به نقل از خبرآنلاین و به استناد فارس، مرسدس بنز ۷۷۰K که با عنوان Grosser Offener Tourenwagen شناخته می‌شود، با بهره‌گیری از نوآوری‌های پیشرفته در زمینه متالورژی و مهندسی مکانیک در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ میلادی طراحی و تولید گردید.

بدنه این خودرو به طور کامل با لایه‌هایی ضخیم از فولاد زرهی کاور شده بود. این صفحات به شکلی در شاسی و درها تعبیه شده بودند که در برابر شلیک مستقیم سلاح‌های سبک و حتی ترکش‌های ناشی از انفجار مین‌های کوچک مقاومت نمایند. یکی از چالش‌های کلیدی در این پروژه، حفظ یکپارچگی ساختاری شاسی به دلیل وزن سنگین این زره بود که مهندسان مرسدس را به بازنگری کامل طراحی پلتفرم زیرین خودرو وادار کرد تا از شکستن آن به دلیل فشارهای مکرر جلوگیری کنند.

علاوه بر این زره فولادی، شیشه‌های ضدگلوله‌ای نیز برای این خودرو طراحی شده بود. تکنولوژی تولید شیشه‌های ضدگلوله در آن دوران هنوز در مراحل ابتدایی خود بود. برای دستیابی به سطح مقاومت مورد نظر، مهندسان ناچار به استفاده از لایه‌های متعدد شیشه و مواد پیوندی با ضخامت ۴ سانتی‌متر شدند. تولید چنین شیشه‌ای که هم قابلیت تحمل ضربات بالستیک را دارا باشد و هم انکسار نور در آن به حدی نباشد که دید راننده را مختل کند، به عنوان یک پیشرفت چشمگیر در علم مواد به شمار می‌رفت.

یکی از جذاب‌ترین تضادهای طراحی در این وسیله، ساختار روباز یا کروکش بود. خودروهای زرهی به طور معمول باید بدنه‌ای کاملاً محصور داشته باشند، اما به خاطر نیاز به دیده شدن هیتلر در رژه‌های نظامی، مهندسان مجبور به پیدا کردن راه‌حلی نوآورانه شدند. آن‌ها برای مقابله با این چالش امنیتی، دیواری از زره متحرک و مخفی را در پشت صندلی‌های عقب تعبیه کردند. این دیواره فولادی به کمک یک سیستم مکانیکی سریع، در شرایطی که احساس خطر یا صدای شلیک حس می‌شد، به طور سریع بالا می‌آمد و به عنوان یک سپر حفاظتی، بخش پشتی سرنشینان را به طور کامل پوشش می‌داد.

حرکت دادن این غول زرهی نیازمند یک پیشرانه بسیار قوی بود. با افزودن صفحات فولادی، شیشه‌های چند لایه و سیستم‌های دفاعی، وزن این مرسدس بنز به عدد شگفت‌انگیز ۵ تن (۵۰۰۰ کیلوگرم) رسید. جابجایی چنین وزنی، به ویژه با توجه به نیاز به سرعت و شتاب لازم برای فرار از مناطق خطرناک، از توان موتورهای استاندارد در آن زمان خارج بود.

راهکار مهندسان استفاده از یک موتور ۸ سیلندر خطی با حجم عظیم ۷.۷ لیتر بود. به منظور مقابله با این وزن سنگین و ایجاد سرعت لازم، آن‌ها از یک سیستم سوپرشارژر معروف به Kompressor بهره بردند. این سیستم پرخورانی به موتور اجازه می‌داد که در دورهای بالا، قدرتی معادل ۲۳۰ اسب بخار تولید کند که برای فناوری موتورهای احتراق داخلی در آن دوره، رقم بسیار چشمگیری به شمار می‌رفت.

البته این وزن بالای خودرو و موتور قوی، هزینه‌هایی سنگین از نظر لجستیک و مصرف سوخت به همراه داشت. مصرف سوخت این دژ متحرک به حدود ۴۰ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر می‌رسید که حتی با استانداردهای آن زمان نیز به شدت ناکارآمد محسوب می‌شد. همچنین، فشار وارد بر سیستم تعلیق و ترمزها در این خودرو به طراحی قطعاتی با ابعاد کامیون‌های سنگین نیازمند بود. لاستیک‌های این لیموزین به‌طور خاص برای تحمل وزن بالا و مقاومت در برابر پنچری طراحی شده بودند تا در صورت حمله، خودرو توان ادامه حرکت را داشته باشد.

این لیموزین به نوعی نمایشگاهی متحرک برای تکنولوژی‌های زرهی و خودرویی به حساب می‌آمد. نوآوری‌های به کار رفته در این وسیله، از شاسی‌های تقویت‌شده و موتورهای سوپرشارژ گرفته تا مکانیزم‌های زرهی پنهان، پایه‌گذار استانداردهایی شدند که سال‌ها بعد در طراحی خودروهای محافظت‌شده مدرن برای سران کشورها مورداستفاده قرار گرفتند.

۵۸۵۸