گاه تفاوت دیدگاه ملتها نسبت به اسطورههای ورزشی را نه تنها در کلمات و پیامهای تبریک، بلکه در یک تصویر خاص میتوان مشاهده کرد. تصویری که در آن ورزشگاهی پر از تماشاگران، پیراهن بزرگی با شماره ۱۰ و عبارت «متشکریم» به نمایش درآمده و شبی که به یاد یکی از بزرگترین چهرههای تاریخ فوتبال برگزار شده است.
مسی؛ خداحافظی به اندازه یک اسطوره
در تاریخ ۱۴ مهر ۱۴۰۵، مسابقهای میان آرژانتین و بنین در ورزشگاه مونومنتال بوئنوسآیرس برگزار شد که فراتر از یک بازی دوستانه بود. این دیدار به صحنه وداع لیونل مسی با تیم ملی کشورش تبدیل گردید؛ شبی استثنایی که بیش از ۸۵ هزار تماشاگر آن را همراهی کردند و مراسمی با موسیقی، نورپردازی، آتشبازی و نمایشهای هوایی برای کاپیتان تیم ملی آرژانتین تدارک دیده شده بود.
یک پیراهن بزرگ به رنگ آرژانتین با شماره ۱۰ و نوشته «GRACIAS» بر زمین ورزشگاه گسترده شده بود؛ تصویری که به وضوح نشان میداد این وداع تنها به سوت پایان یک مسابقه ختم نخواهد شد. مسی در این مسابقه گلزنی کرد و آرژانتین با نتیجه سه بر صفر پیروز شد، اما اهمیت نتیجه در مقایسه با معنا و مفهوم این شب کمتر بود: کشوری میخواست از بازیکنی که بیش از دو دهه با پیراهن ملیاش برای میلیونها نفر خاطرهها ساخته، سپاسگزاری کند.
مسی از دنیای فوتبال خداحافظی نکرد و همچنان به حضور خود در فوتبال باشگاهی ادامه میدهد. آنچه در آن شب به پایان رسید، مسیر طولانیاش با تیم ملی آرژانتین بود. این تمایز بسیار مهم است: آرژانتین برای تجلیل از این لحظه تاریخی، منتظر پایان کامل دوران حرفهای مسی نماند و برای وداع ملی او، مراسمی درخور شأنش برگزار کرد.
این مطلب را نیز بخوانید: روزهای بینظیر لیونل مسی در سایه مراسم آستوریاس؛ از اصرار پدر برای دریافت جایزه پرنسس تا پیوند عمقدار با بارسلونا و رویای قهرمانی آرژانتین
آرژانتین؛ قدردانی که تنها به یک شب محدود نمیشود
تجلیل از مسی در آرژانتین به بازی خداحافظی او ختم نمیشود. در آبان ۱۴۰۲، پس از کسب هشتمین توپ طلای مسی، فدراسیون فوتبال آرژانتین به افتخار او در ورزشگاه لا بومبونرا در پیش از دیدار با اروگوئه مراسمی ترتیب داد. در این مراسم، امیلیانو مارتینز نیز به خاطر دریافت جایزه یاشین به عنوان بهترین دروازهبان جهان مورد تجلیل قرار گرفت. این موقعیت، فرصتی بود تا افتخار فردی بازیکنان همراه با هواداران و در ارتباط با تیم ملی جشن گرفته شود.
نمونه دیگری دانشگاه بوئنوسآیرس است؛ یکی از معتبرترین مؤسسات آموزشی در آمریکای لاتین که در مهر ۱۴۰۵ بالاترین نشان افتخاری خود، دکترای افتخاری، را به مسی اعطا کرد. دانشگاه در توجیه این تصمیم، علاوه بر achievements ورزشی مسی، بر پشتکار، فروتنی و نمایندگی او از هویت ملی آرژانتین تأکید کرد.
این دو نمونه نشاندهنده روشهای مختلف تقدیر از یک قهرمان هستند: یکی از نهاد فوتبال با حضور هواداران و دیگری از سوی یک نهاد دانشگاهی. پیام مشترک این تجلیلها این است که دستاورد یک ورزشکار میتواند فراتر از دنیای ورزشی شده و بخشی از حافظه و هویت یک ملت گردد.
وقتی کشورهای دیگر سراغ اسطورههایشان میروند
ستایش و بهرهبرداری از قهرمانان ورزشی دارای اشکال مختلفی است. به عنوان مثال، ساموئل اتوئو، ستاره پیشین فوتبال کامرون، در سال ۲۰۲۱ به ریاست فدراسیون فوتبال آن کشور منصوب شد. چنین رویدادهایی نشان میدهد که برخی کشورها تلاش دارند تا چهرههای نامآور فوتبال را بعد از دوران بازیگری نیز در راههای مدیریتی این رشته به کار بگیرند.
