سپیده منصوری در مصاحبهای با خبرنگار ایسنا، به تجزیه و تحلیل اصلاحات اخیر در بازار سهام پرداخت و اظهار داشت: این اصلاح را باید در همتنیدگی سه عامل عمده بررسی کرد؛ نزدیکی شاخص کل به محدوده هدف، افزایش ریسکهای سیاسی و سیستماتیک و همچنین نگرانی از تغییر رویکردهای اقتصادی دولت. در این وضعیت، افزایش حجم عرضهها بعد از یک دوره رشد قابل توجه، امر غیر منتظرهای نیست؛ اما سوال اصلی این است که آیا این بازار در حال تحول روند خود است یا تنها به یک استراحت و بازتنظیم نیاز دارد.
وی ادامه داد: نخستین عامل بررسی وضعیت کنونی بازار را باید در رفتار طبیعی آن پس از دورههای رشد چشمگیر جستجو کرد. با نزدیک شدن شاخص کل به سطح ۸.۷ میلیون واحد، تمایل به شناسایی سود در برخی سرمایهگذاران شدت میگیرد. در این شرایط، تاجرانی که از روند صعودی اخیر به بازدهی مطلوبی دست یافتهاند، ممکن است تصمیم به نقد کردن قسمتی از سود خود بگیرند؛ به ویژه هنگامی که افق کوتاهمدت بازار با ابهاماتی مواجه شده است.
افزایش ریسکهای سیاسی و سیاستگذاری
این تحلیلگر بازار سرمایه به دومین عامل تاثیرگذار بر معاملات اشاره کرد و خاطرنشان ساخت: افزایش نگرانیها درباره تشدید تنشهای منطقهای میتواند بر رفتار معاملهگران تاثیر بگذارد. در بازاری که بخش زیادی از انتظارات سرمایهگذاران تحت تاثیر تحولات سیاسی قرار دارد، نااطمینانی ممکن است به سرعت خود را در روند معاملات نمایان کند.
منصوری ادامه داد: در چنین شرایطی، حتی شرکتهایی که از لحاظ بنیادی وضعیت مناسبی دارند، ممکن است در کوتاهمدت تحت تأثیر فشار فروش عمومی قرار بگیرند؛ بنابراین نمیتوان ریسکهای سیاسی را سادهانگاری کرد و بهعنوان عاملی کماهمیت در نظر گرفت.
وی همچنین به تحولات مربوط به نرخ خوراک و فرمول قیمتگذاری محصولات پالایشی اشاره کرد و گفت: خبرهای مرتبط با تغییر در سازوکار نرخگذاری و ارائه تخفیفات پالایشگاهها، ابهاماتی را در خصوص هزینههای خوراک و سودآوری این شرکتها ایجاد نموده است. همچنین توقف و تعلیق نمادهای پالایشی در اوایل مهرماه باعث افزایش حساسیت سرمایهگذاران نسبت به این موضوع گردیده است.
این تحلیلگر بازار سرمایه با تاکید بر اهمیت بررسی دقیق جزئیات تصمیمات سیاستگذاری افزود: تاثیر نهایی هر مصوبه میبایست بر اساس جزئیات ابلاغ شده، فرمولهای محاسباتی و صورتهای مالی هر شرکت تحلیل گردد؛ زیرا تغییر نرخ خوراک یا ضرایب قیمتگذاری لزوما بر تمامی شرکتهای این گروه تاثیر یکسانی نخواهد داشت.
آیا اصلاح بازار نشانهای از پایان روند صعودی است؟
منصوری در مورد احتمال خاتمه روند صعودی بورس اظهار داشت: برای پاسخ به این سوال باید تفاوتی میان اصلاح در شاخص و تغییر روند بنیادی بازار قائل شویم. نزدیک شدن شاخص کل به ناحیه ۸.۷ میلیون واحد، احتمال افزایش عرضه و نوسان را تقویت میکند، اما این مسأله بهتنهایی به معنای پایان روند صعودی نخواهد بود.
وی با تأکید بر اهمیت پایههای بنیادی شرکتها در ادامه مسیر بازار گفت: در این مرحله، کیفیت گزارشهای مالی شرکتها از اهمیت بیشتری برخوردار است. رشد نرخ ارز، تغییرات در نرخهای فروش و بهبود در درآمد عملیاتی میتواند برای تعدادی از شرکتها زمینهساز رشد سودآوری باشد؛ اما در عوض شرکتهایی که با کاهش مقدار فروش، افزایش هزینهها یا ابهام در سیاستهای قیمتگذاری مواجه هستند، ممکن است حتی در شرایط بازار صعودی نیز عملکرد ضعیفتری از خود نشان دهند.
