با توجه به گفت وگوهای تند مقامهای نظامی – سیاسی جمهوری اسلامی و آمریکایی به نظر می رسد اگر اتفاقی رخ ندهد احتمال وقوع جنگ افزایش می یابد. حالا اگر چنین شود و دونظام سیاسی به جنگ برسند باید دید آیا یک جنگ ضربتی خواهد بود یا اینکه به طور مثال جنگ 40 روزه قبلی تکرار خواهد شد. 
اگرچه به نظر می رسد در همین روزها باردیگر مقامهای پاکستانی و قطری دارند کاری می کنند که جنگ نشود. از سوی دیگر مقامهای سه کشور اروپایی نیز کوشش می کنند با ارایه طرح تازه ای راه جنگ را ببندند. 
در این شرایط شهروندان ایرانی بیش از هرچیز دنبال این هستند بدانند مقامهای اداره  کننده کشور به چه چیزی فکر می کنند و آخر کارراچگونه ارزیابی می کنند. اگر مقامهای سیاسی- نظامی باوردارند می توانند در برابر آمریکا و اسراییل چنان مقاومت کنند که آنها را از حالت هجومی دورکنند باید به شهروندان توضیح دهند اگر این اتفاق نیفتاد چه خواهند کرد؟
 آیا آنها می پذیرند آسیب های جدی احتمالی به تاسیسات ومنابع نظامی را بتوانند در شرایط نرمال بازسازی کنند؟ آیا اداره کنندگان کشور می توانند امیدوار باشند در پایان جنگ سوم آمریکا از منطقه خاورمیانه کوچ می کند و کشورهای  عرب حاشیه خلیج فارس باجمهوری اسلامی به سازش سیاسی تازه می رسند؟ 
اداره کنندگان کشور چقدر امیدوارند بتوانند چیزی که در هرمز دنبال ان هستند را به دست اورند و بتوانند از این جزیره به مثابه ابزار بازدارندگی استفاده کنند؟
 واقعیت این است که با توجه به توازن قوا دستیابی به هرکدام از خواسته ها از جمله آتش بس در همه جبهه ها کار آسانی نیست و نیازمند منابع نظامی و مالی ونیز پشتیبانان منطقه ای و جهانی است.

می دانیم در شرایط امروز جمهوری اسلامی نمی تواند حتی در آمد صادرات نفت را به اسانی به دست آورد و محاصره نظامی در دریا و هوا و حالا در خشکی اقتصادرا آزار می دهند. 
مردم حق دارند به صورت شفاف و روشن بدانند فرماندهن به چه می اندیشند و در افق دید آنها چه اتفاق خوبی برای مردم می افتد؟ ا