مورد دیگری که اخیراً در اسپانیا رخ داد، به لیونل مسی مرتبط میشود. او در مراسمی رسمی در شهر اویدو، جایزه پرنسس آستوریاس در بخش ورزش را دریافت کرد؛ این جایزه به پاس کارنامه ورزشی فوقالعاده و فعالیتهای انساندوستانهاش، به ویژه در کمک به دسترسی کودکان محروم به آموزش و خدمات بهداشتی، به این ستاره آرژانتینی اعطا شد. بنیاد پرنسس آستوریاس این جایزه را اهدا میکند و انتخاب مسی به عنوان برنده از سوی هیئت داوران اسپانیایی، دوباره ثابت کرد که اعتبار یک قهرمان ورزشی میتواند از مرزهای کشور خود فراتر رفته و در سطح جهانی نیز مورد توجه قرار گیرد.
البته صرف شهرت و افتخار دوران بازیگری به تنهایی برای احراز یک سمت مدیریتی کافی نیست؛ مدیریت فوتبال نیاز به دانش، برنامهریزی و قابلیت اداره ساختارهای پیچیده دارد. با این حال، تجربه و اعتبار بینالمللی یکی از چهرههای برجسته نیز سرمایهای است که باید به شکل صحیحی ارزیابی و استفاده شود؛ نه اینکه به خاطر اختلافات نظر یا رویکردهای روز، آن را نادیده بگیریم.
در همین راستا بخوانید: جایزه پرنسس آستوریاس، افتخار جدید مسی/ لئو از دست شاهدخت جایزه خاص اسپانیا را دریافت کرد +عکس
علی دایی؛ مردی که نام ایران را جهانی کرد
علی دایی فراتر از یک گلزن بزرگ، برای فوتبال ایران یک شخصیت برجسته است. او سالهای متمادی یکی از شناختهشدهترین چهرههای فوتبال کشور به شمار میرفت؛ در بوندسلیگای آلمان برای تیمهایی مانند بایرن مونیخ و هرتابرلین بازی کرد و با ۱۰۹ گل ملی در ۱۴۹ بازی، برای سالها رکورددار گلهای ملی در تاریخ فوتبال مردان جهان به حساب میآمد؛ رکوردی که بعدها کریستیانو رونالدو از آن عبور کرد.
خود نام دایی در فوتبال آسیا نادیده گرفته نشده و او به جمع چهرههای تالار مشاهیر کنفدراسیون فوتبال آسیا پیوسته است. بنابراین در این زمینه جای تردید نیست که او تقدیر نشده یا دستاوردهایش به رسمیت شناخته نشدهاند. سوال اساسی این است که آیا جایگاه تاریخی او به شکل مداوم و مناسب در فوتبال ایران مورد توجه قرار گرفته است؟
پایان دوران بازی دایی نیز بدون برگزاری یک مسابقه ویژه و خداحافظی درخور شأن وی صورت گرفت. او پس از قهرمانی سایپا در لیگ برتر در خرداد ۱۳۸۶ از پایان دوران بازیگریاش خبر داد؛ پایانی که در مقایسه با وداع با حرمت مسی، سوال قدیمیای را دوباره زنده میکند: چرا فوتبال ایران برای این یکی از بزرگترین شخصیتهای تاریخ خود، فرصتی برای یک خداحافظی رسمی و ماندگار فراهم نکرد؟
چرا از تجربیات علی دایی بهره نمیبریم؟
موضوع فقط برگزاری یک مسابقه خداحافظی نیست. چنین دیداری میتوانست سمبلی از تقدیر باشد؛ اما سوال مهمتر به سالهای پس از دوران بازیگری مربوط است. فوتبال ایران تا چه حد توانسته از تجربیات بینالمللی، شناخت دایی از فوتبال اروپا، اعتبار جهانی و ارتباطات او بهرهبرداری کند؟ آیا فرصتهای مناسبی برای حضور مؤثر او در توسعه فوتبال کشور فراهم شده است؟
پاسخ به این سوالات به معنای آن نیست که علی دایی الزاما باید سرمربی تیم ملی یا دارای یک سمت مشخص گردد. هیچ افتخار گذشتهای به تنهایی حق دائمی برای تصدی مسئولیت ایجاد نمیکند. با این حال، انتظار میرود توانایی، تجربه و برنامه هر چهرهای بر اساس معیارهای حرفهای سنجیده و ارزیابی شود؛ نه اینکه اختلافات با مدیران یا دور شدن از سلیقه رسمی به حذف ظرفیتهای او منجر شود.
