سازمان بهزیستی کشور اعلام کرده است که ارزیابی سلامت روان پس از پایان جنگ ۴۰ روزه با همکاری برخی نهادها انجام شده و هدف آن ارزیابی پیامدهای روانی ناشی از جنگ بر روی شهروندان بوده است.

به‌گفته این سازمان، از تاریخ اول خرداد تا ۱۵ تیر سال جاری، یک میلیون نفر از شهروندان ایرانی در «طرح ملی سنجش سلامت روان» مشارکت کردند. هدف اساسی این طرح، بررسی تاثیرات بحران‌های اخیر، به‌ویژه جنگ، بر وضعیت روانی افراد و ارزیابی سطح اضطراب آن‌ها بوده است.

نتایج سنجش

گزارش سازمان بهزیستی کشور حاکی از آن است که در میان شرکت‌کنندگان، بالاترین میزان ترومای روانی مرتبط با جنگ در استان تهران با شیوع بیش از ۲۰ درصد و پایین‌ترین میزان در استان خراسان شمالی با شیوع ۰.۹۱ درصد ثبت شده است.

بر اساس این بررسی، استان خراسان رضوی با شیوع ۸.۸۴ درصدی (۶۲۵۰ نفر)، اصفهان با ۶.۶۵ درصدی (۴۷۰۶ نفر) و فارس با ۵.۸۲ درصدی (۴۱۱۴ نفر) پس از استان تهران قرار دارند و از مجموع افراد با خطر بالا در میان کسانی که به‌طور کامل در سنجش ترومای جنگ شرکت کردند، محسوب می‌شوند.

به‌علاوه، این گزارش اعتقاد دارد که تنها استان سمنان با شیوع ۰.۹۳ درصدی و استان خراسان شمالی با همان شیوع ۰.۹۱ درصدی از میان شرکت‌کنندگان در سنجش، به میزان کمتر از یک درصد در معرض ترومای روانی جنگ بوده‌اند. همچنین، ۱۳ استان با شیوع بین یک تا دو درصد، ۷ استان با شیوع بین ۲ تا ۳ درصد و ۵ استان دیگر با شیوع بین ۴ تا ۵ درصد نیز شناسایی شده‌اند.

اکنون که نتایج این طرح منتشر شده است، مشخص شده که افراد مضطرب علی‌رغم آگاهی از مشکلات روانی خود، علاقه چندانی به پیگیری درمان و مشاوره ندارند.

بالاترین سطح اضطراب در پایتخت گزارش شده و ترکیب این دو آمار، نشان‌دهنده بروز آسیب‌های روانی و هم‌زمان بی‌میلی شهروندان تهرانی به جبران این آسیب‌ها است. به نظر می‌رسد که ساکنان پایتخت چنان تحت فشارند که تمایل چندانی به دنبال‌کردن خدمات «تراپی» ندارند.

شرکت‌کنندگان متأهل و جوان

این سنجش، پس از جنگ ۴۰ روزه، توسط سازمان بهزیستی کشور و با حمایت دیگر نهادها به اجرا درآمد و هدف آن ارزیابی آسیب‌های ناشی از جنگ بر سلامت روانی شهروندان بود.

شهروندان از تاریخ اول خرداد ۱۴۰۵ از طریق پیوندهایی که از طریق پیامک برای آن‌ها ارسال شده بود، به پرسش‌نامه‌هایی هدایت می‌شدند که سطح اولیه اضطراب آن‌ها را ارزیابی می‌کرد. در این سنجش، نسبت افراد دارای شغل آزاد، کارمندی و خانه‌داری تقریباً برابر بود و همچنین نسبت سطوح تحصیلی زیر دیپلم، دیپلم و کارشناسی نیز بسیار نزدیک به هم بود.

بیش از ۶۰ درصد از شرکت‌کنندگان را افراد متأهل تشکیل می‌دادند و گروه‌های سنی ۱۸ تا ۲۵ و ۳۶ تا ۴۵ سال به‌ویژه بیشترین مشارکت را در این سنجش داشتند. تفاوت تعداد مردان و زنان شرکت‌کننده نیز ناچیز بود. این طرح، یکی از گسترده‌ترین نمونه‌گیری‌ها از وضعیت روانی شهروندان ایرانی بعد از یک سال شرایط جنگی به شمار می‌رود.

ترکیب نیروی‌انسانی و فناوری

سیدحسن موسوی‌چلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، اعلام کرد: این طرح در شرایط دشوار کشور یک سرمایه ارزشمند برای بهزیستی و نظام سلامت محسوب می‌شود تا بتواننده پیامدهای روانی ناشی از جنگ را شناسایی و پایش کند و افراد را به سمت مدیریت خدمات سلامت روان هدایت نماید.

در جوامع دچار بحران‌های وسیع، شیوع اختلالات روانی می‌تواند تا دو برابر افزایش یابد. اکنون با بهره‌گیری از این تجربیات، می‌توانیم افراد را در شرایط بحرانی سریع‌تر شناسایی کرده و به آن‌ها مداخلات روان‌شناختی ارائه دهیم.

موسوی چلک همچنین اشاره کرد: پیمایش قبلی که بهزیستی انجام داده، متمرکز بر سالمندان بوده و نشان داد ۷۰ درصد سالمندان در زمان جنگ دچار افزایش اضطراب شده‌اند.

یک پنجم تهرانی‌ها اضطراب دارند

تمام ۳۱ استان کشور در این طرح سنجش سلامت روان شرکت کردند و مطلوب‌ترین وضعیت مختص استانی است که کمترین درصد افراد در معرض اضطراب (پرخطر) را داشته باشند.

آمارهای به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که در استان‌های پرجمعیت و شهرهای بزرگ، آسیب‌های روانی به شکل ملموسی بالاست. یک‌پنجم تهرانی‌ها با سطح بالای اضطراب مواجه هستند و از میان این گروه، تنها یک‌پنجم مایل به پیگیری جدی مشکلات خود هستند.

پس از تهران، خراسان رضوی با کمتر از ۱۰ درصد افراد دارای اضطراب و اصفهان در رتبه‌های بعدی قرار دارند. در انتهای جدول، استان‌های خراسان شمالی، سمنان و اردبیل با کمتر از یک‌درصد افراد پراضطراب و تمایل به پیگیری وضعیت روانی، در ردیف قرار گرفته‌اند.

به‌نظر می‌رسد که هرچه میزان آسیب افزایش یابد، آگاهی از ضرورت درمان نیز افزایش یابد، ولی این امر باعث نمی‌شود که همه افراد آسیب‌دیده تمایل به پیگیری درمان داشته باشند.

شهروندان پیگیر درمان روانی خود نیستند

با شروع مراحل اجرایی طرح سنجش سلامت روان، تعداد افرادی که در این طرح باقی می‌ماندند کاهش پیدا کرد. شهروندانی که دارای اضطراب شناسایی شدند، در مراحل بعدی به‌طور مداوم کمتر می‌شدند و از ۷۰ هزار مورد شناسایی‌شده، تنها حدود ۱۱ هزار نفر به مراکز مشاوره مراجعه کردند.

این آمارها حاکی از این است که شهروندان تمایل چندانی نسبت به پیگیری نیازهای درمانی روانی خود ندارند. به‌نظر می‌رسد که حوزه سلامت روان از نظر عموم مردم هنوز هم نیازمند درمان فوری تلقی نمی‌شود.