سپهر کیانی هفت لنگ در یادداشتی که به ایسنا ارائه داده است، تصریح کرده: "باید بهطور روشن مشخص شود که هر توکن نمایانگر چه چیزی است: آیا نشاندهنده مالکیت مشاع است، حق مطالبه مقدار مشخصی از یک فرآورده است یا تنها بدهی قراردادی از سمت صادرکننده تلقی میشود؟ حقوق مرتبط با این توکنها از نظر قوانین، ورشکستگی و امکان بازخرید، از یکدیگر متفاوت هستند. محصولاتی چون متانول، قیر و برخی از فرآوردههای پالایشی در صورتی که بهطور قانونی و با استاندارد کیفیت تأیید شوند، میتوانند برای ارزیابی اولیه مناسب باشند. در قرارداد باید کمیت، کیفیت، محل نگهداری، میزان کسری مجاز و شرایط تحویل بهطور دقیق مشخص گردد.
مدل پیشنهادی برای شرکتهای خصوصی
مدل کمریسکتر به توکنی مربوط میشود که بر اساس موجودی واقعی در انباری تحت نظارت صادر میشود؛ هرچند که این نوع توکن کاملاً بیخطر محسوب نمیشود. دارنده کالا یا سرپرست آن باید قبل از صدور، اسناد خرید و مالکیت، قابلیت انتقال حقوق و محدودیتهای مربوط به فروش را بررسی کند. انباردار مستقل باید مقدار کالا را ثبت کند، تأیید کیفیت را از آزمایشگاه بگیرد و تمهیدات بیمهای مناسب را برقرار نماید. دارندگان توکن باید از جزئیات اینکه در برابر چه شخصی و تحت چه شرایطی حق مطالبه یا تحویل دارند، آگاه باشند. جدا کردن حقوق دارایی مشتریان از دارایی عملیاتی شرکت دارای اهمیت فراوانی است.
راهکارهای عملیاتی و زیرساختها
چرخه عملیاتی با پذیرش اعتبار قانونی کالا، بازرسی، ثبت اسناد و محاسبه موجودی خالصی که قابل تخصیص است، آغاز میشود. در ادامه، برای همین مقدار توکن صادر شده و به مشتری احراز شده تخصیص مییابد. انتقالات فقط میان اشخاص مجاز و پس از بررسی محدودیتهای قانونی صورت میپذیرد. در زمان بازخرید، توکن مربوطه باید همزمان با ثبت حواله و خروج کالا از گردش خارج یا سوزانده شود. تمام مستندات از قبیل دفترکل دیجیتال، سیستم انباری، حسابداری و اسناد تحویل باید قابلیت انطباق با یکدیگر داشته باشند. قراردادهای هوشمند نیازمند قابلیتهای توقف اضطراری، تعیین سقف صدور، کنترل دسترسی و حسابرسی امنیتی هستند.
مزایای اقتصادی به همراه منابع درآمد
برای شرکتهای خصوصی، منابع ممکن از کارمزدهای مربوط به صدور توکن، معاملات مجاز، خدمات مربوط به انبار و بازرسی و تحویل کالا تأمین میشود. برای مالک محصولات، تقسیم موجودی به واحدهای کوچکتر میتواند به ارتقاء دسترسی به خریداران واجد شرایط و بهینهسازی مدیریت سرمایه در گردش کمک کند. برای خریدار، توانایی ردیابی مبدأ، مقدار و وضعیت موجودی میتواند یک مزیت به حساب آید. اما باید توجه داشت که توکنسازی به خودی خود نمیتواند ارزش افزوده یا سود تضمینی ایجاد کند؛ چرا که سود خالص به عواملی مانند نقدشوندگی واقعی، هزینه انبارداری و بیمه، زیرساختها، رعایت قوانین و سطح تقاضای موجود بستگی دارد.
چالشهای حقوقی و مقرراتی در ایران
بزرگترین چالش در این حوزه، تعیین ماهیت حقوقی توکن و نهاد ناظر بر آن است. در صورتی که توکن بهعنوان ابزار سرمایهگذاری جمعی یا اوراق بهادار طبقهبندی شود، باید الزامات بازار سرمایه رعایت شود؛ اگر بهعنوان ابزار پرداخت یا رمزارز در نظر گرفته شود، بررسیهای بانک مرکزی اهمیت ویژهای مییابد. علاوه بر این، قوانین مرتبط با محصولات نفتی، بورس انرژی، انبارداری، حمل و نقل، صادرات، قاچاق کالا، مالیات و مبارزه با پولشویی و غیره، همگی بدون توجه به فناوری اجرا میشوند. بنابراین، نمیتوان تنها با ثبت یک شرکت یا ایجاد بلاکچین، عرضه را قانونی تلقی کرد. پیش از اجرای هر گونه اقدام، لازم است از مشاور حقوقی تخصصی نظر خواهی شده و مجوز از مراجع مربوطه اخذ گردد.
ریسکها و معایب اصلی
خطراتی نظیر صدور توکن بیش از موجودی، فروش همزمان یک محموله در سامانههای مختلف، افت کیفیت، از بین رفتن یا کسری آن، و اختلافات حقوقی بر سر مالکیت و ناامیدی در تحویل، از جمله ریسکهای بنیادین در این حوزه به شمار میآیند. همچنین، خطراتی مشابه هک قراردادهای هوشمند، مشکلات مرتبط با اتصال انبار به بلاکچین، تمرکز قدرت در دست مدیر سامانه، نقدشوندگی پایین و نوسانات مقررات نیز وجود دارند. تحریمها میتوانند فعالیتهای بینالمللی در حوزه پرداخت، بیمه، حمل و نقل و همکاری با طرفهای خارجی را محدود کنند؛ در حالی که توکنسازی نمیتواند این محدودیتها را برطرف کند.
مدل محدود اجرا و ارزیابی سودآوری
یک شروع ایدهآل شامل یک آزمایش اولیه با یک محصول خاص، یک انبار کنترلشده و گروهی محدود از مشتریان حرفهای است؛ بهویژه پس از تعیین وضعیت حقوقی. در این مرحله، تنها یک محموله واقعی ثبت و آزمایش خواهد شد و سپس فقط به اندازه موجودی خالص قابل تحویل توکن خرج خواهد شد. در طول این فرآیند آزمایشی، لازم است تحویل واقعی، ابطال توکن، تطابق اسناد و رسیدگی به اختلافات بهدقت بررسی شود. معیارهای تصمیمگیری شامل هزینه هر معامله، زمان تسویه، نسبت پوشش ذخایر، درصد اختلافات موجود در انبار، نرخ بازخرید و حجم تقاضای واقعی میباشند. برای محاسبه سود، باید هزینههای سرمایه، بیمه، نگهداری، مالیات، فناوری و انطباق را از حساب خارج کرد.
جمعبندی
توکنسازی محصولات نفتی در بخش خصوصی ایران میتواند بهعنوان ابزاری برای مدیریت و انتقال حقوق مرتبط با کالاهای واقعی عمل کند و هیچگاه بهعنوان جایگزینی برای اسناد مالکیت یا ضوابط مربوط به صنعت نفت در نظر گرفته نمیشود. موفقیت این فرآیند به سه عامل بستگی دارد: ۱) حق قانونی و قابل اجرای دارنده توکن، ۲) موجودی مستقل و قابل حسابرسی، و ۳) توانایی واقعی در تسویه و تحویل کالا. در غیاب این شروط، سرعت معاملات دیجیتال ممکن است تنها منجر به تسریع انتقال ریسک گردد."
انتهای پیام
نظرات کاربران