در این زمینه بخوانید: هم به دبیر تذکر دادم هم علی دایی
ماجرای نامگذاری بلواری در تهران به نام علی دایی و طرح موضوع تغییر نام آن در فروردین ۱۴۰۵ نیز بار دیگر سوال را مطرح میکند که آیا احترام به دستاوردهای ورزشی میتواند مستقل از اختلافنظرهای روز بماند؟ زمانی که نام یک قهرمان به نمادی عمومی تبدیل میشود، برخورد با میراث او دیگر یک مسئله شخصی نیست؛ بلکه بخشی از تصویری است که جامعه از شیوه پاسداشت افتخارهایش شکل میدهد.
چقدر با دنیا تفاوت داریم!
مقایسه مسی و دایی نمیتواند به معنای مقایسه دو کارنامه یکسان یا دو کشور با وضعیت مشابه باشد. تاریخ فوتبال، امکانات، ساختارهای مدیریتی و دستاوردهای این دو بازیکن به وضوح متفاوت است. با این حال، میتوان یک پرسش مشترک را مطرح کرد: چگونه ملتها از سرمایهای که قهرمانانشان ساختهاند محافظت میکنند؟
آرژانتین در شب خداحافظی مسی نتیجهای درخشان ارائه داد و ثابت کرد که میتوان یک مسابقه را به رویدادی ملی و ماندگار تبدیل کرد. تقدیر دانشگاه بوئنوسآیرس و مراسم پیشین فدراسیون فوتبال این کشور نیز نشان میدهد که بهرسمیتشناختن مقام یک قهرمان میتواند در نهادهای گوناگون ادامه یابد. اما ما برای شهریار فوتبالمان چه کردهایم؟ هر بار که در عالم فوتبال رخدادهایی نظیر آنچه در اسپانیا و اوایل این ماه در آرژانتین پیش آمد، بررسی میکنیم، به وضوح درمییابیم که چقدر با دیگر کشورها تفاوت داریم! چقدر نگاه مدیران ورزش و فوتبال کشورمان با آنچه عمدتاً در رفتارهای منطقی مسئولان ورزش کشورها مشاهده میشود متضاد است.
در همین باره بخوانید: علی دایی؛ محبوبیتی که خدشهدار نشد
زمانی که به یاد اعطای لقب «سِر» و نشان «شوالیه» از سوی خاندان سلطنتی انگلستان به «دیوید بکام» میافتیم که نه آقای گل جهان شد، نه با تیم ملیاش قهرمانی جام جهانی را به دست آورد و نه حتی قهرمان اروپا شد، بیشتر به این حقیقت پی میبریم که چه میزان با دیگر کشورهای دنیا فاصله داریم! یا مانند اعطای لقب «سِر» به یک اسکاتلندی به نام «آلکس فرگوسن» که موجب شد برای نزدیک به ۳ دهه نام و اعتبار فوتبال انگلیس به واسطه حضورش در باشگاه «منچستریونایتد» در اروپا و سراسر جهان مطرح باشد. اینها همگی نشانهای از توجه و اهمیت به تلاش انسانها و همچنین تشویق نسلهای آینده فوتبالشان است و البته برای ما در این زمینه، وضعیت و مسیر کاملاً متفاوتی را در پیش داریم و معیارهای ما برای ارج نهادن به اسطورهها به نوعی فقط به کشور خودمان محدود است.
اسطورهسازی فقط به مجسمهسازی محدود نمیشود
فوتبال ایران نیز قهرمانان بزرگی در تاریخ خود داشته است؛ شخصیتهایی که با پیراهن ملی و در میادین جهانی، نام کشور را به سوی افقهای جدیدی ارتقاء دادند. اما ارج نهادن به آنها نباید به مناسبتهای خاص و مراسم فرعی محدود شود و بهرهبرداری از تجربه آنها نباید تحت تأثیر روابط شخصی و اختلافات روز قرار گیرد.
اسطورهسازی به معنای تنها ساختن مجسمه، تغییر نام خیابانها یا برگزاری یک مراسم خاص نیست. اسطورهها زمانی به داراییای برای نسلهای آینده تبدیل میشوند که دستاوردهایشان مستند شود، مقامشان محترم شمرده شود و تجربیاتشان ابزار مؤثری برای تغییر و رشد باشد. قهرمانان گذشته بهتنهایی نمیتوانند آینده فوتبال را بسازند، اما نادیده گرفتن آنچه که آموختهاند، هم راه عاقلانهای برای پیشرفت نیست.
کشورها را تنها با تعداد قهرمانانی که پرورش میدهند، بلکه با شیوه رفتارشان با قهرمانان نیز میتوان شناخت. سوال درباره علی دایی همینجاست: آیا به اندازهای که از افتخاراتش سخن گفتیم، برای حفظ میراث او و بهرهبرداری صحیح از ظرفیتهایش نیز تلاش کردهایم؟
شاید ندیده باشید: پیمان قاسمخانی: بهترین رقیبی که داشتم، علی دایی بود/ شهریار واقعاً خوششانس است!
نظرات کاربران