این کارشناس بازار سرمایه افزود: بدین ترتیب، پیشبینی میشود در آینده فاصله عملکردی میان نمادها افزایش یابد. ممکن است شاخص کل به فاز استراحت وارد شود، اما برخی از سهامها که دارای گزارشهای مناسب و چشمانداز سودآوری قابلدفاع هستند، مسیر متفاوتی را برای خود انتخاب کنند.
به گفته او، این مرحله زمانی است که انتخاب سهام بر مبنای تحلیل بنیادی از اهمیت بیشتری نسبت به پیروی صرف از جهت شاخص برخوردار است و سرمایهگذاران باید بیشتر به وضعیت مالی و چشمانداز سودآوری شرکتها توجه نمایند.
شناسایی سود در سطوح کنونی منطقی است؟
منصوری با اشاره به نزدیکی شاخص کل به ناحیه هدف ۸.۷ میلیون واحد و افزایش ریسکهای سیاسی و سیاستگذاری اظهار داشت: با توجه به وضعیت فعلی، شناسایی بخشی از سود میتواند تصمیمی منطقی و متکی بر مدیریت ریسک باشد؛ بهویژه برای سرمایهگذارانی که در موج اخیر موفق به کسب بازدهی مناسبی شدهاند یا در سهمهایی حضور دارند که بخش کافی از انتظارات مثبت در قیمت آنها منعکس شده است.
وی تاکید کرد: با این حال، نباید شناسایی سود را معادل خروج کامل از بازار تلقی کرد. در شرایط کنونی، حفظ انعطافپذیری پرتفوی و بازنگری در ترکیب داراییها از اهمیت بالایی برخوردار است. کاهش وزن سهمهایی که از رشد اخیر فاصله زیادی گرفتهاند یا به لحاظ بنیادی با ابهاماتی مواجهاند، در کنار حفظ موضع در شرکتهای با گزارشهای قوی و ارزشگذاری منطقی، میتواند استراتژی محتاطانهتری باشد.
این کارشناس بازار سرمایه در خصوص سناریوهای محتمل در بورس نیز گفت: در سناریوی اول، در صورتی که تنشهای منطقهای تشدید نشود، سیاستگذاری اقتصادی از ثبات نسبتاً خوبی برخوردار باشد و گزارشهای شرکتها همچنان از سودآوری مناسب حکایت کنند، اصلاح بازار میتواند به فرصتی برای جابهجایی نقدینگی به سمت نمادهای بنیادی بدل گردد.
منصوری افزود: در سناریوی دوم، افزایش ریسکهای سیستماتیک یا انتشار تصمیمات غیرقابل پیشبینی میتواند فشار فروش را فراگیرتر کند و اصلاح شاخص را از یک استراحت مقطعی فراتر ببرد. بنابراین، تحولات سیاسی و اقتصادی و تصمیمات سیاستگذاران در تعیین مسیر آتی بازار نقش برجستهای خواهد داشت.
کیفیت سودآوری، معیار انتخاب سهام
وی همچنین بیان کرد: بازار سهام اکنون به مرحلهای رسیده که تصمیمگیری صرفاً بر اساس روند صعودی شاخص نمیتواند بهعنوان مبنای مناسبی برای سرمایهگذاری تلقی شود. نزدیک شدن به سطح هدف ۸.۷ میلیون واحد، شناسایی سود و مدیریت ریسک را توجیهپذیر میسازد، اما باید همچنان بین شرکتهای مختلف تمایز قائل شد. در راستای ادامه مسیر، کیفیت گزارشهای مالی، پایداری سودآوری و نوع مواجهه شرکتها با سیاستهای اقتصادی میتواند تعیینکننده مقاومت نمادها در برابر اصلاح بازار باشد.
منصوری تاکید کرد: به نظر من، رویکرد درست در این مقطع نه تنها خوشبینی غیرقابل قید و شرط و نه خروج هیجانی از بازار است؛ بلکه باید با شناسایی سود بهطور حسابشده، حفظ نقدینگی متناسب با سطح ریسک و تمرکز بر شرکتهایی که پشتوانه بنیادی برای ادامه مسیر دارند، تصمیم گیرد.
انتهای پیام
نظرات کاربران