به گزارش ایرنا، «فلاویوس کابا ماریا» رئیس اندیشکده رومانیایی «موسسه سیاست و اقتصاد خاورمیانه» در همایش بین المللی «ایران و نظم نوین جهانی با محوریت تحولات پس از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» در دانشگاه حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به سخنرانی پرداخت.

فلاویوس کابا ماریا در ابتدای سخنان خود گفت: در این سخنرانی، توافق سه جانبه مکه از نظر ماهیت، اهداف و پیامدهای ژئوپلیتیکی بررسی می شود.

پرسش اصلی این است که آیا این توافق یک سازوکار واقعی برای دفاع جمعی است یا ابزاری سیاسی برای تقویت استقلال راهبردی کشورهای امضاکننده. این توافق را باید در چارچوب تحولات امنیتی خاورمیانه و حرکت نظام بین الملل از نظم تک قطبی تحت رهبری آمریکا به سوی نظمی متنوع تر ارزیابی کرد. این گذار صرفا یک تحول تدریجی نیست، بلکه می تواند به معنای دگرگونی بنیادین در ساختار نظم جهانی باشد.

وی افزود: کشورهای منطقه به دنبال گزینه هایی فراتر از وابستگی انحصاری به یک قدرت خارجی برای تامین امنیت خود هستند. عربستان سعودی همچنان به توانمندی های نظامی آمریکا متکی است، اما در عین حال روابط خود با چین، ترکیه و پاکستان را نیز گسترش می دهد.

ترکیه در پی استقلال راهبردی بیشتر است، هرچند همچنان عضو ناتو محسوب می شود. پاکستان نیز با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و چین روابط دفاعی دارد، اما رقابت با هند و روابط حساس با ایران، دامنه انتخاب های راهبردی آن را محدود می کند. بنابراین، هدف توافق مکه لزوما جایگزینی یک ائتلاف با ائتلافی دیگر نیست، بلکه تنوع بخشیدن به مشارکت های امنیتی است.

وی در ادامه گفت: مسئله اصلی در ارزیابی این توافق، فاصله میان اعلام تعهد به دفاع جمعی و برخورداری از توان عملی برای اجرای آن است. این توافق نه بی ارزش است و نه می توان آن را یک ائتلاف نظامی کامل دانست. اهمیت فوری آن بیشتر در ارسال پیام سیاسی، ایجاد بازدارندگی و گسترش گزینه های راهبردی اعضا نهفته است. اعتبار بلندمدت توافق به ایجاد سازوکارهای قابل اعتماد برای مشورت، برنامه ریزی مشترک، تبادل اطلاعات و تعیین قواعد روشن برای مواجهه با بحران ها بستگی دارد.

فلاویوس کابا ماریا در ادامه گفت: سه کشور امضاکننده منافع و اولویت های متفاوتی دارند. عربستان سعودی بر حفاظت از قلمرو، زیرساخت های انرژی و مسیرهای دریایی خود تمرکز دارد. ترکیه از توان نظامی قابل توجه و صنایع دفاعی پیشرفته برخوردار است، اما منافع آن دریای سیاه، سوریه و شرق مدیترانه را نیز در بر می گیرد و همچنان به ناتو متعهد است. پاکستان نیروهای متعارف قدرتمندی دارد و از روابط دفاعی دیرینه با عربستان برخوردار است، اما هند همچنان مهم ترین دغدغه نظامی آن به شمار می رود. روابط این کشور با ایران نیز بر آزادی عملش تاثیر می گذارد. از این رو، همکاری میان اعضا ممکن است، اما توافق مشترک لزوما به معنای برخورداری از دیدگاه راهبردی یکسان نیست.

وی افزود: امضای توافق تنها نخستین گام در مسیر نهادینه کردن همکاری هاست. نشست استانبول در اواخر ماه اوت، بنا بر گزارش ها، زمینه بحث درباره ایجاد دبیرخانه ای دائمی در عربستان و سازوکاری برای مشورت های سیاسی و نظامی را فراهم کرد. پاکستان نیز در ۲۳ سپتامبر نخستین دبیرکل را منصوب کرد. با این حال، ایجاد ساختار اداری به تنهایی واکنش مشترک و موثر در زمان بحران را تضمین نمی کند. تعیین مسئولیت ها، ارتباطات مطمئن، برگزاری رزمایش های منظم و درک روشن تعهدات هر عضو، برای اعتبار عملیاتی توافق ضروری است.

وی اینگونه ادامه داد: این توافق همچنین با پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، مقایسه می شود؛ اما هنوز نمی توان آن را ائتلافی نظامی با قابلیت های ناتو دانست. ناتو طی چندین دهه رویه های مشترک، ساختار فرماندهی، استانداردهای نظامی و رزمایش های هماهنگ ایجاد کرده است. حتی ماده پنجم پیمان ناتو نیز همه اعضا را به استفاده خودکار از نیروی نظامی ملزم نمی کند و هر کشور می تواند اقدامی را که ضروری می داند انتخاب کند. توانمندی های مکمل سه کشور می تواند به تقویت توافق کمک کند: عربستان منابع مالی، ترکیه تخصص نظامی و فناوری دفاعی و پاکستان نیروهای متعارف قابل توجهی در اختیار دارد. با این حال، اختلاف منافع همچنان یک چالش است. برای مثال، پاکستان ممکن است تمایلی به رویارویی مستقیم با ایران نداشته باشد، در حالی که عربستان در صورت حمله به قلمرو خود، انتظار واکنشی قاطع تر داشته باشد.

وی افزود: نظم منطقه ای پساآمریکایی لزوما به معنای پایان کامل حضور نظامی آمریکا نیست، بلکه می تواند به کاهش انحصار واشنگتن در نقش تامین کننده امنیت منطقه اشاره داشته باشد.

به اعتقاد این استاد دانشگاه، آمریکا دیگر نمی تواند تضمین امنیت را در ازای پذیرش برتری خود عرضه کند و اقداماتش گاه به جای تامین امنیت متحدان، آنها را بدون مشورت در معرض خطر قرار می دهد. موفقیت توافق مکه به تبدیل تعهدات سیاسی به همکاری عملی بستگی دارد. اعضا باید سازوکارهای مشخصی برای مشورت، ارتباط در بحران، ارزیابی مسئولیت حملات و تصمیم گیری درباره کمک به یکدیگر ایجاد کنند. همکاری دفاع هوایی، حفاظت از زیرساخت ها و امنیت دریایی می تواند بازدارندگی را تقویت کند، بدون آنکه هر بحران به اقدام نظامی تهاجمی منجر شود. حفظ کانال های دیپلماتیک با ایران و دیگر کشورهای منطقه نیز ضروری است. امنیت پایدار خاورمیانه، در نهایت، به ایجاد مشارکتی گسترده تر وابسته است که ایران را نیز در بر بگیرد.