فرارو– شاهر الشاهر، کارشناس برجسته در عرصه تحلیل مسائل خاورمیانه در المیادین

به نقل از فرارو و با استناد به المیادین، مناسبات ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در سال‌های اخیر به شدت تحت تأثیر رقابت‌های ژئوپلتیکی، تحولات سیاسی و دخالت‌های بازیگران بین‌المللی بوده است. به رغم اینکه انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ به‌عنوان یک نقطه عطف در روابط منطقه‌ای به شمار می‌آید، ریشه‌های تضاد میان دو سوی خلیج فارس به قبل از انقلاب بازمی‌گردد و تنها به مسایل مذهبی یا نوع نظام سیاسی ایران محدود نمی‌شود.

در دوران پیش از انقلاب، ایران تحت رهبری محمدرضا پهلوی یکی از مهم‌ترین حامیان آمریکا و سنگ زیرین سیاست‌های امنیتی غرب در منطقه محسوب می‌شد. با سقوط رژیم پهلوی، آمریکا یکی از کلیدی‌ترین شرکای خود را از دست داد و با حکومتی مواجه شد که سیاست خارجی خود را بر مبنای مخالفت با ایالات متحده و گسترش نفوذ خود در منطقه پایه‌ریزی کرده بود.

جنگ هشت‌ساله ایران و عراق، یورش عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ و سقوط رژیم صدام حسین در خلال حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، از مهم‌ترین رویدادهایی بودند که تعادل قوا در خاورمیانه را دگرگون کردند.

پس از سال ۲۰۰۳ و فروپاشی بخش‌هایی از نظام سیاسی عراق، شاهد افزایش نفوذ ایران در این کشور بودیم. در این راستا، قدرت منطقه‌ای تهران نه تنها به دلیل ظرفیت‌های داخلی‌اش، بلکه به واسطه تضعیف برخی رقبا و ایجاد خلأهای سیاسی و امنیتی به طرز چشمگیری افزایش یافت.

اختلافات تهران و واشنگتن؛ فرصتی برای بازنگری در سیاست‌های عربی

یکی از اساسی‌ترین چالش‌های کشورهای عربی در تعامل با ایران، عدم تفکیک منازعه تهران با واشنگتن از مسائل امنیتی و سیاسی ایران با همسایگان عرب است.

هم‌پوشانی برخی منافع کشورهای عربی با سیاست‌های ایالات متحده به معنی هم‌راستایی کامل اهداف استراتژیک آن‌ها نیست. احتمال تغییر در رویکرد واشنگتن نسبت به تهران نیز بر اهمیت این موضوع می‌افزاید. اگر ایالات متحده در نقطه‌ای به این نتیجه برسد که مذاکره و توافق با ایران به لحاظ منافعش ارجحیت بیشتری بر برخورد نظامی دارد، کشورهای عربی ممکن است با ترتیبات امنیتی جدیدی رو به رو شوند که در شکل‌گیری آن‌ها نقشی نداشته‌اند. برعکس، شدت یافتن تنش میان ایران و آمریکا می‌تواند امنیت و اقتصاد کشورهای منطقه را با چالش‌های جدی مواجه کند.

تنگه هرمز؛ ابزاری استراتژیک با هزینه‌های متقابل

وضعیت جغرافیایی ایران و تسلط آن بر بخش شمالی خلیج فارس، به این کشور این امکان را می‌دهد که در حوزه امنیت دریایی منطقه نقشی کلیدی ایفا کند. تنگه هرمز به‌عنوان یکی از حساس‌ترین معابر انتقال انرژی در سراسر جهان شناخته می‌شود.

کشورهای عربی نمی‌توانند امنیت مسیرهای دریایی و زیرساخت‌های انرژی خود را به طور کامل به قوا و نهادهای خارجی واگذار نمایند. اتکا به تسلیحات و پایگاه‌های نظامی بدون فراهم نمودن سازوکارهای پایدار برای مدیریت اختلافات، نمی‌تواند تضمینی برای جلوگیری از درگیری‌ها باشد.

رقابت تاریخی؛ ادامه‌دار بودن تا چه حد؟

تجربیات گذشته در خاورمیانه نشان می‌دهد که جنگ‌ها و فروپاشی نظام‌های سیاسی، فضای خلأیی به وجود می‌آورند که قدرت‌های دیگر در پی پر کردن آن‌ها هستند. کشورهایی که از معادلات منطقه‌ای کناره‌گیری کنند، ممکن است در آینده با ترتیباتی مواجه شوند که منافعشان را تهدید کند.

با توجه به اینکه خاورمیانه همچنان تحت تاثیر رقابت‌های قدرت‌های بزرگ و اختلافات درون‌منطقه‌ای قرار دارد، ایجاد سازوکارهای مشترک برای مدیریت بحران میان ایران و کشورهای عربی می‌تواند نقش بسزایی در کاهش خطر درگیری‌ها ایفا کند.

هدف از اتخاذ چنین رویکردی، جلوگیری از تبدیل اختلافات سیاسی و امنیتی به جنگ‌های فرسایشی است. برگزاری مذاکرات در خصوص امنیت دریایی، احترام به حاکمیت کشورهای منطقه، کاهش تنش‌های نظامی و راه‌اندازی کانال‌های ارتباطی در زمان بحران از جمله اقداماتی است که می‌تواند بستر تفاهم را فراهم آورد.