیابی به دادههایی که از طریق سامانههای دیجیتالی قابلیت استخراج ندارند، همچنان به منابع انسانی وابسته است. به همین دلیل، ترکیب ابزارهای فناورانه با تکنیکهای سنتی جاسوسی احتمالاً یکی از ویژگیهای بارز رقابت اطلاعاتی قدرتهای بزرگ در سالهای آینده خواهد بود.
طرح احتمالی آمریکا نیز با چالشهای جدی مواجه است. مأموران با هویت تجاری، بر خلاف دیپلماتهای رسمی، از مصونیت دیپلماتیک بیبهرهاند و در صورت شناسایی و بازداشت، ممکن است با پیامدهای حقوقی و امنیتی قابل توجهی مواجه شوند. افزون بر این، پنهانسازی سوابق سازمانی و نظامی افراد در محیطهای تجاری همیشه ممکن نیست. از این منظر، افزایش دسترسی به اطلاعات لزوماً به معنای موفقیت عملیاتی نخواهد بود و ممکن است پیامدهای سیاسی و امنیتی جدیدی برای واشنگتن به دنبال داشته باشد.
جنگ اقتصادی و مناقشه بر سر مالکیت فکری
اختلاف نظر در زمینه مالکیت فکری و دسترسی به فناوریهای پیشرفته، یکی از کانونهای اصلی درگیری میان آمریکا و چین به شمار میرود. واشنگتن بارها نسبت به آنچه انتقال غیرقانونی فناوری، سرقت اسرار تجاری و نقض حقوق مالکیت فکری شرکتهای آمریکایی میخواند، اعتراض کرده است. از سوی دیگر، چین نیز اقدامات محدودکننده آمریکا را تلاشی برای نگهداشتن پیشرفت صنعتی و فناوری خود میداند.
در برخی گزارشها و اظهارات، خسارتهای ناشی از سرقت مالکیت فکری برای اقتصاد ایالات متحده بسیار حاد ارزیابی شده است. با این حال، ارقام ذکر شده به روش محاسبه و دامنه خسارت مورد بررسی بستگی دارد و نمیتوان تمامی زیانهای اقتصادی را مستقیماً به فعالیتهای جاسوسی منتسب کرد. اهمیت این مسئله در آن است که برتری فناوری به یکی از مؤلفههای کلیدی قدرت ملی تبدیل شده است. کشوری که بتواند فناوریهای پیشرفته را توسعه بدهد، از نوآوریهای خود پاسداری کند و زنجیره تأمین مطمئنی فراهم آورد، در عرصه بازارهای جهانی و معادلات امنیتی از جایگاه بهتری برخوردار خواهد بود.
تراشهها و امنیت سایبری؛ میدان اصلی رقابت آینده
یکی دیگر از محورهای کلیدی رقابت میان واشنگتن و پکن، کنترل فناوریهای نیمهرسانا و زیرساختهای دیجیتال است. در سطح کلان، سیاست آمریکا مبنی بر محدود کردن دسترسی چین به برخی فناوریهای حساس، به منظور جلوگیری از انتقال دانش پیشرفته و حفظ برتری صنعتی و نظامی این کشور دنبال میشود. در پاسخ، چین تلاش دارد وابستگی خود به تأمینکنندگان خارجی را کاهش دهد و ظرفیت تولید داخلی تراشهها، تجهیزات مخابراتی و فناوریهای هوش مصنوعی را تقویت کند.
در این راستا، امنیت سایبری به یکی از عرصههای اصلی جدال تبدیل شده است. نفوذ به شبکههای دولتی، شرکتهای بزرگ و زیرساختهای حیاتی میتواند اطلاعات حساس را در معرض خطر قرار داده و بر عملکرد اقتصادی و آمادگی دفاعی کشورها تأثیر بگذارد. اقدامات اطلاعاتی آمریکا نیز در این مضمون معنادار است. قدرتهای بزرگ برای شناسایی قابلیتها، برنامهها و نقاط ضعف رقبای خود سرمایهگذاری کلانی در زمینه اطلاعات میکنند. با این حال، چنین رقابتی نباید به معنای نادیده گرفتن حریم خصوصی، قوانین بینالمللی یا مسئولیت دولتها در قبال عملیات سایبری و اطلاعاتی تلقی شود.
تایوان؛ نقطه حساس تقابل نظامی
در کنار مبارزات اقتصادی و فناوری، احتمال وقوع رویارویی نظامی میان آمریکا و چین همچنان یکی از مهمترین نگرانیهای ژئوپولیتیکی در سطح جهانی است. برخی کارشناسان پیشبینی میکنند که افزایش توان نظامی چین و تشدید رقابت این دو کشور در شرق آسیا، خطر برخورد مستقیم را در سالهای آتی فزونی بخشد. با این وجود، پیشبینی زمان وقوع چنین درگیریای قطعی نیست و باید بهعنوان یک ارزیابی احتمالی به آن نگاه کرد.
تایوان در کانون این مناقشه قرار دارد. پکن این جزیره را بخشی از سرزمین خود دانسته و با استقلال آن مخالف است، در حالی که واشنگتن از توان دفاعی تایوان حمایت کرده و به تأمین تسلیحات آن ادامه میدهد. در چنین شرایطی، افزوده شدن توان نظامی چین و گسترش حضور آمریکا در منطقه، به شدت رویارویی راهبردی میان دو طرف را تحریک میکند. دریای چین جنوبی نیز به دلیل اهمیت تجاری، موقعیت جغرافیایی و حضور نظامی قدرتهای منطقهای، به یکی دیگر از مراکز این رقابت تبدیل شده است.
با این حال، رشد قدرت نظامی چین الزاما به معنای تصمیم قطعی پکن برای آغاز جنگ نیست. هزینههای اقتصادی ناشی از یک درگیری وسیع، اختلال در تجارت جهانی و خطر گسترش جنگ به سایر قسمتها، عواملی هستند که میتوانند محاسبات هر دو طرف را تحت تأثیر قرار دهند. در عوض، واشنگتن نیز با کوشش برای حفظ حضور نظامی و تقویت همکاریهای امنیتی منطقهای، در تلاش است تا از تغییر توازن قدرت به نفع چین جلوگیری کند. بنابراین، شرق آسیا همچنان یکی از حساسترین مناطق جهان به لحاظ احتمال بروز بحرانهای راهبردی باقی خواهد ماند.
گرینلند؛ حلقه دیگری از رقابت قدرتهای بزرگ
رقابت بین آمریکا و دیگر قدرتها تنها به شرق آسیا محدود نمیشود. قطب شمال و مناطقی مانند گرینلند به دلیل موقعیت جغرافیایی و اهمیت نظامی، در محاسبات راهبردی قدرتهای بزرگ از موقعیت روزافزونی برخوردار شدهاند. موقعیت گرینلند برای سیستمهای هشدار زودهنگام، رصد حرکتهای نظامی و نظارت بر مسیرهای راهبردی شمال اقیانوس اطلس از اهمیت ویژهای برخوردار است. به همین دلیل، افزایش توجه آمریکا به این ناحیه باید در چارچوب تلاشهایش برای حفظ برتری دفاعی و نظارت بر حرکات نظامی روسیه و سایر رقبایش ارزیابی گردد. با این حال، ادعاهای مربوط به انتقال کنترل یا حاکمیت گرینلند به آمریکا نیاز به مستندات مستقل دارد و نمیتوان توسعه همکاریهای نظامی یا ایجاد پایگاههای دفاعی را معادل انتقال حاکمیت سیاسی دانست.
نظرات کاربران